شعر با نام شاعر

شعر به مناسبت روز کارمند

شعر در مورد روز کارمند. دولت جاوید کو، به غیر خدمت به خلق. همای دولت نگر، به بام هر کارمند. ز نیروی علم و فضل، بنوش یک جرعه. ای باده عزت بریز، به جام هر کارمند. گفته جان پرور است، پیام هر کارمند. ز هرچه والاتر است مقام هرکارمند. صرف کند عمر خود، در ره خدمت به خلق. دانش و علم و هنر، پیام هر کارمند. غایت آمال او، خدمت نوع بشر. خدمت نوع بشر، مرام هر کارمند. ترقی جامعه ز پرتو روز اوست. جهاد اکبر بود، قیام هر کارمند. جهاد هر کارمند جهاد بی ریایی است. جهان کند افتخار، به نام هر کارمند. زمام هر کشوری در کف تدبیر اوست. فاتح هر عرصه ای، حسام هر کارمند.

ادامه مطلب ...
ای همه خوبی در آغوش شما (سنایی )

شعرهای زیبا و خواندنی سنایی. ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنانچه ازشعر سنایی برمی‌آید او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶۲ سالگی درگذشت. ای همه خوبی در آغوش شما. قبلهٔ جانها بر و دوش شما. ای تماشاگه عقل نور پاش. در میان لعل خاموش شما. وی امانت جای چرخ سبز پوش. بر کران چشمهٔ نوش شما. آهوان در بزم شیران در شکار. بندهٔ آن خو

ادامه مطلب ...
شکسته باد دلم ( حسین منزوی )

شعرهای زیبا و خواندنی حسین منزوی. حسین منزوی (۱ مهر ۱۳۲۵ - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳) شاعر ایرانی است. او که بیشتر به عنوان شاعری غزل‌سرا شناخته شده است، در سرودن شعر نیمایی و شعر سپید هم تبحر داشت. منزوی در سال ۱۳۸۳ بر اثر آمبولی ریوی در تهران درگذشت و در کنار آرامگاه پدرش در زنجان به خاک سپرده شد. الا که از همگانت عزیزتر دارم. شکسته باد دلم، گر دل از تو بردارم. اگر چه دشمن جان منی، نمی دانم. چرا ز دوست ترت نیز، دوست تر دارم. بورز عشق و تحاشی مکن که با خبری. تو نیز از دل من ، کز دلت خبر دارم. قسم به چشم تو، که کور باد چشمانم. اگر به غیر تو با دیگری ن

ادامه مطلب ...
خوابی و خماریی (شهریار)

شعرهای شهریار. دوش در خواب من آن لاله عذار آمده بود. شاهد عشق و شبابم به کنار آمده بود. در کهن گلشن طوفانزده خاطر من. چمن پرسمن تازه بهار آمده بود. سوسنستان که هم آهنگ صبا می رقصید. غرق بوی گل و غوغای هزار آمده بود. آسمان همره سنتور سکوت ابدی. با منش خنده خورشید نثار آمده بود. تیشه کوهکن افسانه شیرین میخواند. هم در آن دامنه خسرو به شکار آمده بود. عشق در آینه چشم و دلم چون خورشید. می درخشید بدان مژده که یار آمده بود. سروناز من شیدا که نیامد در بر. دیدمش خرم و سرسبز به بار آمده بود. خواستم چنگ به دامان زنمش بار دگر. نا گه آن گنج روان راهگذار آمده

ادامه مطلب ...
اشعار ولادت امام رضا (ع)

سرود ولادت امام رضا (ع). مژده ای اهل وِلا نور خدا گشته پدید. هشتمینِ حجتِ حق آن شهِ فرزانه رسید. هم نبی صورت و حیدر صفت است این مهِ ناب. هر که دیدش دل از این خانه و کاشانه برید. بهرِ مولایِ جهان بابِ حوائج زِ وفا. پسری همچو رضا داده خداوندِ حمید. شبِ میلادِ رضا باده ز میخانه رسد. باید امشب همه دم باده ز پیمانه چشید. خنده بر لب بزند موسیِ جعفر همه دم. تا که با یک نظرش آن مهِ دُردانه بِــدید. مهِ ذیقعده شد و ماهِ خدا گشته عیان. همه تبریک بگویید که عید آمده عید. هر که باشد به دلش مهر رضا شاهِ کرم. شک نکن روز جزا می شود همواره سعید. میشود بیتِ خدا

ادامه مطلب ...
یاران به نصیحت آمدندی بر من ( احمد جام )

اشعار زیبا و خواندنی شیخ احمد جام. شیخ الاسلام «احمد ابن ابوالحسن جامی نامقی ترشیزی» معروف به شیخ احمد جام (زاده ۴۴۱ - درگذشته ۵۳۶ هجری قمری) معروف به «ابونصر احمد ژَنده‌پیل» یا بطور خلاصه «ژَنده‌پیل» از عارفان دوره سلجوقی بود. وی از عارفان و صوفیان بنام قرن ششم هجری قمری است. زادگاه وی نامق از دیار ترشیز یا کاشمر فعلی بوده و مدفن وی در تربت جام می‌باشد. یاران به نصیحت آمدندی بر من. تابو که برون برند عشق از ســـــــرمن. چون روی ترا دید نصیحت گر من. صدگونه طواف کرد گرد ســـــــــــر من. مرغی است که هر دوکون یک دانه اوست. شمعی است که جبرئیل پروا

ادامه مطلب ...
بگو دوستم‌ داری‌ (نزار قبانی)

شعر عاشقانه از نزار قبانی. نزار قبانی شاعری است که با شعرهای عاشقانه‌اش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر قبانی‌اند. شعرهایش را خوانندگانی مانند ام کلثوم، عبد الحلیم حافظ و نجاة الصغیرة(مصر)، فیروز و ماجده الرومی (لبنان)، کاظم الساهر(عراق) خوانده‌اند. او در دنیای عرب از شهرتی بی‌همتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌است و خوانندگانی بی‌شمار دارد. بگو دوستم‌ داری‌ تا زیباتر شوم. بگو دوستم‌ داری‌ تا انگشتانم از طلا شوند. و ماه‌ از پیشانی‌ام بتابد. بگو دوستم‌ داری‌ تا زیر و رو شوم. تبدیل‌ شوم به‌ خوشه‌ای‌ گندم‌ یا یک نخل. ب

ادامه مطلب ...
اشعار ولادت حضرت معصومه (س) -3

اشعار ولادت حضرت معصومه (س) -3. اشعار ولادت حضرت معصومه (س). تجلی نور تو،فروغ تِمثال الله. یا حضرت معصومه،کریمه ی آل الله. آمدی ای نور داور،بضعه ی موسی بن جعفر. جان فدایت ای مطهر،بضعه ی موسی بن جعفر. یا فاطمه اِشفعی لی فی الجنّة. گواهِ خوشحالی ها،دیده ی گریان باشد. عیدی ما در دستِ،حضرت سلطان باشد. سوره های قدر و نور و،آیه های کوثری تو. بر مشامِ آل طاها عطر یاس مادری تو. یا فاطمه اِشفعی لی فی الجنّة. غنی شده هر سائل،با کرم زیبایت. راهِ بهشتِ جاوید،از حرم زیبایت. کن دعا که تا قیامت سائل کوی تو باشم. در مِنای دلنوازی مُحرمِ روی تو باشم. یا فاطمه ا

ادامه مطلب ...
اشعار شهادت امام جعفر صادق علیه السلام (3)

مداحی شهادت امام صادق (ع). سلام الله، مولانا ! سلام الله ای رهبر. سلام الله یا صادق، سلام ای حضرت جعفر. چه شبهایی نمازت را بنی العباس بر هم زد. و بُردت با جسارتها ، همانند پدر ، حیدر. میان کوچه ها بهرت ، مجسم گشت غمهایی:. همان ایام تاریکی، که آمد بعد پیغمبر. گـَـهی یک ابر تاریکی، به اوج آسمان دیدی. همان ابری که زد رعدی ، به رخسار گل ازهر. گـَهی باران پر بغضی، ز اشک مجتبی دیدی. که راه رجعت منزل ، نشان میداد بر مادر. گـَه از فریاد بیجانی ، "خذینی فضّه" می آید. "همانا کشته شد محسن"، که افتاده به رویش در. و دَر گفتم به یاد آمد، حکایتهای آتش را. که

ادامه مطلب ...
تمثال دو زلف و رخ آن یار کشیدم (فرصت شیرازی)

اشعار زیبای فرصت شیرازی. فرصت شیرازی که نام اصلی او میرزا محمد نصیرالحسینی است و ملقب به «میرزا آقا» است ، در شعر «فرصت» تخلص می‌کرد و بیشتر به فرصت شیرازی معروف است شاعر ، نقاش ، موسیقی دان و ادیب ایرانی است که به سال ۱۲۷۱ه. ق. در شیراز دیده به جهان گشود . فرصت شیرازی فرزند میرزا محمد جعفر از سخنسرایان و استادان معروف دوره قاجاریه بود. فرصت شیرازی به سال ۱۳۳۹ ه. ق. در شیراز درگذشت و در جوار آرامگاه حافظ دفن شد . تمثال دو زلف و رخ آن یار کشیدم. یک روز و دو شب زحمت این کار کشیدم. اول شدم آشفته زلفش سر زلفش. آخر به پریشانی بسیار کشیدم. آغوش

ادامه مطلب ...
دیریست عابری نگذشته (احمد شاملو)

شعرهای احمد شاملو. احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴–۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‌گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. دیریست عابری نگذشته ست ازین کنار. کز شمع او بتابد نوری ز روزن ام . فکرم به جست و جوی سحر راه می کشد. اما سحر کجا!. در خلوتی که هست؛. نه شاخه ای زجنبش مرغی خورد تکان. نه باد روی بام و دری آه می کشد. حتی نمی کند سگی از دور شیونی. حتی نمی کند خسی از باد جنبشی. غول سکوت می گزدم با فغان خویش. و من در انتظار. که خواند خروس

ادامه مطلب ...
گذار آرد مه من گاهگاه از اشتباه اینجا (شهریار)

اشعار شهریار, محمد حسین شهریار. سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان متولد شد. وی سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانهٔ پربار در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. گذار آرد مه من گاهگاه از اشتباه اینجا. فدای اشتباهی کآرد او را گاهگاه اینجا. مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب. فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا. کله جا ماندش این جا و نیامد دیگرش از پی. نیاید فی المثل آری گرش اف

ادامه مطلب ...
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت (سلمان هراتی)

اشعار زیبا و خواندنی از سلمان هراتی. سلمان هراتی سال ۱۳۳۸ در یکی از روستای تنکابن مازندران متولد شد و در نهم آبان ۱۳۶۵ هنگام عزیمت به لنگرود در یک سانحهٔ رانندگی، درگذشت. تخلص او در اشعارش «آذرباد» بود و در شعرهای سلمان میتوانیم تاثیری از سهراب سپهری و فروغ فرخزاد را ببینیم او حتی یکی از شعرهایش را تقدیم به سهراب سپهری کرده بود . پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت. شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت. بسیار بود رود در آن برزخ کبود. اما دریغ زهره ی دریا شدن نداشت. در آن کویر سوخته، آن خاک بی بهار. حتی علف اجازه ی زیبا شدن نداشت. دلها اگرچه صاف ولی

ادامه مطلب ...
شعر ساعت از سهراب سپهری

شعر زیبای سهراب سپهری. سایه دراز لنگر ساعت. روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود:. می‌آمد، می‌رفت. می‌آمد، می‌رفت. و من روی شن‌های روشن بیابان. تصویر خواب کوتاهم را می‌کشیدم،. خوابی که گرمی دوزخ را نوشیده بود. و در هوایش زندگی‌ام آب شد. خوابی که چون پایان یافت. من به پایان خودم رسیدم. من تصویر خوابم را می‌کشیدم. و چشمانم نوسان لنگر ساعت را در بهت خودش گم کرده بود. چه‌گونه می‌شد در رگ‌های بی‌فضای این تصویر. همه گرمی خواب دوشین را ریخت؟. تصویرم را کشیدم. چیزی گم شده بود. روی خودم خم شد:. حفرهٔی در هستی من دهان گشود. سایه دراز لنگر ساعت. روی بیابان بی

ادامه مطلب ...
فاصله ها ( زهرا پناهی)

شعر فاصله ها از زهرا پناهی. یک روز کسی می شکند فاصله ها را. حل می کند آن روز کسی مسئله ها را. گفتند رسیدن به تو صد مرحله دارد. تا کی بشمارد دلم این مرحله ها را؟. افسوس که در این تن دل مرده توان نیست. تا بشنوی از حنجره ی من گله ها را. تا در قفس کوچک این بغض نمیرند. پر داده ام امروز همه چلچله ها را. با غصه شکستند دلم را و نهادند. در طالع من تنگ ترین حوصله ها را. امشب چه قشنگ است برای "بله" گفتن. هرچند نمانده ست امیدی "بله " ها را. با این همه در عمق وجودم تپشی هست. یک روز کسی می شکند فاصله هارا. گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته.

ادامه مطلب ...
آمد بهار و فصل گل افشانی (مهدیه الهی قمشه ای)

اشعار مهدیه الهی قمشه ای. آمد بهار و فصل گل افشانی. ساقی بیار باده روحانی. زان آب آتشین که فرو شوید. از جان و دل کدورت ظلمانی. زان آب آتشین که از آن برقی. در طور دید، موسی عمرانی. زان باده ای که اهل صفا نوشند. ظاهر به ماهِ روزه، نه پنهانی. آن کیمیای اهل سعادت را. از جام روی دوست کنی ارزانی. در فصل گل ستایش و تجلی ست. از آن بزرگ بانوی ایرانی. آن بانوی یگانه دین پرور. استاد علم و دانش قرآنی. گویی ز بامداد اَلست آمد. توفیق او به خدمت انسانی. عمری حدیث زلف پریشان گفت. تا خلق وا رهد ز پریشانی. بانوی اصفهانی صاحب دل. می داد درس حکمت ایمانی. بر عاشقان

ادامه مطلب ...
نقاب سنبل تر برشکن تجلّی را ( ابن حسام خوسفی)

نقاب سنبل تر برشکن تجلّی را ( ابن حسام خوسفی). اشعار زیبا و خواندنی ابن حسام خوسفی. مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است ، از آثار او می‌توان به دیوان اشعار، خاوران‌نامه، رساله نثراللآلی، دلایل النبوة و نسب‌نامه اشاره کرد. نقاب سنبل تر برشکن تجلّی را. بسوز زآتش عارض حجاب تقوی را. به باد رایحهٔ زلف عنبرین برده. هزار دفتر تعلیم و درس و فتوی را. تسلی دل عاشق به جز جمال تو نیست. جمال خویش برو جلوه ده

ادامه مطلب ...
اشعار عید فطر (5)

شعر تبریک عید فطر. عید فطر است و اول شوال. نور عشق است و شور و جذبه و حال. بهر توفیق درک ماه خداست. قلب‌ها از نشاط، مالامال. جشن قرآن و جشن غفران است. عید اسلام و روز فخر و جلال. رمضان، ای مه نماز و دعا. ای ره اکتساب فضل و کمال. رمضان، ای گناه شوی بشر. زآن‌ همه چشمه‌های اشک زلال. رمضان، ای فضای رحمت حق. که زند مرغ دل، به اوج تو بال. رمضان، ای که روز نیمه‌ی توست. مطلع آفتاب عشق و جمال. عید مسعود زاد روز حسن. مجتبای محمدی تمثال. رمضان، ای که در شب قدرت. لطف یزدان، برون ز حد مقال. ماه غفران و ماه توحیدی. ماه قرآن و ماه احمد و آل. شعر در مورد عید ف

ادامه مطلب ...
اشعار وداع با ماه رمضان (2)

اشعار وداع با ماه رمضان. شاید کسی حال مرا پرسیده باشد. یا اشک چشمان ترم را دیده باشد. حق دارد این قلبی که مهمان خدا بود. از دوری ماه خدا رنجیده باشد. کِی می رسد تا آسمان ها . بنده ای که. در گوشه ی زندان تن پوسیده باشد. پیروز میدان جهاد روزه داری ست. هرکس که با نفس خودش جنگیده باشد. فطر آمده تا فطرت خود را بیابیم. گمگشته ای که روشنای دیده باشد. امکان ندارد سفره دار ماه غفران. تا این زمان ما را نیامرزیده باشد. شاید خدا در لحظه های روشن قدر. ما را به عشق مرتضی بخشیده باشد. بخشیده خواهد شد کسی که بین روضه. بر روی گونه اشک غم باریده باشد. رمز شروع

ادامه مطلب ...
دل نهــــادن بر پشیـــمــــانی چـه سود (فریدون توللی)

شعر زیبا و خواندنی فریدون توللی. فریدون تَوَلَلی متولد ۱۲۹۸ در شیراز و در ۹ خرداد ۱۳۶۴در تهران وفات یافت ، تَوَلَلی شاعر ایرانی بود. اشعار توللی عمدتاً عاشقانه، رمانتیک و احساساتی است. دل نهــــادن بر پشیـــمــــانی چـه سود؟. کـــــان پشیـــمان سوز ِ مهرافزا گـذشت. نــازنیــــنا! ســـرگــــــرانــــی تــا بچـــند؟. تــا بـجـنبــی ، روزگـــار از مـــا گـــذشت. ســـایـــه، بــر دامــــان ِ مــغرب پا کشید. آفـتــاب، از ســیـنـه ی صحـــرا گـــذشت. تــا تــو پــل ها بـنــــدی از فــــرزانـگــــی. ایـــن دل ِ دیـــوانــه ، از دریا گـــذشت. یـــا هــ

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه