شعر با نام شاعر

شعر دلتنگی عاشقانه

به نام خدائی که هستی را با مرگ، دوستی را یک رنگ. زندگی را با رنگ، عشق را رنگارنگ، رنگین کمان را هفت رنگ. شاپرک را صد رنگ، و مرا دلتنگ تو آفرید . . . گـاهـی در ذهـنـم. آنــقــدر واقـعـیــت داری. کـه دسـتـهـایـم هــوایت را در آغـوش می گــیـرد . **** شعر دلتنگی کوتاه ****. تنهایی و دل تنگی هایتان‌ را پیش‌فروش نکنید. فصل‌اش که برسد به قیمت می‌خرند . . . آدم خوب قصه های من. دلتنگت شده ام !. حجمش را میخواهی ؟؟؟. خدا را تصور کن . **** شعر دلتنگی و عشق ****. دلتنگم. مثل خیلی از روزهای زندگانی ام. این روزها هیچ کس شریک غم و دلتنگی آدمها نیست؛. تنها

ادامه مطلب ...
اشعار تبریک روز معلم (2)

شعرهای زیبا و خواندنی درباره روز معلم. از یک کلام جانفزا، صد مرده احیا می کنی. هنگام تعلیم سخن، کار مسیحا می کنی. هر دم که می گویی سخن، جان می دهی ما را به تن. در جان دمیدن در بدن، اعجاز عیسا می کنی. با دانش خود هر زمان، بخشی حیات جاودان. خضری و آب زندگی، در ساغر ما می کنی. دستت چو از گچ شد سپید، آید ید بیضا پدید. یعنی به هنگام عمل، اعجاز موسا می کنی. نوحی و با کشتی خود، ما را به ساحل می بری. چون نا خدایی، با خدا، رو سوی دریا می کنی. موسی یدی، عیسی دمی، فرزند پاک آدمی. در کار، آدم پروری، پیغمبری ها می کنی. احمد معلم بوده است، خود این سخن فرموده

ادامه مطلب ...
اشعار شهادت امام موسی کاظم علیه السلام(2)

مداحی شهادت امام موسی کاظم (ع). من که به عالمی پناهم،میره تا آسمونها آهم. زندان میشه به رسمه غربت،آخر گودی قتلگاهم. آتیش دل،سوز مرثیه هامه. ظلم و جفا،همدم لحظه هامه. جون میدم و،کاظمین کربلامه. ای خدا،ببین غریبم،دیگه نجاتم،بده ازین غم. واویلا واویلا واویلا. خصم ِ یهودی ِ بی وجدان،میزد من و چه بی بهانه. روزه بودم ولی افطارم،بوده طعام ِ تازیانه. برای دین،چه سختی ها کشیدم. زهر ستم به جان خود خریدم. طعنه ها از دشمن خود شنیدم. شد آهم،با دیده ی تر،برات بمیرم،شهیده مادر. واویلا واویلا واویلا. زندان بود و هجوم غربت،اما نشد تن تو بی سر. دلها بسوزه بر مظل

ادامه مطلب ...
اشعار مبعث پیامبر اکرم (ص)-5

اشعار مبعث پیامبر اکرم, مبعث پیامبر. گشت مبعوث آن که عالم زنده شد از کیش او. از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید. از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید. یا نخستین حرف قرآن کریم آمد پدید. صوت اقرأ بسم ربک مى رسد بر گوش جان. یا که از کوه حرا خلق عظیم آمد پدید. بانگ توحید است از هرجا طنین افکن به گوش. فانى اصحاب شیطان رجیم آمد پدید. سید امى لقب بر دست قرآن مى رسد. یا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدید. فاش گویم عقل کل فخر رسل مبعوث شد. آن که گردد ز اعجازش دو نیم آمد پدید. قصه لولاک باشد شاهد گفتار من. یعنى امشب عالم آرا از قدیم آمد پدید. در حرا بر مصطفى ام

ادامه مطلب ...
دلم از مهر تو آکنده هنوز (حمید مصدق)

شعرهای حمید مصدق. حمید مُصَدِّق (زادهٔ ۹ بهمن ۱۳۱۸ شهرضا - درگذشتهٔ ۷ آذر ۱۳۷۷ تهران) شاعر و حقوقدان ایرانی بود. حمید مصدق یکی از مطرح ترین شاعران سه چهار دهه اخیر ایران بوده است. نخستین اثر «درفش کاویانی» بود این منظومه در سال 1340 منتشر شد و در همان سال توقیف گردید. حمید مصدق عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی،وکیل درجه یک دادگستری و عضو کانون وکلا و سردبیر نشریه کانون وکلا بود. اما من و تو. دور از هم می پوسیم. غمم از وحشت پوسیدن نیست. غمم از زیستن بی تو در این لحظه ی پُر دلهره است. گفته بودند که "از دل برو

ادامه مطلب ...
شعر تولد

شعر تبریک تولد. باهفت آسمون پرازگل یاس ومیخک. باصدتادریاپرازعشق واشتیاق وپولک. یه قلب عاشق بایه احساس بی قراروکوچک. فقط میخوادبهت بگه تولدت مبارک. تولدت مبارک،خوش اومدی ستاره. اگرچه ازراه دورهیچ فایده ای نداره. شمعها رو روشن کن وبه جام دوتاروفوت کن. نمیشه پیشت باشم فقط برام سکوت کن. تواین روزطلایی نگوکمی غم داری. بدون که دیوونه ای به نام … جون داری. **** شعر تولد برای دوست ****. امشب. شعری نخواهم نوشت. شمع را. برای تولدت روشن میکنم. و پرهایم را طواف میدهم. بر گرد آتشی که تــــو در جانم روشن کرده یی. تکه خاکستر کوچک کافی است. تا پر سوخته حرمت پی

ادامه مطلب ...
سر به عدم درنه و یاران طلب (خاقانی)

اشعار زیبا و خواندنی خاقانی. افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شَروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیده‌سرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است. سر به عدم درنه و یاران طلب. بوی وفا خواهی ازیشان طلب. بر سر عالم شو و هم جنس جوی. در تک دریا رو و

ادامه مطلب ...
اشعار وفات حضرت زینب (س) -2

تسلیت وفات حضرت زینب (س). هنگامه ی اشک و درد و بلا شد. زینب شهید داغ کربلا شد. واویلا واویلا آه و واویلا. با قلب پر خون و قدّ خمیده. مهمان شده بر یار سر بریده. از وادی غربت با دیده ی تر. رفته به دیدار امام ِ بی سر. در وقت جان دادن غرق عزا بود. یاد غریب ِ دشت کربلا یود. بوده به یاد ِ آن دمی که جانان. جان داده در گودال با کام عطشان. آندم که دیده روی خاک صحرا. افتاده خونین جسم ارباً ارباً. آندم که شد پرپر از کینه لاله. جان داده در ویران دخت سه ساله. اشعار شهادت حضرت زینب (س). زینب اگر نبود امامت تمام بود. شکر خدا که سایه او مستدام بود. بعد از حسین

ادامه مطلب ...
اشعار ولادت حضرت علی علیه السلام (4)

اشعار ولادت حضرت علی علیه السلام (4). اشعار تبریک میلاد حضرت علی (ع). همیشه شکر آن حیّ جلی گویم. که تا نفس دارم ، علی علی گویم. ای تو بر همه عالم ولی. نور حق بود از تو منجلی. یا علی یا علی علی علی یا علی. یا علی یا علی علی علی یا علی. منم شب تاریک تو صبح امّیدی. منم چو یک ذرّه تو مثل خورشیدی. در یَدَت قدر است و هم قضا. ای خدا به رضای تو رضا. سید یا علیّ مرتضی سیدی. یا علی یا علی علی علی یا علی. حریم عشق تو سعادت دلها. ذکر تو یا مولا عبادت دلها. زنده هر دلی از ولای تو. هستی ما همه فدای تو. جان خود میدهیم برای تو یا علی. یا علی یا علی علی علی یا

ادامه مطلب ...
کوی عشق است ( عرفی شیرازی )

دیوان اشعار عرفی شیرازی. مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. ز جوانى به سرودن شعر تمایل داشت، دیرى نپایید که در شیراز شهرت یافت و به محافل ادبى آن شهر راه پیدا کرد. عرفى همچنان در لاهور به سر برد تا درسال ۹۹۹ هجری قمری در سن سی و شش سالگی درگذشت. جمال‌الدین دو مثنوى به نامهاى «مجمع الابکار» و «فرهاد و شیرین» و رساله‌اى به نثر دربارهٔ تصوف به نام «نفسیه» نیز نگاشته است. کوی عشق است و همه دانه و دام است این جا. جل

ادامه مطلب ...
اشعار ولادت امام محمد تقی علیه السلام (2)

اشعار ولادت امام محمد تقی (ع). خنده بر روی لب اهلِ ولا مبارکه. جشنِ میلاد جواد بنُ الرضا مبارکه. این خجسته جشن ِ میلاد. تهنیت باد تهنیت باد،ای عزیز مرتضی مولا جواد بنُ الرّضا. دیده ی عشّاق ِ آل مصطفی گردیده تر. چونکه در ماهِ رجب ماهِ رضا شد جلوه گر. این خجسته جشن ِ میلاد. تهنیت باد تهنیت باد،ای عزیز مرتضی مولا جواد بنُ الرّضا. ای محبین با نوای یا رضا و یا حسین. وعده ی دلدادگان هم کربلا هم کاظمین. این خجسته جشن ِ میلاد. تهنیت باد تهنیت باد،ای عزیز مرتضی مولا جواد بنُ الرّضا. هر چه گویم از مقامات و کراماتش کم است. تاری از قُنداقه اش حبل المتین عا

ادامه مطلب ...
در ستایش محمود شاه (مسعود سعد سلمان)

اشعار مسعود سعد سلمان. مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. دیوان وی مکرر به طبع رسیده و حدود ۱۶۰۰۰ بیت دارد. به غیر از دیوان فارسی، دو دیوان تازی و هندی نیز به او نسبت داده‌اند. حبسیه‌های وی معروف است. شاهان جهان شاهی و شاه جهانیا. در چشم جور و عدل پدید و نهانیا. بایسته تر به خسروی اندر ز دیده ای. شایسته تر به مملکت اندر زجانیا. عقل و روان به لطف نیابد همی تو را. گویی که عقل دیگر و دیگر روانیا. روشن به توست سنت و آیین خسروی.

ادامه مطلب ...
یکشب با قمر (شهریار)

شعرهای زیبا و خواندنی. از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست. آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست. آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید. چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست. آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت. آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست. شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق. پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست. تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم. یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست. هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا. جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست. مهمان عزیزی که پی دیدن رویش. همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست. ساز خوش و آواز خوش و باده دلکش. آی بیخب

ادامه مطلب ...
اشعار شهادت امام علی النقی الهادی(ع) -2

شعر مدح امام علی النقی الهادی (ع). غربت شهر سامرا، غصۀ هر شب منه. عکس خرابی حرم، آتیش به جونم می زنه. گرد و غبار مرقدت، سرمۀ چشم نوکرات. خیلی غریبی آقاجون! بگو چی شد کبوترات؟. شب شهادت آقا، می خوام یه آرزو کنم. کاشکی می شد با مژه هام، مرقدتُ جارو کنم. آقا بذارکه جونمُ، با هروله فدات کنم. آقا بذار که رُوم بشه، تو قیامت صدات کنم. سینه زدن با عاشقات، نماز مستیِ منه. این سینۀ خسته باید، یه روز براتُ بشکنه. تو حلقۀ سینه زنی، وقتی برات شور می گیرم. پاک میشه زنگار دلم، آینه می شم- نور می گیرم. این گریه ها روز حساب، توشۀ کوله بارمه. این سینۀ کبود شده،

ادامه مطلب ...
انسان فردا (محمدحسن بارق شفیعی)

شعر زیبا و خواندنی محمدحسن بارق شفیعی. محمدحسن بارق شفیعی متولد سال ١٣١٠ خورشیدی در کابل ، شاعر و سیاستمدار افغانستان، یکی از بنیانگذاران شعر نو در افغانستان و وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ افغانستان است. کتابهای شعر او عبارتند از:. ستاک (نخستین مجموعه شعر نو فارسی دری در افغانستان، ١٣٤٢) ، شهر حماسه (١٣٥٨)، دوران‌ساز (١٣٥۹) ، شیپور انقلاب (١٣٦٦). من خداوندگار فردایم. رنگ و بوی بهار زیبایم. باش! تا چشم خلق بگشایم. شور مستیِّ خویش بنمایم. عشق، هنگامهٔ جهان من است. کار، پروردگار هستی من. آرزو، جلوه‌گاه جان من است. شعر، آیینه‌دار مستی من. صبح فردا ک

ادامه مطلب ...
انفجار لاشه ( اندیشه فولادوند )

کتاب شعر عطسه‌های نحس اثر اندیشه فولادوند. اندیشه فولادوند (متولد ۷ مهر ۱۳۶۲ در تهران) شاعر، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر و موسیقی دان ایران است. وی علاوه بر بازیگری، شاعری صاحب سبک می‌باشد. سال ۱۳۸۷ کتاب شعر عطسه‌های نحس (نشر ثالث) را چاپ کردکه بازتابهای گسترده‌ای در محافل ادبی داشت. سیزده قطعه از اشعار این کتاب، توسط شاعر در آلبومی به نام آخرین حرف معاصر با آهنگسازی فریبرز لاچینی اجرا و در بهمن ۱۳۹۰ رونمایی شد. خمیازه های کشدار سیگار پشت سیگار. شب گوشه ای به ناچار سیگار پشت سیگار. این روح خسته هر شب جان کندنش غریزی است. لعنت به این خود آ

ادامه مطلب ...
اسب سفيد وحشي اثر منوچهر آتشی

اشعار منوچهر آتشی. منوچهر آتشی (۲ مهر ۱۳۱۰، دهرود شهرستان دشتستان استان بوشهر - ۲۹ آبان ۱۳۸۴، تهران) شاعر و مترجم معاصر ایرانی بود. شعرهای آتشی در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ شعر کویر است و عناصر طبیعی این کویر حماسه و خشونت را با هم می‌آمیزد. گذشته از آن، عشق و امید و آرزو نیز خود را به این طبیعت جنوبی غرق می‌کند و احساس تنها در مثلث خشونت-حماسه-جنوب چهره نشان می‌دهد. اسب سفید وحشی. بر آخور ایستاده گران ‎سر. اندیشناک سینه مفلوک دشتهاست. اندوهناک قلعه خورشید سوخته ‌ست. با سر غرورش امّا دل با دریغ ریش. عطر قصیل تازه نمی گیردش به خویش. اسب سفید وحشی ـ

ادامه مطلب ...
نوبهار و عشق و مستی (سلمان ساوجی)

غزلیات سلمان ساوجی. خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام "جمشید و خورشید" و "فراقنامه" به جای مانده است. نوبهار و عشق و مستی، خاصه در عهد شباب. می‌کند، بنیاد مستوری مستوران، خراب. غنچه مستور صاحبدل، نمی‌بینی که چون. بشنود، بوی بهار، از پیش بردارد نقاب. بوی عشرت در بهار، از لاله می‌آید که اوست. در دلش، سودا

ادامه مطلب ...
خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست (ابن حسام خوسفی)

اشعار زیبا و خواندنی ابن حسام خوسفی. مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند. از آثار او می‌توان به دیوان اشعار، خاوران‌نامه، رساله نثراللآلی، دلایل النبوة و نسب‌نامه اشاره کرد. خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست. کوی تو کم ز روضه دار السلام نیست. گفتم که خاک راه تو ام ملتفت نشد. بیچاره من که اینقدرم احترام نیست. گفتم بیا که از غم لعل تو سوختم. گفت

ادامه مطلب ...
اشعار زیبا درباره زن

اشعار زیبا درباره زن. شعر زیبا برای زن ، شعر روز مادر. زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود. پیشه‌اش، جز تیره‌روزی و پریشانی نبود. زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می‌گذشت. زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود. کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد. کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود. در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت. در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود. دادخواهیهای زن می‌ماند عمری بی‌جواب. آشکارا بود این بیداد؛ پنهانی نبود. بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک. در نهاد جمله گرگی بود؛ چوپانی نبود. از برای زن به میدان فراخ زندگی. سرنوشت و قسمتی

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه