شعر

از خودت به خودت

از خودت به خودت. اشعاری از شاعرانی چون: ایو بون فوا، اکتاویو پاز، برتولت برشت، روبرتو خواروز و اریش فرید. فرآوری: مهسا رضایی -بخش ادبیات تبیان. نام حقیقی/ ایو بون‌فوا من این قلعه ای را که تو بودی، بیابان خواهم نامید. این صدا را شب و چهره ی تو را “نبودن”‌ می نامم. و هنگامی که بر زمین سترون شده سقوط می کنی. صاعقه ای که تو را می برد، نیستی می نامم. مردن، جایی بود که تو دوست می داشتی، من می آیم. اما همیشه از راه های تاریک تو. من خواسته های تو، پیکرِ تو و حافظه ی تو را نابود می کنم. من آن دشمن تو ام که رحم ندارد. من تو را جنگ می نامم. و جنگ را بر

ادامه مطلب ...
شعری منتشر نشده از امام خمینی(ره)

شعری منتشر نشده از امام خمینی(ره). شعری منتشر نشده از امام خمینی (ره) در قالب مسمط در نسخه‌ای قدیمی یافت شد که در کتاب خاندان امام خمینی(ره) منتشر خواهد شد. بخش ادبیات تبیان. محمدجواد مرادی‌نیا محقق و پژوهشگر تاریخ در گفت‌وگویی ، از دست‌یابی به شعری منتشر نشده از امام خمینی (ره) خبر داد و گفت: در جریان پژوهش‌های تاریخی خود به شعری منتشر نشده از امام خمینی (ره) دست یافتم که در سال 1304 شمسی سروده شده است. این شعر در مدح امام زمان (عج) و در قالب مسمط بوده و امام خمینی (ره) آن را در زمانی سروده است که در حجره‌های مدرسه فیضیه اقامت داشته و 23 سا

ادامه مطلب ...
اگر مرا دوست نداشته باشی

اگر مرا دوست نداشته باشی. اشعاری از شاعران معاصری : محمدعلی بهمنی، رسول یونان ، اکبر اکسیر، شمس لنگرودی و . . فرآوری: مهسا رضایی -بخش ادبیات تبیان. ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم- محمد علی بهمنی: ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم. خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید. و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید. رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست. چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید. به کف و ماسه که نایاب‌ترین مرجان ها. تپش تب‌زده نبض مرا می فهمید. آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد. مثل خورشید که خود را به دل من بخش��د. ما به اندازه هم سهم ز دریا ب

اگر مرا دوست نداشته باشی

ادامه مطلب ...
عشق نهان است

عشق نهان است شعری ایتالیایی به ترجمه‌ ی بهاره نیک فرجام. پییرو بی گنجاری (Piero Bigongiari) شاعر بزرگ ایتالیا و از استادان سبک ارمتیسم * در 15 اکتبر1914 متولد شد و 7 اکتبر 1997 در ( فلورانس ) درگذشت . شعری از این شاعر نامدار ایتالیایی را می خوانید: عشق نهان است ،. در میان یک تماس تلفن ،. یک مسافرت ،. یک فریاد ،. رنجِ اکنون . میانِ یک لبخند و در فراقِ آن ،. اما این عشق است ، همین فضای اندکی که هست :. تفاوتِ احتمال، درد جانکاهی که بی تاب است. اگر فنجانی ترک برداشته … تکه های اش باقی مانده ،. این عشق است که آن را نگه می دارد ،. و از نو می سازد .

عشق نهان عشق های نهان

ادامه مطلب ...
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را. اشعاری از شاعران معاصر ایرانی: کاظم بهمنی، رویا باقری، مهدیه لطیفی، لیلا کردبچه، آرش شفاعی. کاظم بهمنی: تو همانی که دلم لک زده لبخندش را. او که هرگز نتوان یافت همانندش را. منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد. غزل و عاطفه و روح هنرمندش را. از رقیبان کمین کرده عقب می ماند. هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را. مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر. هر که تعریف کند خواب خوشایندش را. مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد. مادرم تاب ندارد غم فرزندش را. عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو. به تو اصرار نکرده است فرایندش را. قلب من م

تو همانی که دلم لک زده تو همانی که دلم لک زده لبخندش تو همانی که دلم لک

ادامه مطلب ...
بیهوده به پرواز میندیش كبوتر

بیهوده به پرواز میندیش کبوتر. اشعاری از سعید بیابانکی، محمد روحانی، علیرضا سپاهی لائین، غلام حسن اولاد و حافظ ایمانی. غزلی از سعید بیابانکی: افتاده در این راه، سپرهای زیادی. یعنی ره عشق است و خطرهای زیادی. بیهوده به پرواز میندیش کبوتر!. بیرون قفس ریخته پرهای زیادی. این کوه که هر گوشه آن پاره لعلی است. خورده است بدان خون جگرهای زیادی. درد است که پرپر شده باشند در این باغ. بر شانه تو شانه به سرهای زیادی. از یک سفر دور و دراز آمده انگار. این قاصدک آورده خبرهای زیادی. راهی است پر از شور، که می بینم از این دور. نی های فراوانی و سرهای زیادی. هم در ب

ادامه مطلب ...
کراوات‌ها را جدی نگیر

کراوات‌ها را جدی نگیر. اشعاری از رسول یونان، سعید بیابانکی، ابراهیم اکبری دیزگاه، سارا محمدی اردهالی، علی عبداللهی، مفتون امینی و ابوالقاسم تقوایی. «کراوات‌ها را جدی نگیر»- رسول یونان: سیاهی از سفیدی می‌زند بیرون. می‌زند بیرون. سیاهی از ذات اسکلت آهنی ساختمان. و سفیدی اتاق‌ها را لکه‌دار می‌کند. هر طور شده. زشتی از زیبایی می‌زند بیرون. کافی است. دعوایی جزیی شکل بگیرد. رکیک‌ترین دشنام‌ها را می‌دهند. آدم‌های به ظاهر مؤدب. تحت تعقیب . - سعید بیابانکی: یک روز از بهشتت. دزدیده ایم یک سیب. عمری است در زمین ات. هستیم تحت تعقیب. خوردیم در زمین ات. این

جدی نگیر

ادامه مطلب ...
باور كنید من نمونه‌ام

باور کنید من نمونه‌ام. اشعاری از علیرضا عباسی، محمدرضا ترکی ، واهه آرمن ، شهاب مقربین ، سارا محمدی اردهالی ، اکبر اکسیر و علیرضا طبایی. علیرضا عباسی: آن طرف دیوار. باران می‌بارد. این طرف دیوار. باران. کسی دارد. برای دوری آدم‌ها. گریه می‌کند. محمدرضا ترکی: عادت. پیش از آنی که به چشمان تو عادت بکنم. باید ای دوست به هجران تو عادت بکنم. یا نباید به سرآغاز تو نزدیک شوم. یا از آغاز به پایان تو عادت بکنم. بهتر آن است که چشم از تو بپوشم انگار،. تا به چشمان پشیمان تو عادت بکنم. چون زمستان و خزان از پی هم می آیند. من چگونه به بهاران تو عادت بکنم؟. بادبا

باور کنید

ادامه مطلب ...
چه غمناک است

چه غمناک است. اشعاری از مریم جعفری آذرمانی، واهه آرمن ، شهاب مقربین، سهیل محمودی، سارا محمدی اردهالی، اکبر اکسیر و علیرضا راهب. واهه آرمن: چه غمناک است. صدای عقربه‌های ساعت. در صندوقی کهنه. که کلید قفلش را. مادربزرگ در جیب گذاشت. و با خود برد. مریم جعفری آذرمانی: من از تصویرهای پیش پا افتاده بیزارم. ولی بین همین‌ها هم، زنان را دوست‌تر دارم. اگر یک آجر از دیوارها افتاد می‌ترسند. خدا را شکر می‌گویم که خوشبختانه آوارم. فقط با چشم‌های بسته می‌بینم حقیقت را. فقط با چشم‌های باز می‌خوابم که بیدارم. سرود من حماسی نیست زیرا پیشِ تهمینه. چرا این لاشه‌ها

ادامه مطلب ...
رویش سبز و ریزش زرد

رویش سبز و ریزش زرد. اشعاری از وارطان هاکوپیان، مفتون امینی ، ساره دستاران و هایده حسن زاده. من و تو- وارطان هاکوپیان من و تو زیر درخت نشسته ایم،. - درخت بهار را می زید. من و تو زیر درخت نشسته ایم،. - درخت تابستان را می زید. من و تو زیر درخت نشسته ایم،. - درخت پاییز را می زید. من و تو زیر درخت نشسته ایم،. - درخت زمستان را می زید. من و تو زیر درخت خاک شده ایم،. - ببین درخت چه می زید. گویه- 197 – مفتون امینی درخت را می بینیم. که از سفر زمستانی خود، شاد و جوان بر می گردد. و ما با تن و جانی فرسوده. رود را می بینیم. که هم در خانه می ماند و هم به در

ادامه مطلب ...
دست خالی مرا بگیر!

دست خالی مرا بگیر!. اشعاری از محمدرضا ترکی، سعید بیابانکی، حمید رضا اکبری شروه، کاووس حسن لی، رسول یونان ، علیرضا سپاهی لائین. یا علی! / محمدرضا ترکی دل شکسته ام. مثل کودکی یتیم. او که یک پیاله شیر هم نداشت. تا برای تو بیاورد. دل شکسته ام. ای پناه هر چه خسته و فقیر. ادبیات پایداری / سعید بیابانکی دور تا دور حوض خانه ما. پوکه های گلوله گل داده است. پوکه های گلوله را آری. پدر از آسمان فرستاده است. عید آن سال ،حوض خانه ما. گل نداد و گلوله باران شد. پدرم رفت و بعد هشت بهار. پوکه های گلوله گلدان شد. پدرم تکه تکه هر چه که داشت. رفت همراه با عصاهایش.

دست مرا بگیر

ادامه مطلب ...
صدای خنده کودک شکست

صدای خنده کودک شکست. سوگنامه هایی از سه شاعر معاصر، که احساس همدردی خود را در کلمه کلمه ی شعرشان با مردم زلزله زده ی آذربایجان بیان داشته اند. سوگنامه هایی از سه شاعر معاصر، که احساس همدردی خود را در کلمه به کلمه ی شعرشان با مردم زلزله زده ی آذربایجان بیان داشته اند. این از خواص زلزله الارض است. علی رضا قزوه:. سه دانگ از صدای عاشیق ها. هنوز در زیر آوار است. و شمس تبریزی. آمده است به فعلگی و معلمی قرآن. جایی در حوالی اهر. و شیخ محمود. دارد از زیر همین آوار. مثنوی و قرآن بیرون می آورد و می خواند:. "همه عالم به نور اوست پیدا . ". ستارخان هنوز یک

صدای خنده کودک

ادامه مطلب ...
زندگی عالم آسایش نیست

زندگی عالم آسایش نیست. اشعاری از بیدل، مولوی و صائب تبریزی. زندگی عالم آسایش نیست (بیدل) اشک یک لحظه به مژگان بار است. فرصت عمر همین مقدار است. نفس آیینه این اسرار است. بس که‌ گرم است هوای گلشن. غنچه اینجا سر بی‌دستار است. شیشه‌ساز نم اشکی نشوی. عالم از سنگدلان‌، کهسار است. خشت داغی‌ست عمارتگر دل. خانه آینه یک دیوار است. می کشی سرمه عرفان نشود. بینش از چشم قدح دشوار است. همچو آیینه اگر صاف شوی. همه جا انجمن دیدار است. گوش‌کو تا شود آیینه راز ؟. ناله ما نفس بیمار است. درد گل ‌کرد ز کفر و دین شد. سبحه اشک مژه‌، زنار است. نیست گرداب ‌صفت آرامم. س

ادامه مطلب ...
و گردابی چنین هائل

و گردابی چنین هائل. اشعاری از پوران کاوه، علیرضا عباسی ، واهه آرمن ، شهاب مقربین ، سارا محمدی اردهالی ، مریم جعفری آذرمانی و علیرضا راهب. پوران کاوه: «و گردابی چنین هائل». بیا. صورت‌مان را با سیلی سرخ کنیم. بیا، حالا که. بالش گرگ پُر از پَرهای ماست. به ریش کبوتر. به شاخ‌های دیو بخندیم. مطمئن باش. بدون بال. با رۆیای پرواز هم می‌توان به اوج رسید. علیرضا عباسی: بعضی وقت‌ها قد می‌کشد. از درخت‌های دور میدان آزادی. از ساختمان‌های دوقلو هم بلندتر می‌شود. با همان صورت همیشگی. از پوست می‌گذرد. و جایی می‌رود. که آدم صدایش درنیاید. تکلیف آدم با زخم‌های ب

ادامه مطلب ...
امروز با فردا چه فرقی می کند؟

امروز با فردا چه فرقی می کند؟ سه شعر از سه گانه ی فاضل نظری. شهر 2 هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار. چنین چرا دلتنگم؟! چنین چرا بیزار. زمین از آمدن برف تازه خشنود است. من از شلوغی بسیار رد پا بیزار. قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز. قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار. اگرچه می گذریم از کنار هم آرام. شما زمن متنفر، من از شما بیزار. به مسجد آمدم و ناامید برگشتم. دل از مشاهده ی تلخی ریا بیزار. صدای قاری و گل دسته های پژمرده. اذان مرده و دلهای از خدا بیزار. به خانه ام بروم؟! خانه از سکوت پر است. سکوت می کند از زندگی مرا بیزار. تمام خانه سکوت و ت

ادامه مطلب ...
مِهر مُرد و ماه در زنجیر شد

مِهر مُرد و ماه در زنجیر شد. اشعاری از علیرضا قزوه، سعید بیابانکی و علیرضا سپاهی لائین. بعد تو چندین قیامت دیر شد ما را ببخش – علیرضا قزوه بعد تو چندین قیامت دیر شد ما را ببخش. مِهر مُرد و ماه در زنجیر شد ما را ببخش. راوی این قصه از یعقوب یادی هم نکرد. یوسف این قصه دیگر پیر شد ما را ببخش. نازنینا عدل ما را کشت، تو دیگر مکش. مهربانا ظلم عالم گیر شد ما را ببخش. از حدیث قدسی چشمت کسی شرحی نخواند. مصحف زلف تو بد تفسیر شد ما را ببخش. ما ندانستیم راز عقل و سرّ عشق چیست. عقل مُرد و عاشقی تحقیر شد ما را ببخش. تیرمان بر سنگ خورد و خون مان بر خاک ریخت.

ادامه مطلب ...
جشنواره شعر دانشجویی سیاه مشق

جشنواره شعر دانشجویی سیاه مشق. سوگواره شعر محرم. ارسال آثار در تمامی قالب های شعری. مهلت ارسال آثار تا 20 آبان. پست اینترنتی: siahmashgheshgh@gmail. com. مکان: دانشگاه شهید بهشتی - دانشکده حقوق - تالار عدالت. زمان برگزاری مراسم: 29 آّبان - 4 محرم الحرام. بخش ادبیات تبیان.

جشنواره شعر دانشجویی جشنواره ی شعر دانشجویی شعر سیاه مشق

ادامه مطلب ...
شعر قیصر درباره کربلا

شعر قیصر درباره کربلا. شادروان قیصر امین‌پور در «نی نامه» نگاه دیگری به نی دارد و سر نی را به گونه‌ای عاشورایی بازگو کرده است. 18بیت اول مثنوی «بشنو از نی چو شکایت می‌کند» به نی نامه معروف است و این بار مرحوم قیصر امین پور گزارش دیگری از نی به دست داده است؛ می دانیم که سر مبارک حضرت امام حسین (ع) را پس از آن که از تن چاک چاکش جدا کردند بر سر نی خیزرانی منزل به منزل با کاروان اسیران به شام بردند. روایت منظوم زنده یاد قیصر امین پور از این واقعه:. خوشا از دل نم اشکی فشاندن. به آبی آتش دل را نشاندن. خوشا زان عشقبازان یاد کردن. زبان را زخمه فریاد

شعر قیصر درباره کربلا شعر درباره کربلا شعر درباره ی کربلا

ادامه مطلب ...
اسب خیرم لاغرست و خنجر کردار کند

اسب خیرم لاغرست و خنجر کردار کند. قصایدی از اوحدی مراغه ای، وحشی بافقی و مسعود سعد سلمان. قصیده ای از اوحدی مراغه ای: راه گم کردم، چه باشد گر به راه آری مرا؟. رحمتی بر من کنی وندر پناه آری مرا؟. می‌نهد هر ساعتی بر خاطرم باری چو کوه. خوف آن ساعت که با روی چو کاه آری مرا. راه باریکست و شب تاریک، پیش خود مگر. با فروغ نور آن روی چوماه آری مرا. رحمتی داری، که بر ذرات عالم تافتست. با چنان رحمت عجب گر در گناه آری مرا. شد جهان در چشم من چون چاه تاریک از فزع. چشم آن دارم که بر بالای چاه آری مرا. دفتر کردارم آن ساعت که گویی: بازکن. از خجالت پیش خود در آ

ادامه مطلب ...
تو داری می رسی از راه

تو داری می رسی از راه. اشعاری از فاضل نظری، محمدمهدی سیار، محمدامین جعفری حسینی و سید علی میرافضلی. فاضل نظری: پلنگ سنگی دروازه های بسته ی شهرم. مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم. مرا ای ماهی عاشق رها کن فکر کن من هم. یکی از سنگ های کوچک افتاده در نهرم. تفاوت های ما بیش از شباهت هاست باور کن. تو در تلخی ،شراب کهنه ای ،من تلخی زهرم. کسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشم. تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم. تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من. پلنگ سنگی دروازه های بسته ی شهرم. محمدمهدی سیار- سر در گم: باری ست گران که مانده بر دوشم. این سَر که

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه