نوشته‌هایی با برچسب "اشعار رمضان مبارک"

اشعار زیبا ماه مبارک رمضان (2) اشعار زیبا ماه مبارک رمضان (2)

(ماه استغفار). سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا. درودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا. سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش. درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش. سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار. درودم بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار. سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی. درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی. سلام بر تو ای ماه هدایت ای مه ایمان. درودم برتو ای ماه عنایت ای مه سبحان. سلامم بر تو ای ماه تلاوت ای مه فرقان. درودم بر تو ماه شهادت ای مه قرآن. سلامم بر تو ای ماه مبارک ماه وعظ و پند. درودم بر تو ای ماه سالک ای مه پیوند. سلامم بر تو ا

اشعار فرارسیدن ماه مبارک رمضان اشعار فرارسیدن ماه مبارک رمضان

اشعار ماه رمضان, اشعار فرارسیدن ماه مبارک رمضان. کم کم هلالِ ماهِ خدا می رسد ز راه. اوقاتِ نابِ اهلِ بکاء می رسد ز راه. مهمان کند خدا همگان را به سفره اش. وقتی که ماهِ جود و سخا میرسد ز راه. گُل میکند به لب همه دم ذکر یا علی. زیرا بهارِ اهلِ دعا می رسد ز راه. ماهِ مجیر و جوشن و شب های عاشقی. ماهِ جنون و ماهِ صفا میرسد زِ راه. دستت دراز کن چو گدا سمتِ سفره اش. وقتی گدا به پشتِ گدا میرسد ز راه. امضا کند خدا گذر از نار دم به دم. چون ماهِ توبه ، ماهِ عطا میرسد ز راه. وقتی که ماهِ خوبِ خدا رو کند به ما. فرصت برای ترکِ گناه میرسد ز راه. معلوم میشود ک

اشعار زیبا ماه مبارک رمضان اشعار زیبا ماه مبارک رمضان

ماه برکت زِ آسمان می آید. صوت خوش قرآن و اذان می آید. تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه. تبریک،بهار رمضان می آید. امشب طلب عشق زِدلدار کنیم. شیطان رجیم را سر دار کنیم. امر فرجش اگر مهیا باشد. این ماه کنار یار افطار کنیم(انشاالله). حسین وکیلی زارچ. آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟. آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست. باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک. می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست. سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست. تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست. بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب. تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست. مرغ شب نیمه شب دیده به ره می

اشعار ماه مبارک رمضان (5) اشعار ماه مبارک رمضان (5)

مرا به خلوت و ذکر شبانه راهی نیست. چرا که سهمیه ام غیر روسیاهی نیست. همیشه غیر تو را کرده ام طلب از تو. ببخش! نیت و مقصود من الهی نیست. مرا به سوی خودش می کشد چنان نفسم. که یک دو گام دگر تا خود تباهی نیست. فقط تو مشتری دست خالی ام هستی. اگرچه پیش تو دل گاه هست و گاهی نیست. اگر مرا نخری ورشکست خواهم شد. کمک که وضعیتم ، وضع رو به راهی نیست. تو دست یخ زده ام را گرفتی و انگار. به نامه ی عملم اصلاً اشتباهی نیست. دوباره بر سر سفره نشاندیم امسال. اگرچه بنده ی تو عبد دل بخواهی نیست. به روضه روزه ی خود باز می کنم زیرا. برای روزه که بی روضه جایگاهی نیست.

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه