شعر با نام شاعر

هیـچ جـز یـاد تـو (فـریـدون مـشیـری)

اشعار زییای فریدون مشیری. فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل مأموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در همدان متولد شد، و در روزهای جوانی به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گردید. هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست. !هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست. عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!. دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست. نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد ،. شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست. تـا به

ادامه مطلب ...
شعرهای زیبا درباره ی مــــــــــــــادر (5)

اشعار زیبا درباره مادر. شد صفحه روزگار تیره. تا دفتر من گشود مادر. از هستی من، نشانه ای نیست. خود بودن من چه بود، مادر. ناموخت مرا زمانه درسی. رندانه ام آزمود، مادر. من در یتیم و گردش چرخ. از دست توام ربود مادر. در دامن روزگارم افکند. از دامن خود چه زود مادر. حالیست مرا که گفتی نیست. گریم همه رود رود مادر. هر روز سپهر سفله داغی. بر داغ دلم فزود مادر. از اختر من شدست گویی. دریای فلک کبود مادر. این ابر منم کز آتش دل. بر چرخ شدم چو دود، مادر. با من همه بخت در ستیزاست. من خاستم، او غنود، مادر. ابریشم بخت من تهی گشت. یکباره ز تار و پود، مادر. این کو

ادامه مطلب ...
اين است عطر خاکستري (شاملو)

اشعار زیبا و خواندنی احمد شاملو. احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‌گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. این است عطر خاکستری هوای که از نزدیکی صبح سخن می گوید. زمین آبستن روزی دیگر است. این است زمزمه سپیده. این است آفتاب که بر می آید. تک تک ، ستاره ها آب می شوند. و شب. بریده بریده. به سایه های خرد تجزیه می شود. و در پس هر چیز. پناهی می جوید. و نسیم خنک بامدادی. چونان نوازشی ست. عشق ما دهکده ای که هرگز به

ادامه مطلب ...
تا شقایق هست زندگی باید کرد (سهراب سپهری)

اشعار زیبا و خواندنی از سهراب سپهری. سهراب سپهری (۱۵ مهر ۱۳۰۷ کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌اند. دشت هایی چه فراخ. کوه هایی چه بلند. در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟. من دراین آبادی پی چیزی می گشتم. پی خوابی شاید. پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی. پشت تبریزی ها. غفلت پاکی بود که صدایم می زد. پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم. چه کسی با من حرف می زد ؟. سوسماری لغزید. راه افتادم. یونجه زاری سر

ادامه مطلب ...
شعر زیبای آ بهار... ( امیرحسین مدرس )

شعر زیبای امیرحسن مدرس درباره بهار. امیرحسین‌ مدرس‌ متولد شهریور ماه‌ ۱۳۴۹ درتهران‌ است‌ و دارای‌ لیسانس‌ زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ می‌باشد. در وادی‌ هنر حرف‌ زیادی‌ برای‌ گفتن‌ دارد در زمینه‌های‌ بازیگری‌، اجرا، موسیقی‌ سنتی‌، خوانندگی‌، نویسندگی‌، شعر،روزنامه‌ نگاری‌ و… صاحب‌ نظر است‌. دس نیگردار آ بهار، خاک و گلم مونده هنو. دس پاچم نکن، نیگا: فرش دلم مونده هنو. هنو ایوون چشام گرت و خاکش پاک نشده. خیلی وقته این چشا ابری و نمناک نشده. آدما میگن تو داروی جوونی رو داری. روی زخم دل عاشقا، تو مرهم میذاری. هر کی عاشق می‌شه نور چشم تو پناهشه. اگرم کم

ادامه مطلب ...
خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله (هاتف اصفهانی)

دیوان اشعار زیبای هاتف اصفهانی. سید احمد حسینی متخلص به هاتف اصفهانی از شعرای نامی ایران در عهد افشاریه و زندیه است. وی اصالتاً از خانواده‌ای آذربایجانی بود ولی در اصفهان بدنیا آمد. هاتف اصفهانی شاعری توانا و مسلط به زبان و ادب فارسی بود. وی از سبک شعرای متقدم ایران به ویژه حافظ و سعدی پیروی می کرد و طبع خود را در سرایش تمامی قالبهای شعری اعم از غزل، قصیده و رباعی، ترجیع‌بند و ترکیب‌بند آزمود. خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله. ماه و تو به کف شیشه و در دست پیاله. در طرف چمن ساقی دوران می عشرت. در ساغر گل کرده و پیمانهٔ لاله. بر سرو و سمن لؤلؤ ت

ادامه مطلب ...
اشعار زیبای بهار و عید نوروز (3)

اشعار زیبا درباره عید نوروز. مبارکتر شب و خرمترین روز. به استقبالم آمد بخت پیروز. دهلزن گو دو نوبت زن بشارت. که دوشم قدر بود امروز نوروز. مهست این یا ملک یا آدمیزاد. پری یا آفتاب عالم افروز. ندانستی که ضدان در کمینند. نکو کردی علی رغم بدآموز. مرا با دوست ای دشمن وصالست. تو را گر دل نخواهد دیده بردوز. شبان دانم که از درد جدایی. نیاسودم ز فریاد جهان سوز. گر آن شب‌های باوحشت نمی‌بود. نمی‌دانست سعدی قدر این روز. سعدی. اشعار زیبای بهار و عید نوروز. سپیـــــده‌دم، نسیمی روح پــــــــــرور. وزیــــــد و کـــــــــرد گیتی را معنبـــــــر. تـــو پنـــــ

ادامه مطلب ...
اشعار شهادت حضرت زهرا (س) و دهه فاطمیه (2)

اشعار شهادت حضرت زهرا (س). از بــیـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه. گــوئـی شــده قـــیـامـت بـر پـا درون خــانــه. برپاست شور محـشر از عـتـرت پـیـمبـر(ص). خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه. اهریمنان نمودند خون قلب مـصـطفی(ص) را. در مـنـظـر خـلایـق بـی جــرم و بــی بـهــانـه. در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا. دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر یـگــانـه. زیـنـب(س) بـه نـاله گـویـد کـشـتـند مــادرم را. ایـن یک ز ضـرب سـیـلی آن یک ز تـازیانه. در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نیم بسمل. مـحـسـن(ع) فـتاده چـون گـل پر پر

ادامه مطلب ...
بیداد رفت لاله بر باد رفته را (شهریار)

غزلیات شهریار, دیوان اشعار شهریار. بیداد رفت لاله بر باد رفته را. یا رب خزان چه بود بهار شکفته را. هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید. نو کرد داغ ماتم یاران رفته را. جز در صفای اشک دلم وا نمی شود. باران به دامن است هوای گرفته را. وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود. آخر محاق نیست که ماه دو هفته را. برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب. آورده ام به دیده گهرهای سفته را. ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین. بیدار کردی آن گل در خاک خفته را. گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست. تب موم سازد آهن و پولاد تفته را. یارب چها به سینه این خاکدان در است. کس نیست واقف این

ادامه مطلب ...
دل به بوی وصل (سلمان ساوجی)

اشعار سلمان ساوجی, شعر و ترانه. خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را داشت و تربیت فرزندش سلطان اویس را به او واگذار کرد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام "جمشید و خورشید" و "فراقنامه" به جای مانده است. دل به بوی وصل آن گل آب و گل را ساخت جا. ورنه مقصود آن گلستی گل کجا و دل ک

ادامه مطلب ...
گر آخرین فریب تو ، ای زندگی،نبود (نادر نادرپور)

گر آخرین فریب تو ، ای زندگی،نبود (نادر نادرپور). اشعار زیبا و خواندنی نادر نادرپور. نادر نادرپور، (زاده ۱۶ خرداد ۱۳۰۸ در تهران - درگذشته ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در لس‌آنجلس)، شاعر، نویسنده، مترجم، فعال سیاسی-اجتماعی ایرانی است. نادرپور از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. او فرزند «تقی میرزا» از نوادگان رضاقلی میرزا، فرزند ارشد نادرشاه افشار بود. گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود. اینک هزار بار ، رها کرده بودمت. زان پیشتر که باز مرا سوی خود کِشی. در پیش پای مرگ فدا کرده بودمت. هر بار کز تو خواسته ام بر کنم امید. آغوش گرم خویش برویم گشاده ای. دانسته ام ک

ادامه مطلب ...
راز خاكستر (هوشنگ ابتهاج )

دیوان اشعار هوشنگ ابتهاج, شعرهای زیبا. امیر هوشنگ ابتهاج (زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت)، متخلص به «ه‍. ا. سایه»، شاعرایرانی است. هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام [گالیا] شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. به جز باد سحرگاهی که شد دمساز خاکستر؟. که هر دم می گشاید پرده ای از راز خاکستر. به پای شعله رقصیدند وخوش دامن کشان رفتند. کسی زان جم

ادامه مطلب ...
قصه ی درد دل ( عبید زاکانی )

اشعار عبیدزاکانی،شعر و ترانه. خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی در حدود سالهای ۷۷۱ و ۷۷۲ هجری قمری زندگی را بدرود گفت. از آثار برگزیدهٔ او می‌توان به مثنوی عشاق‎نامه، کتاب اخلاق‌الاشراف، ریش‌نامه، صد پند، لطایف و ظرایف، رسالهٔ دلگشا و بالاخره منظومهٔ معروف موش و گربه اشاره کرد. قصه ی درد دل و غصهٔ شبهای دراز. صورتی نیست که جائی بتوان گفتن باز. محرمی نیست که با او به کنار آرم روز. مون

ادامه مطلب ...
الا،اي رهگذر ! ( کارو دردریان )

اشعار زیبا و خواندنی کارو دردریان. کاراپت دِردِریان با نام ادبی کارو (۱۶ آبان ۱۳۰۴ در همدان - درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ در کالیفرنیا) نویسنده و شاعر ایرانی ارمنی‌تبار بود. الا ، ای رهگذر ! منگر ! چنین بیگانه بر گورم. چه می خواهی ؟ چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟. چه سان گویم ؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم ؟. از این خوابیدن در زیر سنگ و خاک و خون خوردن. نمی دانی ! چه می دانی ، که آخر چیست منظورم. تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم. کجا می خواستم مردن !؟ حقیقت کرد مجبورم. چه شبها تا سحر عریان ، بسوز فقر لرزیدم. چه ساعتها که سرگردان ، به ساز مرگ

ادامه مطلب ...
اشعار شهادت حضرت زهرا (س) و دهه فاطمیه

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س). صدف چشم من از داغ تو گوهر بارست. چه کنم؟! کار علی بی تو به عالم، زارست!. اشتیاق تو مرا می‏کشد از خانه برون. ور نه از خانه برون آمدنم، دشوارست!. موقع آمد و شد، فاطمه جان! می‏بینم. دیده‏ی زینب تو مات در و دیوارست!. به گواهی شب و، زمزمه‏ی مرغ سحر. اهل یثرب همه خوابند و، علی بیدارست. روز در خانه، پرستار حسین و حسنم. کمکم کن! که نگهداری شان دشوارست!. یاد آن روز که با زینب تو می‏گفتم:. دخترم! گریه مکن! مادرتان بیمارست!. چاه داند که به من، عمر چه ِسان می‏گذرد. قصه، کوتاه کنم ور نه سخن بسیارست. بشنو از شاعر (ژولیده)، تو

ادامه مطلب ...
خوشا بهارا (ملک‌الشعرای بهار)

اشعار زیبا و خواندنی ملک‌الشعرای بهار. خوشا بهارا خوشا میا خوشا چمنا. خوشا چمیدن بر ارغوان و یاسمنا. خوشا سرود نو آیین و ساقی سرمست. که ماه موی میانست و سر و سیم‌ تنا. خوشا توانگری و عاشقی به وقت بهار. خوشا جوانی با این دوگشته مقترنا. خوشا مقارن این هر سه خاطری فارغ. زکید حاسد بدخواه و خصم راه‌زنا. خوشا شراب کهن در سبوی گردآلود. که رشح باران بسترده گردش از بدنا. خوشا مسابقهٔ اسب‌های ترکمنی. کجا چریده به صحرای خاص ترکمنا. درازگردن و خوابیده دم و پهن سرین. فراخ‌سینه و بالابلند و نرم‌تنا. بزرگ سم و کشیده پی و مبارک‌ ساق. بلندجبهه و محجوب‌چشم و خوش

ادامه مطلب ...
اشعار میلاد حضرت زینب کبری (س)-2

اشعار میلاد حضرت زینب کبری (س). ستاره جلوه شده در/دامن اُمّ ابیها. دیده گشوده به عالم/حضرت زینب کبری. طلیعه ی/نور خورشید وفا از خانه ی مولا مبارک. خنده ی بر/روی لبهای نبی و حیدر و زهرا مبارک. تولّد ِ/بانوی صبر و شهامت،زینب کبری مبارک. گوهر نایاب یا زینب کبری/خواهر ارباب یا زینب کبری. کوثر زهرا. یا زینب کبری. وزد به وادی عُشاق/نسیم جنت العلا. رسد ز شهیر مدینه/شمیم جنت العلا. ولادت ِ/روشنای چشم آل مصطفی بادا مبارک. ولادت ِ/او که باشد تشنه ی جام بلا بادا مبارک. ولادت ِ/مهربان یار شهید کربلا بادا مبارک. قبله ی حاجات یا زینب کبری/عمه ی سادات یا زینب

ادامه مطلب ...
الا یا ایها الساقی (حافظ)

غزلیات عاشقانه خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی (حافظ). خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به "حافظ"، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایه‌ای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحبنظران و عاشقان شعر و ادب پارسی ا

ادامه مطلب ...
رنگ از گل رخسار تو گیرد گل خود روی (باباافضل کاشانی)

اشعار زیبای خواجه نصیرالدین توسی. افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه. ق. )، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. خواجه نصیرالدین توسی گفته است که شخصی به نام کمال الدین محمد حاسب که از شاگردان بابا افضل کاشانی بوده است در روزگار نوباوگی خواجه نصیر ( زادۀ ۵۹۷ ) به دیار آن‌ها ( توس ) افتاده است وخواجه نصیر برای یادگیری ریاضی پیش وی می رفته است. رنگ از گل رخسار تو گیرد گل خود روی. مشک از سر زلفین تو دریوزه کند بوی. شمشاد ز قدّت به خم، ای سر

ادامه مطلب ...
ارباب زمستان (شهریار)

اشعار زیبای سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار). سید محمدحسین بهجت تبریزی (زاده ۱۲۸۵ - درگذشته ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. ۲۷ شهریور را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند. وجه تسمیه این نام گذاری سالروز درگذشت شهریار شاعر شهیر کشورمان است. زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را. ولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان را. ره ماتم سرای ما ندانم از که می پرسد. زمستانی که

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه