نوشته‌هایی با برچسب "قیصر امین پور"

این ترانه بوی نان نمی دهد (قیصر امین پور) این ترانه بوی نان نمی دهد (قیصر امین پور)

این ترانه بوی نان نمی دهد. بوی حرف دیگران نمی دهد. سفره ی دلم دوباره باز شد. سفره ای که بوی نان نمی دهد. نامه ای که ساده وصمیمی است. بوی شعر و داستان نمی دهد :. با سلام و آرزوی طول عمر. که زمانه این زمان نمی دهد. کاش این زمانه زیر و رو شود. روی خوش به ما نشان نمی دهد. یک وجب زمین برای بغچه. یک دریچه آسمان نمی دهد. وسعتی به قدر جای ما دو تن. گر زمین دهد ، زمان نمی دهد. فرصتی برای دوست داشتن. نوبتی به عاشقان نمی دهد. هیچ کس برایت از صمیم دل. دست دوستی تکان نمی دهد. هیچ کس به غیر ناسزا تو را. هدیه ای به رایگان نمی دهد. کس ز فرط های و هوی گرگ و میش

شعر قیصر امین پور در مورد خدا شعر قیصر امین پور در مورد خدا

پیش از اینها فکر می‌کردم خدا. خانه ای دارد کنار ابرها. مثل قصر پادشاه قصه ها. خشتی از الماس خشتی از طلا. پایه های برجش از عاج و بلور. بر سر تختی نشسته با غرور. ماه برق کوچکی از تاج او. هر ستاره، پولکی از تاج او. اطلس پیراهن او، آسمان. نقش روی دامن او، کهکشان. رعد وبرق شب، طنین خنده اش. سیل و طوفان، نعره توفنده اش. دکمه ی پیراهن او، آفتاب. برق تیغ خنجر او ماهتاب. هیچ کس از جای او آگاه نیست. هیچ کس را در حضورش راه نیست. پیش از اینها خاطرم دلگیر بود. از خدا در ذهنم این تصویر بود. آن خدا بی رحم بود و خشمگین. خانه اش در آسمان، دور از زمین. بود، اما

لحظه های کاغذی:اثر مرحوم قیصر امین پور لحظه های کاغذی:اثر مرحوم قیصر امین پور

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری. شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری. لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن. خاطرات بایگانی،زندگی های اداری. آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین. سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری. با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته. خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری. صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده. خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری. عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی. پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری. رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم. شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری. عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوه

رفتار من عادی است (قیصر امین پور) رفتار من عادی است (قیصر امین پور)

رفتار من عادی است. اما نمی دانم چرا. این روزها. از دوستان و آشنایان. هرکس مرا می‌بیند. از دور می‌گوید:. این روزها انگار. حال و هوای دیگری داری!. اما. من مثل هر روزم. با آن نشانیهای ساده و با همان امضا،. همان نام و با همان رفتار معمولی. مثل همیشه ساکت و آرام این روزها. تنها. حس می کنم گاهی کمی گنگم. گاهی کمی گیجم. حس می‌کنم از روزهای پیش. قدری بیشتر این روزها را دوست دارم. گاهی- از تو چه پنهان -. با سنگها آواز می‌خوانم. و قدر بعضی لحظه‌ها را خوب می‌دانم. این روزها گاهی از روز و ماه و سال،. از تقویم از روزنامه بی خبر هستم. حس می‌کنم گاهی کمی کمتر

شعر قیصر امین پو�� درباره کربلا شعر قیصر امین پور درباره کربلا

شادروان قیصر امین‌پور در «نی نامه» نگاه دیگری به نی دارد و سر نی را به گونه‌ای عاشورایی بازگو کرده است. 18بیت اول مثنوی «بشنو از نی چو شکایت می‌کند» به نی نامه معروف است و این بار مرحوم قیصر امین پور گزارش دیگری از نی به دست داده است؛ می دانیم که سر مبارک حضرت امام حسین (ع) را پس از آن که از تن چاک چاکش جدا کردند بر سر نی خیزرانی منزل به منزل با کاروان اسیران به شام بردند. روایت منظوم زنده یاد قیصر امین پور از این واقعه:. خوشا از دل نم اشکی فشاندن. به آبی آتش دل را نشاندن. خوشا زان عشقبازان یاد کردن. زبان را زخمه فریاد کردن. خوشا از نی خوشا از

خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر (اشعار زنده یاد قیصر امین پور) خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر (اشعار زنده یاد قیصر امین پور)

شعر خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر از سروده های زنده یاد قیصر امین پور. خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر. این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر. آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف. ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر. ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان. ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !. آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح. مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر. مثل شعر ناگهان ، مثل گریه بی امان. مثل لحظه های وحی ، اجتناب ناپذیر. ای مسافر غریب ، در دیار خویشتن. با تو آشنا شدم ، با تو در همین مسیر. از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی. دیدمت و

اشعار زیبا و خواندنی قیصر امین پور اشعار زیبا و خواندنی قیصر امین پور

کودکی ها. کودکی هایم اتاقی ساده بود. قصه ای دور اجاقی ساده بود. شب که میشد نقشها جان میگرفت. روی سقف ما که طاقی ساده بود. میشدم پروانه خوابم می پرید. خوابهایم اتفاقی ساده بود. زندگی دستی پر از پوجی نبود. باری ما جفت و طاقی ساده بود. قهر میکردم به شوق آشتی. عشقهایم اشتیاقی ساده بود. ساده بودن عادتی مشکل نبود. سختی نان بود و باقی ساده بود. قیصر امین پور. یادداشتهای گم شده. پس کجاست؟. چندبار. خرت و پرت های کیف بادکرده را. زیروروکنم. پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسرکار. کارتهای اعتباری. کارتهای دعوت عروسی و عزا. قبضهای آب و برق و غیره و ک

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه