نوشته‌هایی با برچسب "اشعار زیبای عید نوروز"

اشعار زیبای عید نوروز (3) اشعار زیبای عید نوروز (3)

اشعار زیبای عید نوروز (3). ز باغ‌ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید. کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید. کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید. تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید. چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید. تو را مه‌مان ناخوانده به روزی صد هزار آید. کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید. چنان دانی که هر کس را همی زو بوی یار آید. بهار امسال پنداری همی خوش‌تر ز پار آید. وزین خوش‌تر شود فردا که خسرو از شکار آید. بدین شایستگی جشنی، بدین بایستگی روزی. ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی. فرخی ترجیع‌بند. اشعار عید نوروز. آمد

اشعار زیبای عید نوروز اشعار زیبای عید نوروز

چند گویی که چو هنگام بهار آید. گل بیارید و بادام به بار آید. روی بستان را چون چهره ی دلبندان. از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید. این چنین بیهوده ای نیز مگو با من. که مرا از سخن بیهوده عار آید. شصت بار آمد نوروز مرا مهمان. جز همان نیست اگر ششصد بار آید. هر که را شست ستمگر فلک آرایش. باغ آراسته او را به چه کار آید ؟. سوی من خواب و خیال است جمال او. گر به چشم تو همی نقش و نگار آید. " ناصرخسرو ". نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز. زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز. کبکان دری غالیه در چشم کشیدند. سروان سهی عبقری سبز خریدند. بادام بنان مقنعه بر سر بدریدند. شا

اشعار زیبای عید نوروز (2) اشعار زیبای عید نوروز (2)

دوباره آمد از راه. بهار سبز و زیبا. جوانه زد درختان. در ده کوچک ما. پروانه ‏های رنگی. می‏رقصند روی گل ها. در دشت و در بیابان. در باغ های زیبا. مادربزرگ خوبم. دوباره سفره چیده. هفت سین سفره گوید. که سال نو رسیده. " ملیحه آقاجانی. رعد همی زند دُهل ، زنده شده است جزء و کل. در دل شاخ و مغز گل بوی بهار می‏کشد. آن‏که ضمیر دانه را علت میوه می‏کند. راز دل درخت را بر سر دار می‏کشد. لطف بهار بشکند رنج خمار باغ را. گرچه جفای دی کنون سوی خمار می‏کشد. " مولانا ". بهار آمد ، بهار من نیامد. گل آمد گُلعذار من نیامد. برآوردند سر از شاخ ، گل ‏ها. گلی بر شاخسار م

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه