شعر های مناسبتی

از دل شب های یلدا

شب است و گیتی غرق در سیاهیشب بلند است و سیاهی پایدار ، ولیباور به نور و روشنایی است ،که شام تیره ما را ، از تاریکی می رهاندو از دل شبهای یلدا ، جشن مهر و روشنایی به ما ارمغان می رساندتیرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،شب یلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم . . . .

ادامه مطلب ...
شب یلدا

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده امدر همان پس کوچه ها در انتظارت مانده امکوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوستکوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده اممثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته امدر بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده امدر همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشقفال آمد خسته ای از این که یارت مانده امفــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دلوز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده امخوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبودمن ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده امسرد می آید به چشم مست من چشمت و بازاز همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام.

شب یلدا شب یلدا 1394 شب یلدا 1391

ادامه مطلب ...
شعر زیبا مخصوص شب یلدا بلند ترین شب سال

گذشت پائیز آمــد فصل سرما سر آغازش شب زیبـــای یلداچه شبهای درازی دارد این فصل یقین زلف سیاه گسیـــوی یلدادراین فصل زمستان یکدلی به محبت دوستی سیمـــــای یلداشب یلـــــدا عجب نیکو فتاده به ماه دی که آید بوبـــی یلدادر ایام گذشته کـــرسی عشق بپا بـــــود از شب والای یلدابه روی کرسی و سینی فراوان عیان بود از صفا صد خوی یلدالحاف و منقل و آتش بــه خانه نشسته دور هــم همسوی یلدازبرف و داستان راه مـــــانده سخنها رفتــــه از سرمای یلدازسنجدآش ��شک وقصه گفتن بسی دریــــای قصه پای یلداز نو رسمی بپا از بهــــر فردا صفا و خرمــــــی فردای یلدامبارک باد فص

ادامه مطلب ...
شعر شهادت امام رضا(ع)2

امشب کبوتران حرم گریه می کنندپروانه ها در آتش غم گریه می کننددر حلقه عزای تو ماتم گرفته اندصحن و رواق های حرم گریه می کنندگلدسته ها به یاد تو مانند گنبدتبنهاده سر به زانوی غم گریه می کنندبر در گه عطا فقرا گرد آمده انددر سوگ شهریار کرم گریه می کنندآورده اند رو به حریمت مجاورانزوار تو قدم به قدم گریه می کنندگویا که نخلهای مدینه هنوز همبا قامت شکسته و خم گریه می کنندبعد از غروب تلخ تو اینک غریب وارمعصومه و جواد تو هم گریه می کنندیا ثامن الائمه چه بسیار غافل اندآنان که در عزای تو کم گریه می کنندسید محمد رستگار.

ادامه مطلب ...
شعر شهادت امام رضا(ع)

ای دل غمزده برخیز و بیا گریه کنیموقت آن است که با اهل ولا گریه کنیمهمچو پروانه پر خویش به آتش بزنیمیا بسوزیم چنان شمعی و، یا گریه کنیمچون غریبان بنشینیم به بزم غم اوبرسر کوی غریب الغربا گریه کنیمگاه گل بوسه به خاک حرم او بزنیمگاه در خلوتی از اشک و دعا گریه کنیمعرشیان در غم او سوک نشینند بیاهمره عرش نشینان خدا گریه کنیمبه غریبی و غم و محنت او ناله زنیمبر دل شعله ور از زهر جفا گریه کنیمپارۀ جان نبی پاره جگر شد، برخیزز جگر ناله زنیم و همه جا گریه کنیمبه جگر گوشۀ او تسلیتی برگوئیمهمره آن گل ماتم زده ما گریه کنیمای «وفائی» چو یتیمانِ پدر مُرده بیادر

ادامه مطلب ...
واقعه غدیرخم

در ره برگشت ازکوی خدا. آن صفای آخرین مصطفی. یکصدای آشنا آمدبه گوش. ای محمدآمداز بالا سروش. کاروان درخم نگهدار و بمان. نقطه عطفی است این جا و مکان. کن سخن آغاز با یاران خویش. ازکمال دین و نعمتهای بیش. این یقین دارم که رب العالمین. خالی ازحجت نخواهد این زمین. برملا کن واصی خود را کنون. تا نگردد اُمتت در خاک و خون. حضرت احمد پس از این ماجرا. امر کرد ، آمد ز سوی حق ندا. قافله در این مکان ماوا کند. قافله سالار فکر جا کند. همهمه دربین مردم باب شد. هر کسی حدسی ، چنین ایجاب شد. قافله اسباب خود انداختند. منبری از سنگ و اشتر ساختند. رفت احمد با علی بر آن

ادامه مطلب ...
میلاد امام رضا (ع)

میلاد گل به فصل بهاران خجسته باد. آواز دلنواز هزاران، خجسته باد. در گلشن همیشه گل‏ افشان سرمدی‏. رقص نسیم و جوش بهاران خجسته باد. سرزد ز آسمان یقین کوکب رضا. این مژده بر شکسته حصاران خجسته باد. شد جلوه‏ گر ز مشرق جان آفتاب عشق‏. باران نور، در شب یاران خجسته باد. سیراب شد کویر دل از چشمه‏ سار نور. بردشت تشنه، ریزش باران خجسته باد. بشکفته بر لبان ظفر، غنچه ‏های فجر. ای میر عشق، فتح سواران خجسته باد. شب را شکست جاده ‏ی شبگیر آفتاب‏. گلبانگ نوش نوش خماران خجسته باد. میلاد مهر هشتم دین، حجت خدا. بر پیر پرخروش جماران خجسته باد.

میلاد امام رضا میلاد امام رضا 91 میلاد امام رضا (ع)

ادامه مطلب ...
شعری در مدح و تبریک ولادت حضرت علی (ع)

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود. خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود. حتم دارم در شب میلادت ای غوغاترین!. حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود. هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!. بال های خویش را دست توسل کرده بود. فردا که بود چشم همه سوی علی. سنجند همه اعمال به ترازوی علی. حق درگذرد به کوری چشم عدو. از شیعه به خاطر گل روی علی. برخیز که قدسیان جوابت بدهند. وز کوثر معرفت شرابت بدهند. چون ماه رجب باشد و اعیاد علی. این روز دعای مستجابت بدهند. دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت. جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت. هنگام نهادن قدم بر سر خاک. دیوار حرم به

ادامه مطلب ...
شعررمضان

آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟. آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست. باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک. می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست. سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست. تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست. بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب. تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست. مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید. سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست. ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار. تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست. حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد. در و دیوار زند داد خریدار کجاست. آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور. گوید ای سوته دلان عاشق دلدار ک

ادامه مطلب ...
«شعر روز مادر»

مادرم ای. بهتر از فصل بهار. مادرم روشن تر از هر چشمه سار. مادرم ای عطر ناب زندگی. مادرم ای شعله ی بخشندگی. مادرم ای حوری هفت آسمان. مادرم ای نام خوب و جاودان. مادرم ای حس خوب عاشقی. مادرم خوشتر ز عطر رازقی. مادرم ای مایه ی آرامشم. مادرم ای واژه ی آسایشم. مادرم ای جاودان در قلب من. مادرم ای صاحب این جسم و تن. مادرم می خواهمت تا فصل دور. مادرم پاینده باشی پر غرور. مادرم روزت مبارک ناز من. مادرم تنها تویی آواز من.

ادامه مطلب ...
*به مناسبت روز مادر ای نخل امید*

مادر ای روشنی دیده و ای نخل امید. ای رخت شمع شبستان دل و فصل نوید. گلشن مهر و صفا سایه ی لطف تو مرا. آورد رائحه ی باد صبا صبح امید. ای همایون به سرم بال محبت بگشای. که ز جان تو به جان بارقه ی روح دمید. همه سر فصل حیاتم ز حیات تو بود. که شب و روز نمایم ز خدایت تمجید. همه خشنودی حق عین رضای تو بود. که به زیر قدم توست بهشت جاوید. تا بود جان به تنم محو مباد از نظرم. خار هر درد و بلایم که به جان تو خلید. همه شب هست دعایم که خدایا مرسان. ساعتی را که ز سر سایه ی او رخت کشید. تهنیت گویم و تبریک من این روز شریف. باد ایام تو ای مادر دلسوز سعید. راحت خاطر

ادامه مطلب ...
شعرشهادت حضرت علی (ع) ،سازگار

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود. فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود. دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او. صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود. دانی چرا جبین علی را شکافتند؟. زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود. خونش نصیب دامن محراب کوفه شد. آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود. یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید. اشک شبش به غربت روزش گواه بود. دستش برای مردم دنیا نمک نداشت. عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود. هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب. حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود. مولا پس از شهادت زهرا غریب شد. زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود. وقتی که از محاسن او

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه