شعرهای عاشقانه

چگونه بسويت بيايم؟

ای ستاره آسمان شب های تیره و تار من، با این فاصله ای که بین من و تو میباشدچگونه بوسیدن آن چهره درخشانت میسر است؟ای مهتاب آسمان شبهای دلتنگی من، با این فاصله ای که بین من و تو میباشد چگونه پاک کردن آن اشکهای روی گونه درخشانت میسر است؟ ای آسمان آبی من، بین من و تو فاصله ای است، پس چگونه دستم را بر روی گونه نازنینت بکشم و تو را نوازش کنم؟آری من ستاره می شوم و به آسمان زندگی می آیم تا بر چهره درخشانت بوسه بزنمآری ای مهتاب من، پرنده شبانه می شوم تا به آسمان بیایم و آن اشکهای پر از مهرت را از روی گونه های درخشانت پاک کنمو ای آسمان آبی ام، خورشید می ش

ادامه مطلب ...
چقدر دلم برایت تنگ شده است...

چقدر دلم برایت تنگ شدهآنقدر که فقط نام زیبای تو در آن جای می گیردعزیز من ، قلب منای کاش می شد اشک های طوفانی ام را قطره قطره جمع کردتا تو در دریای غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کنیای کاش می شد فقط یک بار فریاد بزنمدوستت دارمو تو صدایم را می شنیدینمی دانم چطور ، کجا و چگونه باید به تو برسم؟ای کاش به جای عکس زیبایتوجود نازنینت پیش رویم بودو حرف های نا گفته ام را می شنیدیبه راستی که تو اولین عشق راستینم هستیشاید در گذشته هرگز اینچنین عاشق نشده بودماما؛حال خوب می دانم که فقط با شنیدن نام زیبایت چشمانم بی اختیار می باردای امید آخرینمبدان که هر روز

ادامه مطلب ...
تو را تنها به کسی هدیه می دهم....

من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر. من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور، در خشم، در مهربانی،در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا، یکه و تنها بشناسد. من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم و تمام سخاوت هایعاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند؛ و ترنم دلپذیر هر آهنگ، هر نجوایکوچک، برایش یک خاطره باشد. او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛ یا آندلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است. ای. ،ای بهانه ی زنده بودنم؛ من تو را به کسی هدیه می دهم که قلبش بع

ادامه مطلب ...
وصل تو

محو در هست تو هستم ، تو و این مشکل من به خدا جز رخ تو ، غم نبرد از دل منمهر رخسار تو آمیخته در بودن من ذره ای از تو سرشته است به آب و گل مننام زیبای تو جانا ، همه اش ورد لبم کاشکی وصل تو آقا ، بشود حاصل منبنما جلوه ای ازصورت زیبایت را که ز نور تو شود زنده دل غافل منیا که نقشی بنما در جبل قلب حقیر تا بیفتدن قش ماه تو درون دل من. منجی عالمیان نور امیدی به خدا تو سرانجام دهی زندگی ِ باطل منبحر طوفان زده دنیا و تویی ساحل امن عشق تو در دل دریا بشود ساحل منانتظارم به سر آمد تا که هستم تو بیا که شود نذر وجودت سر ِ ناقابل منلحظه ای رخ بنما ، درعطشت سوخ

ادامه مطلب ...
وقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه می‌کنم

زیبایی‌ات را با بهار گاه اشتباه می‌کنم. از شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شود. عطر تنت می‌پیچد و دنیا معطر می‌شود. گیسوت تابی می‌خورد، می‌لغزد از بازوی تو. از شانه جاری می‌شود چون آبشاری موی تو. چون برگ گل در بسترم می‌گسترانی بوی خود. من را نوازش می‌کنی بر مهربان زانوی خود. آسیمه می‌خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر. ای عشق من بی من کجا؟ تنها نرو من را ببر. من بی تو می‌میرم نرو، من بی تو می‌میرم بمان. با من بمان زین پس دگر هر چه تو می‌گویی همان. بر خواب آخر عشق من در برگ گل پیچیدمت. می‌خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت. شاهکار بینش‌پژوه.

ادامه مطلب ...
یک نفر در هـمین نزدیکــی ها

یک نفر در هـمین نزدیکــی ها♥چـــیزی♥به وسـعت یک زنـــدگی برایـت جا گذاشــته است♥خیالــــت راحـت باشــد♥آرام چشــمهایت را ببـــند♥یک نفر برای همه نگرانــــــی هایت بیـــدار است♥یک نفر که از همه زیـبایی های دنیـــا♥تــنهـا تــــو را بــــاور دارد.

ادامه مطلب ...
یک حـــس عاشقانـــه

یک حـــس عاشقانـــهمرارنـــــــج می دهدبی رحــــم و خودسرانه . مرارنــــــــج می دهدتنهـــــا دلیـــل زندگی ام بــی توگاه گاهحتی همیــــن بهانــــهمرارنــــــــج می دهدوقتی نمی شود که عیــــــان ازتـــوشعـــــــر گفتـــــصد بغـــض شاعرانـــه مرارنــــــــج می دهد.

ادامه مطلب ...
یاس عشق

دیروز در کنار تو احساس عشق بوددستان کوچکت که پر از یاس عشق بوددستان کوچکت که جنون مرا نوشتاین واژه های غرق به خون مرا نوشتهرجا که رد پای شما هست می رومفکری بکن به حال من از دست می رومقلبم شکسته است و هی سرد می شومبگذار بشکند عوضش مرد می شومدستان خسته ام به شقایق نمی رسدفریاد من به گوش خلایق نمی رسداین دست ها همیشه پر از بوی یاس نیستیا مثل چشم های شما با کلاس نیستاین رسم زندگی ست بزرگ و بزرگ ترهر چه بزرگ تر و سپس هرچه گرگ تربین خودم و آینه دیوار می کشمهرشب که پشت پنجره سیگار می کشمشاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هستدر ذهن ابرهای درونم تگرگ هستبانوی د

ادامه مطلب ...
وای دلم ...

عشق بر شانه هم چیدن . به نسیمی همه راه به هم می ریزدکی دل سنگ تو را آه به هم می ریزدسنگ در برکه می اندازم و می پندارمبا همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزدعشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ استگاه می ماند و نا گاه به هم می ریزدانچه را عقل به یک عمر به دست آورده استدل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزدآه یک روز همین آه تو را می گیردگاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد.

ادامه مطلب ...
سکوت غم

عشقم! تو نباشی می میرمسکوت غم می گیرمگریه از سر می گیرمجونم ! شبا می گیره دلماین دل سربزیرممن به عشقت اسیرممگه میشه عشقت از یادم بره مگه میشه ؟ مگه میشه ؟مگه میشه ناله از صدام بره مگه میشه ؟ مگه میشه ؟مگه میشه بگم عاشقت نبودم مگه میشه ؟ مگه میشه ؟ بعد تو زنده بمونمعشقم همه وجـــــــــــــــــودمی جونم همیشه تو یادمینبضم واسه تو میزنههمیشه باورم شده که از کنارم نری.

ادامه مطلب ...
دلم شکست

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست. ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست. در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست. بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست. عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست. وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شدپیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست ….

ادامه مطلب ...
خنده مستانه

با عزیزان می نیامیزد دل دیوانه ام. در میان آشنایانم ولی بیگانه ام. از سبک روحی گران ایم یه طبع روزگار. در سرای اهل ماتم خنده مستانه ام. نیست در این خاکدانم آبروی شبنمی. گر چه بحر مردمی را گوهر یکدانه ام. از چو من آزاده ای الفت بریدن سهل نیست. می رود با چشم گریان سیل از ویرانه ام. آفتاب آهسته بگذارد درین غمخانه پای. تا مبادا چون حباب از هم بریزد خانه ام. بار خاطر نیستم روشندلان را چون غبار. بر بساط سبزه و گل سایه پروانه ام. گرمی دلها بود از ناله جانسوز من. خنده گلها بود از گریه مستانه ام. هم عنانم با صبا سرگشته ام سرگشته ام. همزبانم با پری دیوا

ادامه مطلب ...
چه حس خوبیه

چه حس خوبیه،اینکه تو هستیوعاشق ترازخودم پیشم نشستیوعادت میدی منو به مهربونی هاتتا من نفس نفس،دیوونه شم براتچه حس خوبیه اینکه تو بامنیاینکه به روی من لبخندمیزنیاینکه به فکرمی،به فکرمن فقطهرچی نگات کنم سیرنمیشم ازتباتو به زندگیم دلخوشی اومدهخوشبختی منو چشمات رقم زدهچه حس خوبیه شیرینه لحظه هامشادم کنارتو همینو من میخواممراقبی یه وقت من بیقرارنشمسنگ صبورمی که غصه دارنشمعادت میدی منو به مهربونی هاتتامن نفس نفس،دیوونه شم برات.

ادامه مطلب ...
خاطرات

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم و در غربت دل حسرت بوسه هستی سوزت باز من ماندم و یک مشت هوس باز من ماندم و یک مشت امید یاد آن پرتو سوزنده عشق که ز چشمت به دل من تابیدباز در خلوت من دست خیال صورت شاد تو را نقش نمود بر لبانت هوس مستی ریخت در نگاهت عطش طوفان بود یاد آن شب که تو را دیدم و گفت دل من با دلت افسانه عشق چشم من دید در آن چشم سیاه نگهی تشنه و دیوانه عشق یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خنده بیرنگ و خموش که سراپای وجودم را سوخت رفتی و در دل من ماند به جای عشقی آلوده به نومیدی و درد نگهی گم

ادامه مطلب ...
چه بی ستاره

چقدر بی تو هوا مسموم، چقدر کوچه زمستانی استچقدر پنجره‌ها ابری، هوا، هوای پریشانی استکسی غبار عزا پاشید، به سنگ فرش خیابان‌هاچه لحظه‌ها‌ی مه آلودی، دو چشم عاطفه بارانی استچقدر همهمه ماشین، و بوق و دودو هیاهو هاغروب و سوت قطاری که،پر از مسافر سیمانی استدلم ورق ورق اندوه است. برابرم شبح کوه استچقدر دره خشم آگین ، در این مسیر بیابانی استدلم پرندة پاییزی،میان جنگلی از آهندلم به حبس ابد محکوم، به اتهام غزلخوانی استچه بی ستاره رها کردی، شبی به جادة تقدیرمو استغاثة معصومی: که این کجای مسلمانی است؟!کجاست باغ تماشایت، شکوه جشن پریزادانکجای وسعت رویایت،

ادامه مطلب ...
تنهاترین ستاره

تنهاترین ستاره ،غمگین ترین بهارم. من آنکَسم که جزغم ،دیگر کسی ندارم. من تک درخت پیرم ،خشکیده ام زِ ریشه. هر چند پیش مردم، خندیده ام همیشه. بغضی نشسته اکنون، در حلق بی صدایم. من آن نِی اَم که هر دم ،با غصه هم نوایم. آری دلم گرفته،از این سکوت دلگیر. از این کنایه هایِ سنگین و دست و پاگیر. در این سیاهی شب، گُم گشته است راهم. دست مرا بگیرید ،تنها و بی پناهم. دردیست اندراین دل ،حاشا نمی توان کرد. غم را در این زمانه رسوا نمی توان کرد. این روزگار پر غم ، پر گشته از گلایه. واگو یه های رنگین غم های لایه لایه.

ادامه مطلب ...
تقدیم به بهترینم...

با نام تو مینویسم از عشق مینویسم از محبتهایت ، تا پای جان می نشینم مینویسم یک کلام ،. عاشقانه : دوستت دارم یک نفس در این نامه ، بی بهانهفریاد میزنم که تا آخرین نفس تو در کنارم نیستی ، اما همی. شه مینویسم این نامه عاشقانه را که بگویم همیشه به یاد تو هستم ،مینویسم با قلمی از جنس محبت ،. با احساسی به قشنگی عشق ،با یک دنیا حرفهای مینویسم بی بهانه ،اینک که از تو مینویسم ، برای تو مینویسم ،. نامه از قطره های اشکم خیس خیس اشکم مانده و چشمهایم بهانه گرفته که دلتنگ تو هستم عزیزم ،دلتنگی را از جملاتی که برایت در نامه نوشته ام این لحظه مرا یاری کرد ،. که

ادامه مطلب ...
به همین آسانی...

عشقبازی به همین آسانی است . که گلی با چشمیبلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحینیش زنبور عسل با نوشیکار همواره باران با دشتبرف با قله کوه رود با ریشه بیدباد با شاخه و برگابر عابر با ماهچشمه ای با آهوبرکه ای با مهتابو نسیمی با زلفدو کبوتر با همو شب و روز و طبعیت با ماعشق بازی به همین آسانی است . شاعری با کلماتی شیریندست آرام ونوازش بخش بر روی سری پرسشی از اشکیو چراغ شب یلدای کسی با شمعیعشق بازی به همین آسانی است . که دلی را بخری بفروشی مهریشادمانی را حراج کنیرنجها را تخفیف دهیمهربانی را ارزانی عالم بکنی و بپیچی همه را لای حریر احساسگره عشق به آن

ادامه مطلب ...
آسمون عاشقی

باید از راه کدوم جاده گذشت تا به آسمون عاشقی رسید؟. یا که از عشق یه دل داده نوشت از نگاهش یه عالم ستاره چید؟. تو عبور از دیده های چه کسی میشه آسمونو پر ستاره دید. پچ پچ ستاره ها رو تو شبا بشه فهمید با بشه حتی شنید. کاش میشد یکی بگه خونه ی عشق تو کدوم کوچه قبل آدمهاست. اونجا که سقف تمومه خونه هاش پر عشق و چشمک ستاره هاست. جایی که حسرت عشق و عاشقی تو حضور مبهم ترانه هاست. تو حضوری که پر از نشونه ی خونه ی عشق تموم آدمهاست.

ادامه مطلب ...
باز کن پنجره ها را

باز کن پنجره ها را، که نسیمروز میلاد اقاقی ها راجشن می گیرد،و بهار،روی هر شاخه، کنار هر برگ،شمع روشن کرده است. همه ی چلچله ها برگشتند،و ط��اوت را فریاد زدند. کوچه یکپارچه آواز شده است،و درخت گیلاس،هدیه ی جشن اقاقی ها را،گل به دامن کرده است. باز کن پنجره ها را ای دوست!هیچ یادت هست،که زمین را عطشی وحشی سوخت؟برگ ها پژمردند؟تشنگی با جگر خاک چه کرد؟ هیچ یادت هست،توی تاریکی شب های بلند،سیلی سرما با خاک چه کرد؟با سر و سینه ی گل های سپید،نیمه شب، باد غضبناک چه کرد؟هیچ یادت هست؟حالیا معجزه ی باران را باور کن!و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!و محبت را در رو

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه