نثر کهن ایران

بازخوانی سیرت رسول الله (ص) 

بازخوانی سیرت رسول الله (ص). توامانی مقام ادبی و تاریخی نزد متون نظم و نثر فارسی خاصیتی است که در کمتر زبانی یافت می شود . سیرت رسول ا. به انشای رفیع الدین اسحاق و ترجمه ی ابن هشام از همین نمونه آثار است . قوت کلام در عین وفاداری به تاریخ . سیرت رسول ا. مرجعی است که گزیده هایی از آن در تواریخ دیگر نیز مورد استفاده قرار گرفته است. و در سخا از همه بهتر بود و در شجاعت از همه بیشتر بود و در فصاحت از همه نیکوتر و تمام تر بود و در عهد و پیمان از همه درست تر بود و در خوی و خلق از همه نیکوتر بود و در تعیّش با مردم از همه بزرگ تر. بر بدیهه، چون وی

سیرت رسول الله

ادامه مطلب ...
ياران غار

داستانی از کتاب یاران غار. در اخبار است که ایشان هفت کس بودند، ملک زادگان به روزگار دقیانوس، در شهر افسوس. و دقیانوس جباری بود متکبر، دعوی خدایی کردی. وقتی، از ملکی از ملوک اطراف، تهدید نامه رسید به دقیانوس که «اکنون پیر شدی. ولایت به من تسلیم کن و اگر نه، حرب را ساخته باش که می آیم به دیار تو!». دقیانوس دانست که با وی بر نیاید. بترسید از تهدید وی. تا روزی گربه ای بر بام گنبد قصر بدوید، هرستی بیامد. دقیانوس پنداشت که آن ملک تاختن آورد. رنگ از روی وی برفت. هفت ملک زاده آنجا بودند و بدیدند. شب، وقت طعام، یکی از آن هفت کس گفت: « اندیشه ای ب

یاران غار

ادامه مطلب ...
جمعِ سواد عالم

جمعِ سواد عالم گزیده ای از داستان تَوَدُّد، کنیز هزار و یک شب. جذابیت داستانِ تَوَدُّدِ کنیز، تنها در همه‌چیزدانیِ او یا طرح نجاتِ خاصِ آقایش نیست، در جمع‌کردنِ کلِ سوادِ دوره‌‌ایست که داستان، تنها رسانه‌ی آموزشی بوده. تودد، ن��ادی از حکیمِ همه‌چیزدانِ شرقی است، نمونه‌ای کامل از آن‌چه در فرهنگ شرقی، آدمِ باسواد انگاشته می‌شده. تَوَدُّد، کنیزی است که آقایش مثل همه‌ی داستان‌های شرقی، ثروت پدری را بر باد داده و به افلاس افتاده و به آقایش اصرار می‌کند که او را پیش هارون ببرد تا توانایی‌های خود را عرضه کند و آقایش را از این وضع نجات بدهد. آقایش با

ادامه مطلب ...
قصه ابراهیم با مرغان

اما این آیت که خدای ـ عزوجل ـ گفت: " و اذ قال ابراهیم رب ارنی کیف تحی الموتی. قال اولم تؤمن؟ قال: بلی، ولکن لیطمئن قلبی، قال: فخذ اربعه من الطیر فصر هن الیک ثم اجعل علی کل جبل منهن جزاً. (1) ". این قصه چنان بود که بدان وقت که ابراهیم ـ علیه السلام ـ از مکه بازگشت و خواست که باز شام شود(2)و پیش از آن که از مکه برفت میان کوه مکه اندیشه همی کرد و به دل خویش گفت: بایستی که بدانمی که خدای ـ عزوجل ـ روز قیامت مرده را چگونه زنده کند. پس از خدای ـ عزوجل ـ اندر خواست، گفت: " ربی ارنی کیف تحی الموتی". گفت: یا رب مرا بنمای که روز قیامت مرده را چگونه زند

مرغان ابراهیم

ادامه مطلب ...
اما ملک الشعرا زنده است!

لحن روایت حاجی‌بابای اصفهانی، شوخ و زنده است. ‌در دکان پدر «اصول و مبادی دلاکی را به ضرب چوب آموخته» و پیش ملای محل، دوکلاسی سواد به هم می‌رساند وکم‌کم «جامع تیغ و قلم!» می‌شود. عثمان‌آغا، تاجر بغدادی از مشتریان مشت و مال، از حاجی‌‌بابا دعوت می‌کند تا برای سیاهه نوشتن و دستک بر داشتن، منشی و محررش باشد. حاجی‌‌بابا روانه سفر می‌شود و ماجراهای بسیار می‌بیند. سرانجام دلاک تیغ ران، به منشیگری اولین سفیر ایران در لندن می‌رسد. پست و بلند بسیار می‌بیند و بسیار سفر می‌کند. دست آخر در روزگار پیری کارپرداز شاه در دربار عثمانی می‌شود و از آنجا که «یک

ادامه مطلب ...
سیاست نامه / اندر شناختنِ‌ قدرِ نعمتِ‌ ایزد

اندر شناختنِ‌ قدرِ نعمتِ‌ ایزد،تعالی، ملوک را. شناختن قدر نعمت ایزد تعالی نگاه داشتِ رضای اوست،‌‌عَزَّ اسْمُهُ، و رضای حق، تعالی، اندر احسانی باشد که با خَلق کرده شود و عدلی که میان ایشان گسترده آید. چون دعای خلق به نیکویی پیوسته گردد، آن مُلک پایدار بوَد و هر روز زیادت باشد، و آن مَلِک از دولت و روزگار خویش برخوردار بوَد و بدین جهان نیکو نام بوَد و بدان جهان رستگاری یابد و حسابش آسان تر باشد که گفته اند بزرگان دین که:‌«المُلکُ بیقی مَعَ الکُفِر و لا بیَقی مَعَ الظُلمِ »، معنی آن است که ملک با کفر بپاید و با ستم نپاید. حکایت اندر این معنی. چنی

ادامه مطلب ...
قديمي ترين نثر فارسي

قدیمی ترین کتابی که به نثر پارسی دری به جای مانده است رساله ای است در احکام فقه حنفی تصنیف حکیم ابوالقاسم بن محمد سمرقندی که به خط محمد بن محمد حافظی معروف به خواجه پارسا استنساخ شده است این رساله که فقط یک نسخه قدیمی (و یک رونوشت آن) به جای مانده است از مقدمه شاهنانه ابومنصوری هم که معمولاً به عنوان قدیم ترین اثر باقی مانده نثر فارسی شمرده می شود قدیم تر است که تاریخ تألیف آن را حدود 315 هجری یعنی قریب 35 سال پیش از تألیف شاهنامه ابومنصوری شمرده اند . علامت دوستی خداوند ـ عزوجل ـ و دلیل صدق آن در فرمانها1 خدای ـ عزوجل ـ تقصیر ناکردن است و سنت2

قدیمی ترین نثر فارسی

ادامه مطلب ...
چند حکایت از اسرارالتوحید

چند حکایت از اسرارالتوحید. اسرارالتوحید. ابوسعید ابوالخیر از مشهورترین عرفا و پیران طریقت است که گفته ها و مجالس او فیض بخش مریدان وی و پویندگان طریقت در همه ی ادوار بوده است. محمد بن منور از نوادگان بوسعید کتابی در شرح احوال و اقوال نیای خویش مدون ساخته که به اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، مشهور است. این کتاب از متون فارسی ارزشمند نیمه ی دوم قرن ششم هجری است که هم از جهت نثر فارسی و هم محتوای عرفانی آن حائز اهمیت است. حکایات:. * گفته اند که پدر شیخ ما ، بابوابوالخیر ، سلطان محمود را عظیم دوست داشتی و او را در میهنه سرایی بکرد و بر د

چند حکایت چند حکایت از اسرارالتوحید حکایت اسرارالتوحید

ادامه مطلب ...
در مذمّت اسراف و تبذير

حکایتی از جوامع الحکایات. شک نیست که اسراف، مُبذَّرِ کنوزِ اموال 1و مخرَّبِ قصورِ اعمار2 ست و مرد مسرف، از فایدة نعمت محروم بود و به وخامت عاقبت و ندامت، گرفتار. و نصّ قرآن، مر فرزندان آدم را در تناولِ طعام و محافظت غذا می‌فرماید: قوله- تعالی- "کُلُوا وَ اشَرُبوا وَ لا تُسِرفُو اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرفین" 3 و مصطفی- صلی الله علیه و آله- فرموده است: "الاِقتصادُ 4 نِصفُ العیش" و گفته‌اند: این حدیث در میانه گرفتن5 آن است که دخل چنان گیری که شاید و نتیجة دیگر آن است که خرج چنان کنی که باید. و جماعتی که آفریدگار- سبحانه و تعالی- مرایشان را نعمتی

اسراف تبذیر

ادامه مطلب ...
جشن های ایرانیان

جشن های ایرانیان نوروز چیست؟. نخستین روز است از فروردین ماه، و زینجهت روز نو نام کردند زیراک1 پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست ازین پنج روز، همه جشن هاست. و ششم فروردین ماه، نوروز بزرگ دارند زیراک خسروان بدان پنج روز حقهای حشم و گروهان [و بزرگان] بگزاردندی و حاجتهای روا کردندی، آنگاه بدین روز ششم خلوت کردندی خاصگان را. و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین آنست که اول روزی است از زمانه، و بدو فلک آغازید گشتن. 2. تیرگان چیست؟ سیزدهم روز است از تیرماه و نامش تیر است همنام ماه خویش3 و همچنین است به هر ماهی آن روز که همنامش باشد، او را جشن دارند.

جشن ایرانیان جشن های ایرانیان

ادامه مطلب ...
قصه دختر سعید مسیّب

قصه سعید مسیّب که او را مسند تدریس بود در بغداد. او را دختری بود که صفت لطف و جمال او به امیرالمومنین رسید، چه حیله‌ها و توسل‌ها کرد غیر ستم و ظلم، که آن دختر را در نکاح خود آرد؛ البته میسر نشد. فقیهی بود در درس او را از همه مُقِّل‌حال‌تر، و در صف نَعّال‌تر. او را مادری بود درویش. آن بزرگ را نظر بر او افتاد، چون درس خلوت شد، او را پیش خواند. احوال او بپرسید و او را گفت که«دختر تو را دهم و نایب من باشی. ». او این قصه با مادر حکایت کرد. مادرش ترسید که این، از تکرار شب و تحصیل روز بی‌نوایی، دیوانه شد. -ای فرزند، به خواب دیدی یا خیال است تو ر

ادامه مطلب ...
فریب‌کاری مرد هزّال

مردی بود ظریف و هزّال[1] که قرض بسیار بر او جمع شده بود. غریمان[2] بر او ازدحام کردند و او را در کشاکش آوردند،[3] بیچاره شد و ندانست که چه کند. غریمی بر او رحم کرد و در خلوت او را گفت: اگر من تو را حیلتی آموزم که همه غریمان تو را واگذارند و بروند چه می‌گویی؟ گفت: هرچه فرمایی به جان ایستادگی دارم[4]. گفت: شرط کن که قرض مرا بازدهی. قبول کرد. گفت: چون طلبکاری نزد تو اید و زر طلبد، تو بر روی او بانگ سگ کن، و باید که غیر از این فعلی از تو صادر نشود. هزّال آن را قبول کرد. چون روز دیگر قرض‌خواهان هجوم کردند، هرکدام که پیش آمدند و زر طلبیدند، او

ادامه مطلب ...
و این گناه بزرگ بزرگان شما کرده اند...

‎ چنگیز، متوجه بخارا شد و در اوایل محرم سنه سبع عشره و ستمائه، به دروازه قلعه نزول فرمود. ‎. و لشکرها بر عدد مور و ملخ فزون بود و از حصر و احصا بیرون، فوج فوج، هر یک چون دریای ِ در موج می رسیدند و برگرد شهر نزول می کردند. ‎. و روز دیگر را، که صحرا از عکس خورشید، تشتی نمود پر از خون، دروازه بگشادند و در ِ نفار و مکاوحت بر بستند. ‎. و معارف شهر بخارا، به نزدیک چنگیزخان رفتند و چنگیزخان به مطالعه حصار و شهر در اندرون آمد، و در مسجد جامع راند و در پیش مقصوره بایستاد و پسر او تولی پیاده شده و بر بالای منبر برآمد. چنگیزخان پرسید که «سرای سلطان اس

ادامه مطلب ...
جدل نامبارک اهل دل

در طفولیت بر سر کویی چنان که عادت کودکان باشد بازی می‌کردم. کودکی چند را دیدم که جمع می‌آمدند. مرا جمعیت ایشان شگفت آمد؛ پیش رفتم پرسیدم که کجا می‌روید؟ گفتند به مکتب از بهر تحصیل علم. گفتم چه باشد؟ گفتند ما جواب ندانیم، از استاد ما باید پرسیدن؛ این بگفتند و از من در گذشتند. بعد از زمانی با خود گفتم گویی علم چه باشد و من چرا با ایشان پیش استاد نرفتم و از او علم نیاموختم؟ بر پی ایشان رفتم، ایشان را نیافتم؛ اما شیخی را دیدم در صحرایی ایستاده. در پیش رفتم و سلام کردم؛ جواب داد و هر چه به حسن لطف تعلق داشت با من در پیش آورد. من گفتم جماعتی کود

ادامه مطلب ...
شناس نامه‌ی شاه‌نامه*

شناس نامه‌ی شاه‌نامه*بخش نخست. «به روزگار سامانیان جهان آباد بود و ملک بی خصم و لشکر فرمان‌بردار و روزگار مساعد و بخت موافق. ». نظامی عروضی. اشاره: مردمان ایران که از ستم خلفای بغداد و حکومت استبداد رها شده بودند، در دوران حکومت‌های آزاد و مستقل صفاری و سامانی بنیان نوزایی فرهنگ و ادب فارسی را نهادند و شاه‌نامه، نوبرانه و دست‌آورد تمام آن تلاش‌ها بود. شاه‌نامه ره‌آورد آزادی و دانایی‌ست! از همین روست که در تمام شاه‌نامه بر آزادی و آزاده‌گی و خرد و دانایی پای فشرده شده است. آن آزاداندیشی دوران صفاری و سامانی زمینه را برای آفرینش‌های فرهنگی و تل

ادامه مطلب ...
و من به هلاک خویش یقین داشتم

و من به هلاک خویش یقین داشتمحکایتی از کتاب «فرج بعد از شدت». جمعی از مشایخ دریابار که در دیار هند و بلاد سند، تردد و اختلاف 1 داشتند، حکایت کردند که در آن دیار، شایع و مشهور بود که مردی از جمله صیادان که معاش او از صید فیل بود، گفت عادت من در شکار فیلان چنان بود که در مشرعی 2 که مسکن پیلان بودی، تیری که پیکان او را زهرآب داده بودمی بر پیل زدمی و دندان فیل و پوستش جدا کردمی. یک نوبت هم بر این عادت فیلی را زخم کردم و آن فیل بیفتاد و بانگی صعب بکرد و فیلان دیگر بگریختند و بعد از لحظه ای ، فیل بزرگ تر بازگشت و بر سر فیل مجروح بایستاد و در تیر می ن

ادامه مطلب ...
باز ایستید و فرود آیید

ورود کاروان امام‌ حسین (ع) به سرزمین نینوا به روایت فیض‌الدموع بخش ادبیات تبیان. «فیض الدموع» از جمله مقاتل عاشوراست که در حوالی سال 1283 قمری توسط میرزا محمدابراهیم نواب تهرانی ملقب به «بدایع‌نگار» (1241- 1299 ق) تصنیف شد. بدایع‌نگار از رجال فرهنگی سیاسی عهد قاجار است که چندی عهده‌دار معاونت وزارت علوم و مدتی نیز منشی وزارت خارجه بوده است. او در فیض الدموع با استفاده از منابع مهم واقعه عاشورا، به‌ویژه کتاب «لهوف» سیدبن‌طاوس، با زبانی شیوا به شرح واقعه کربلا پرداخته است. دقت نظر و اهتمام مولف در سنجش اعتبار روایات تاریخی، فیض‌الدموع را برخلا

ادامه مطلب ...
راماین:رام و سیتا

در قرن دهم هجری که بازار نثر مذهبی در ایران عهد صفوی رواج داشته، در هندوستان ترجمه های زیبا و شیوایی از سانسکرت به فارسی به عمل آمد. ترجمه ی «طوطی نامه» و «راماین» از آن جمله بود. راماین که از قصه های شیرین هندی و اصل آن به شعر بوده توسط نقیب خان و عبدالقادر بداوتی ترجمه شد. این داستان حاوی نکات بسیار نازک و لطیف است و مترجمان نیز آن را به امانت به فارسی رسا و بی پیرایه ای درآورده اند. قطعه ای از راماین را از کتاب «سبک شناسی» شادروان استاد بهار ـ مجلدسوم ـ نقل می کنیم. راماین. در صفت دریا و عشق رام:. «دریا را چنان دیدند که از شتاب باد موج های

ادامه مطلب ...
زندان مرد

زندان مردتقسیم شادیها. جمله شادیها، سه است: یکی شادی حرام است، و یکی شادی مکروه، و یکی شادی واجب. آن چه حرام است، به معصیت شاد بودن است و آن این است که قولهُ تعالی: (شادمان مباش که خدا مردم پرنشاط«مغرور» را دوست نمی‌دارد. «لقصص، آیه 76») . و آن چه مکروه است، به دنیا شاد بودن است، و این است که گفت قوله تعالی: (و این مردم به زندگانی دنیا دلشادند «رعد، آیه 26»). و آن چه واجب است، شادی به حق، و آن، آن است که گفت: (پس به خود در این معامله بشارت دهید. «توبه، آیه 111»). خواجه عبدالله انصاری. تلخ و شیرین روزی دهقانی نشسته بود. برزگری او را خیاری

زندان مردان

ادامه مطلب ...
نامه ی نوه ی چنگیز مغول به پاپ زبان فارسی

نامه ی نوه ی چنگیز مغول به پاپ زبان فارسینامه ی نوه ی چنگیز مغول به پاپ به زبان فارسی(سند مهمی از وسعت عملکرد زبان فارسی در سده ی سیزدهم میلادی). پس از تسلط عرب ها ، ایرانیان که به اهمیت داشتن یک زبان خودی مشترک برای ارتباط قوم های گوناگون ایرانی پی برده بودند، از دل زبان عربی با بهره گیری از لغت های پهلوی و عربی و به کارگیری خط عربی (که خود در تکمیل و زیبا سازی آن سهم به سزایی داشتند) زبان جدیدی را پدید آورند. نخستین متن های این زبان در حدود دویست سال پس ازفتح اعراب پدیدار شدند. با پیشرفت و تکمیل آن که دویست سال دیگر به درازا انجامید، زبان ف

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه