شعر

اینجا، همان ادامه غوغای کربلاست

اینجا، همان ادامه غوغای کربلاست. تازه ترین سروده عبدالمجید فرائی تقدیم به شهدای مدافع حرم. بخش ادبیات تبیان. آنان که آتشی، به حریم خدا زدند. بر خیمه گاه آل عبا، کربلا زدند. آنان که هلهله، همه کردند شادمان. شلاق بر وجود گُل هل اتی زدند. امروز باز بار دگر، قد کشیده اند. مهمان حق به تیغ نهان، در منی زدند. القاعده که ساخته دست دشمن است. چه حرف ها، زِ دین خدا، نابجا زدند. آنان به شام رفته و با عقده های خویش. "عمار" با "اویس"، به دار جفا زدند. پارا گذاشتند، ز هر قاعده برون. تهمت به مبدا و به معاد خدا زدند. درکربلا و سامره، با بمب، بی امان. ضربه به ش

ادامه مطلب ...
نوبت جانبازی عباس شد

نوبت جانبازی عباس شد. مدح حضرت ابوالفضل (ع) و جانبازان در آثار شاعران معاصر بخش ادبیات تبیان. شعری از علی معلم دامغانی در مدح حضرت ابوالفضل(ع). تشنه تشنه ترین هایم برخور ای مَرد!. نوش کن یک کف و صد مَشک ببر پُر ای مَرد!. بسترم نرم و نجیب است روم گام به گام. چون شود سخت و سراشیب خورم سُر ای مَرد!. سردم و شب زده و شور نه شیرین و روان. ریزم از صخره ی شَلّال به شُرشُر ای مَرد!. جوش صحرا و سراب است و کنارم سر آب. زآب خُوردم رمه رم خورده به آخور ای مَرد!. کم مَبینم که سفیر غم و اشکم چون ابر. دُرّم و لؤلؤام و قطره ی چون دُر ای مَرد!. میزبان عربت بنده

ادامه مطلب ...
نوبت جانبازی عباس شد

نوبت جانبازی عباس شد. مدح حضرت ابوالفضل (ع) و جانبازان در آثار شاعران معاصر بخش ادبیات تبیان. شعری از علی معلم دامغانی در مدح حضرت ابوالفضل(ع). تشنه تشنه ترین هایم برخور ای مَرد!. نوش کن یک کف و صد مَشک ببر پُر ای مَرد!. بسترم نرم و نجیب است روم گام به گام. چون شود سخت و سراشیب خورم سُر ای مَرد!. سردم و شب زده و شور نه شیرین و روان. ریزم از صخره ی شَلّال به شُرشُر ای مَرد!. جوش صحرا و سراب است و کنارم سر آب. زآب خُوردم رمه رم خورده به آخور ای مَرد!. کم مَبینم که سفیر غم و اشکم چون ابر. دُرّم و لؤلؤام و قطره ی چون دُر ای مَرد!. میزبان عربت بنده

ادامه مطلب ...
اینجا، همان ادامه غوغای کربلاست

اینجا، همان ادامه غوغای کربلاست. تازه ترین سروده عبدالمجید فرائی تقدیم به شهدای مدافع حرم. بخش ادبیات تبیان. آنان که آتشی، به حریم خدا زدند. بر خیمه گاه آل عبا، کربلا زدند. آنان که هلهله، همه کردند شادمان. شلاق بر وجود گُل هل اتی زدند. امروز باز بار دگر، قد کشیده اند. مهمان حق به تیغ نهان، در منی زدند. القاعده که ساخته دست دشمن است. چه حرف ها، زِ دین خدا، نابجا زدند. آنان به شام رفته و با عقده های خویش. "عمار" با "اویس"، به دار جفا زدند. پارا گذاشتند، ز هر قاعده برون. تهمت به مبدا و به معاد خدا زدند. درکربلا و سامره، با بمب، بی امان. ضربه به ش

ادامه مطلب ...
یاعلی توکیستی؟

یاعلی توکیستی؟. سروده عبدالمجید فرائی در وصف امیرالمؤمنین به مناسبت میلاد حضرت علی علیه السلام. بخش ادبیات تبیان. یاعلی، تو کیستی؟ حق باتو نجوا می کند حق تعالی، کارهای تو، تماشا می کند بنده ای، از بندگان حضرت رب جلیل لیک، آن حضرت مقام تو، معما می کند با خلیل الله، درباطن، چه نجواکرده ای با تبر، در بتکده، مشق تو لا می کند جد والای تو، اسماعیل، با تو همصدا هرچه را گوئی، به عشق و ناز، معنامی کند در کلاس درس تو، اسحق و ابراهیم و نوح مرده رازنده، به عشق تو، مسیحا می کند حضرت موسی، به مکتب خانه ات، ره یافته دانش والای خود، آن جا شکوفا می کند یوسف صد

ادامه مطلب ...
یاعلی توکیستی؟

یاعلی توکیستی؟. سروده عبدالمجید فرائی در وصف امیرالمؤمنین به مناسبت میلاد حضرت علی علیه السلام. بخش ادبیات تبیان. یاعلی، تو کیستی؟ حق باتو نجوا می کند حق تعالی، کارهای تو، تماشا می کند بنده ای، از بندگان حضرت رب جلیل لیک، آن حضرت مقام تو، معما می کند با خلیل الله، درباطن، چه نجواکرده ای با تبر، در بتکده، مشق تو لا می کند جد والای تو، اسماعیل، با تو همصدا هرچه را گوئی، به عشق و ناز، معنامی کند در کلاس درس تو، اسحق و ابراهیم و نوح مرده رازنده، به عشق تو، مسیحا می کند حضرت موسی، به مکتب خانه ات، ره یافته دانش والای خود، آن جا شکوفا می کند یوسف صد

ادامه مطلب ...
گریه کردم

گریه کردم به بهانه ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه. مادر سادات، من مانند طفلان یتیمم / فاطمیه، در عزای جانگدازت گریه کردم. بخش ادبیات تبیان. من چو مادر مردگانم، در عزایت گریه کردم. گریه کردی، من برای گریه هایت گریه کردم. حضرت صاحب زمان "ع" اکنون عزادار تو باشد. او بریزد اشک، من هم، در عزایت گریه کردم. قلب من آتش گرفته، دیگر آرامش ندارد. بیت الاحزان، از برای های هایت ،گریه کردم. مادر سادات، من مانند طفلان یتیمم. فاطمیه، در عزای جانگدازت گریه کردم. شیعیان ماتم زده، هرساله در سوگت نشینند. هر زمان یادم فتاده، در هوایت گریه کردم. سیلی و دیوار و

ادامه مطلب ...
گریه کردم

گریه کردم به بهانه ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه. مادر سادات، من مانند طفلان یتیمم / فاطمیه، در عزای جانگدازت گریه کردم. بخش ادبیات تبیان. من چو مادر مردگانم، در عزایت گریه کردم. گریه کردی، من برای گریه هایت گریه کردم. حضرت صاحب زمان "ع" اکنون عزادار تو باشد. او بریزد اشک، من هم، در عزایت گریه کردم. قلب من آتش گرفته، دیگر آرامش ندارد. بیت الاحزان، از برای های هایت ،گریه کردم. مادر سادات، من مانند طفلان یتیمم. فاطمیه، در عزای جانگدازت گریه کردم. شیعیان ماتم زده، هرساله در سوگت نشینند. هر زمان یادم فتاده، در هوایت گریه کردم. سیلی و دیوار و

ادامه مطلب ...
غروب جمعه

غروب جمعه. غروب جمعه دلم ، بیقرار می گردد. بخش ادبیات تبیان. سروده تازه "عبدالمجیدفرائی" در مورد امام زمان (عج) که این شاعر در اختیار سایت تبیان قرار داده است:. غروب جمعه دلم ، بیقرار می گردد. تمام روح و روان ، گردیارمی گردد. طواف می کند ای ندل، هماره گردجهان. دلم به دست تو زیبا، شکارمی گردد. بهانه می کند این دل،همیشه دیدن تو. تما م ذ کر دلم ، ا نتظا ر می گردد. گهی غمی دل من را،به مشت می گیرد. وجود اقدس تو ، غمگسار می گردد. به جمکران روم و جای پای تو گردم. زخاک پای تو جان ، مشکبارمی گردد. به خویش می نگرم،نادمم زکرده خویش. دلم زدست خودم، شرمسار

ادامه مطلب ...
غروب جمعه

غروب جمعه. غروب جمعه دلم ، بیقرار می گردد. بخش ادبیات تبیان. سروده تازه "عبدالمجیدفرائی" در مورد امام زمان (عج) که این شاعر در اختیار سایت تبیان قرار داده است:. غروب جمعه دلم ، بیقرار می گردد. تمام روح و روان ، گردیارمی گردد. طواف می کند ای ندل، هماره گردجهان. دلم به دست تو زیبا، شکارمی گردد. بهانه می کند این دل،همیشه دیدن تو. تما م ذ کر دلم ، ا نتظا ر می گردد. گهی غمی دل من را،به مشت می گیرد. وجود اقدس تو ، غمگسار می گردد. به جمکران روم و جای پای تو گردم. زخاک پای تو جان ، مشکبارمی گردد. به خویش می نگرم،نادمم زکرده خویش. دلم زدست خودم، شرمسار

ادامه مطلب ...
سر توماس وایت

سر توماس وایت. سر توماس وایت در دوران ناپایدار و مدام در حال تغییر رنسانس در سالهای 1503-1542 به عنوان شاعری پیشرو می زیست. یکی از افتخارات بزرگ او معرفی قالب سانِت (Sonnet) در ادبیات انگلیسی است. مریم سمیعی- بخش ادبیات تبیان. سر توماس وایت (Sir Thomas Wyatt) در دوران ناپایدار و مدام در حال تغییر رنسانس در سالهای 1503-1542 به عنوانی شاعری پیشرو می زیست. در دانشگاه کمبریج تحصیل کرد و به عنوان یکی از دیپلمات های دربار هِنری هشتم به کشورهای مختلف اروپایی سفر کرد. این سفرها در نویسندگی او بسیار مؤثر بود چرا که از این طریق توانست با شاعران موفق

ادامه مطلب ...
سر توماس وایت

سر توماس وایت. سر توماس وایت در دوران ناپایدار و مدام در حال تغییر رنسانس در سالهای 1503-1542 به عنوان شاعری پیشرو می زیست. یکی از افتخارات بزرگ او معرفی قالب سانِت (Sonnet) در ادبیات انگلیسی است. مریم سمیعی- بخش ادبیات تبیان. سر توماس وایت (Sir Thomas Wyatt) در دوران ناپایدار و مدام در حال تغییر رنسانس در سالهای 1503-1542 به عنوانی شاعری پیشرو می زیست. در دانشگاه کمبریج تحصیل کرد و به عنوان یکی از دیپلمات های دربار هِنری هشتم به کشورهای مختلف اروپایی سفر کرد. این سفرها در نویسندگی او بسیار مؤثر بود چرا که از این طریق توانست با شاعران موفق

ادامه مطلب ...
شوق دیدار خدا ،داشت نمر

شوق دیدار خدا ،داشت نمر. عبدالمجید فرائی از شاعران کشورمان برای شهادت شیخ نمر توسط رژیم آل سعود شعری سروده و در اختیار سایت تبیان قرار داده؛ این شعر به شرح زیر است: بخش ادبیات تبیان. تقدیم به مجاهدشهید، شیخ باقر النمر. شوق دیدار خدا ،داشت نمر. فکرتی ناب وجدا داشت نمر. در نظر داشت،خداوندی هست. از خداوند ، حیا داشت نمر. پادشاهان و سلاطین، همه مست. فکر بیدار و رها داشت نمر. باک ازکشته شدن، لا والله. درس ازکرب و بلا داشت نمر. شیعه، دلبسته و پابند علی است. به علی عشق و وفا داشت نمر. با طواغیت زمان ، ناهمگون. سر تسلیم ،کجا داشت نمر؟. مکتب اش مکتب عاش

ادامه مطلب ...
شوق دیدار خدا ،داشت نمر

شوق دیدار خدا ،داشت نمر. عبدالمجید فرائی از شاعران کشورمان برای شهادت شیخ نمر توسط رژیم آل سعود شعری سروده و در اختیار سایت تبیان قرار داده؛ این شعر به شرح زیر است: بخش ادبیات تبیان. تقدیم به مجاهدشهید، شیخ باقر النمر. شوق دیدار خدا ،داشت نمر. فکرتی ناب وجدا داشت نمر. در نظر داشت،خداوندی هست. از خداوند ، حیا داشت نمر. پادشاهان و سلاطین، همه مست. فکر بیدار و رها داشت نمر. باک ازکشته شدن، لا والله. درس ازکرب و بلا داشت نمر. شیعه، دلبسته و پابند علی است. به علی عشق و وفا داشت نمر. با طواغیت زمان ، ناهمگون. سر تسلیم ،کجا داشت نمر؟. مکتب اش مکتب عاش

ادامه مطلب ...
یلدای آریایی (2)

یلدای آریایی (2). فرهنگ، آیین و سنت های هر جامعه ای همیشه در ادبیات یک کشور رسوخ می کند. آسیه بیاتانی-بخش ادبیات تبیان. برگزاری یک سنت و آیین هزار ساله، نشان دهنده این است که وقتی موضوعی با روح و جان آدمی آمیخته باشد، هرگز فراموش شدنی نیست. اصالت، سنت، آیین، فرهنگ و وطن مواردی اندکه هر ایرانی از آنها محافظت می کند. یکی از این آیین ها، پاس نگه داشتن شب تولد مهر، میترا، خورشید و یا شب یلدا است. شب چله یا شب یلدا از جمله سنت هایی است که ریشه در ایران باستان داشته و تا به امروز پاس داشته شده است. در مقاله قبل با عنوان " یلدای آریایی" در مورد یل

ادامه مطلب ...
یلدای آریایی (2)

یلدای آریایی (2). فرهنگ، آیین و سنت های هر جامعه ای همیشه در ادبیات یک کشور رسوخ می کند. آسیه بیاتانی-بخش ادبیات تبیان. برگزاری یک سنت و آیین هزار ساله، نشان دهنده این است که وقتی موضوعی با روح و جان آدمی آمیخته باشد، هرگز فراموش شدنی نیست. اصالت، سنت، آیین، فرهنگ و وطن مواردی اندکه هر ایرانی از آنها محافظت می کند. یکی از این آیین ها، پاس نگه داشتن شب تولد مهر، میترا، خورشید و یا شب یلدا است. شب چله یا شب یلدا از جمله سنت هایی است که ریشه در ایران باستان داشته و تا به امروز پاس داشته شده است. در مقاله قبل با عنوان " یلدای آریایی" در مورد یل

ادامه مطلب ...
لبریزم از چکاچک خون انارها

لبریزم از چکاچک خون انارها. اشعاری برای طولانی ترین شب سال بخش ادبیات تبیان. در آستانه شب یلدا بلندترین شب سال، سروده هایی از چهار شاعر جوان منتشر شد. سفر کن تا ببینی در نگاهم بی قراری را. سفر کن تا ببیند چشم تو چشم انتظاری را. من از عطر تو فهمیدم که کُشتن کار دشمن نیست. تو از عطرم پذیرفتی هوای ماندگاری را. به قدری اشک از چشمان من باریده که حتی. ندارد آسمان هم طاقت این گریه زاری را. تمام روز را در خانه می مانم ،خیال تو. ببین انداخته بر گردن این شهر داری را. بیا برگرد طولانی نکن تنهایی شب را. اگر یلدا تویی برپا کنم در خود بهاری را. زهرا بختیاری

ادامه مطلب ...
یلدای آریایی

یلدای آریایی. در هر فرهنگی آیین و رسم های بسیاری وجود دارد که بر گرفته از دل آن فرهنگ بوده و فکر، اندیشه و دلیلی پشت آن نهفته است؛ یلدا هم از این قاعده مستثنی نیست و به شکل های مختلف در قالب نثر، نظم و حتی آرایه های ادبی وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. آسیه بیاتانی - بخش ادبیات تبیان. هزاران سال است که بزرگداشت یلدا، جشنی آریایی در ایران انجام می گیرد از جمله آیین ایران است که برای هر ایرانی امیدوار نوید دهنده پایان تاریکی و دوران سختی و دمیدن نور و روشنایی است. فرهنگ لغت دهخدا یلدا را اینگونه معنی کرده است که یلدا واژه ای سریانی و به معنی ت

ادامه مطلب ...
لبریزم از چکاچک خون انارها

لبریزم از چکاچک خون انارها. اشعاری برای طولانی ترین شب سال بخش ادبیات تبیان. در آستانه شب یلدا بلندترین شب سال، سروده هایی از چهار شاعر جوان منتشر شد. سفر کن تا ببینی در نگاهم بی قراری را. سفر کن تا ببیند چشم تو چشم انتظاری را. من از عطر تو فهمیدم که کُشتن کار دشمن نیست. تو از عطرم پذیرفتی هوای ماندگاری را. به قدری اشک از چشمان من باریده که حتی. ندارد آسمان هم طاقت این گریه زاری را. تمام روز را در خانه می مانم ،خیال تو. ببین انداخته بر گردن این شهر داری را. بیا برگرد طولانی نکن تنهایی شب را. اگر یلدا تویی برپا کنم در خود بهاری را. زهرا بختیاری

ادامه مطلب ...
یلدای آریایی

یلدای آریایی. در هر فرهنگی آیین و رسم های بسیاری وجود دارد که بر گرفته از دل آن فرهنگ بوده و فکر، اندیشه و دلیلی پشت آن نهفته است؛ یلدا هم از این قاعده مستثنی نیست و به شکل های مختلف در قالب نثر، نظم و حتی آرایه های ادبی وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. آسیه بیاتانی - بخش ادبیات تبیان. هزاران سال است که بزرگداشت یلدا، جشنی آریایی در ایران انجام می گیرد از جمله آیین ایران است که برای هر ایرانی امیدوار نوید دهنده پایان تاریکی و دوران سختی و دمیدن نور و روشنایی است. فرهنگ لغت دهخدا یلدا را اینگونه معنی کرده است که یلدا واژه ای سریانی و به معنی ت

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه