رباعی

برخیز

برخیز دلا که دل به دلدار دهیم. جان را به جمال آن خریدار دهیم. این جان و دل و دیده پی دیدن اوست. جان و دل و دیده را به دیدار دهیم هوشنگ ابتهاج.

ادامه مطلب ...
گل سرخ

گل سرخ و دلم هم سرنوشتندکه ما را با گل مجنون سرشتنددر این جغرافیا تاریخ ما راکنار تربت لیلی نوشتند. لبخندلبخند زدی بهار بی تاب شکفتیک پنجره روبروی مهتاب شکفتآن لحظه که چشمه از نگاهت جوشیداحساس فرو خفته مرداب شکفت.

ادامه مطلب ...
شعرسوال

نه گریه ام نه خواب سبز یک پروانهاز نفس های سرد انتهای تقویم با تو طلوع کرده امبخوان و بپرس:" دوستم داری. ؟"گلکاش می شد بکشم دست به پیشانی گلیا که یک شب بروم باز به مهمانی گلباید امشب به تن باغچه آبی بزنمتا مگر دست دهد صحبت پنهانی گلباد بر دوش تن زخمی گل را می بردآه از رنج من و بی سر و سامانی گل. نگاه. نگاهت آسمانم بود و گم شد. دو چشمت سایبانم بود و گم شد. به زیر آسمان در سایه تو. جهان در دیدگانم بود و گم شد.

ادامه مطلب ...
ستاره

گفتم که تو ای ستاره برمی گردیهر لحظه به یک اشاره برمی گردیبیچاره دلم خیال می کرد که توبا خواهش من دوباره بر می گردی. حرف بزنلب وا کن و از اقاقیا حرف بزناز پنجره ها، آینه ها حرف بزنمن بغض هزار ساله دارم در خودیک لحظه به دیدنم بیا حرف بزن.

ادامه مطلب ...
زندگي

برگرد که عشق تشنه کام من و توست. پر شور ترین قصه به نام من و توست. از تلخی ایام چرا شکوه کنیم. شیرینی زندگی به کام من و توست. دیدار. اگر به دیدار تو بیایم. سنگ ها آب می شوند. و دریا همه جغرافیای دلم را فرا می گیرد.

ادامه مطلب ...
شعرنگاه

من ماندم و شعر تازه ات را خواندمصد پنجره اشک برغمت افشاندموقتی که همه به سوی شب می رفتنددر خط مقدم نگاهت ماندم. بید. درخت بید بیدم کنج بیشهتراشیدن مرا باضرب تیشهتراشیدن مرا قلیون بسازنکه آتش بر سرم باشه همیشه.

ادامه مطلب ...
با رفتن تو

با رفتن تو عمر زمین کمتر شداز فرط غمت چشم خدا هم تر شددر خاطره بهار بی بودن توصد باغ گل محمدی پرپر شد. قناریدلت از غصه لبریز قناریبهارت رنگ پاییز قنارینخون اینجا، اگر اینجا بخونیپر و بال تو میریزه قناری.

ادامه مطلب ...
برخیز دلا (هوشنگ ابتهاج)

برخیز دلا که دل به دلدار دهیم جان را به جمال آن خریدار دهیم این جان و دل و دیده پی دیدن اوست جان و دل و دیده را به دیدار دهیم **********************هوشنگ ابتهاج.

ادامه مطلب ...
لبخند

لبخند زدی بهار بی تاب شکفت. یک پنجره روبروی مهتاب شکفت. آن لحظه که چشمه از نگاهت جوشید. احساس فرو خفته مرداب شکفت.

ادامه مطلب ...
گل سرخ

گل سرخ و دلم هم سرنوشتند. که ما را با گل مجنون سرشتند. در این جغرافیا تاریخ ما را. کنار تربت لیلی نوشتند.

ادامه مطلب ...
* گل !!!

کاش می شد بکشم دست به پیشانی گل. یا که یک شب بروم باز به مهمانی گل. باید امشب به تن باغچه آبی بزنم. تا مگر دست دهد صحبت پنهانی گل. باد بر دوش تن زخمی گل را می برد. آه از رنج من و بی سر و سامانی گل.

ادامه مطلب ...
* حرف بزن

لب وا کن و از اقاقیا حرف بزن. از پنجره ها، آینه ها حرف بزن. من بغض هزار ساله دارم در خود. یک لحظه به دیدنم بیا حرف بزن.

ادامه مطلب ...
ستاره

گفتم که تو ای ستاره برمی گردی. هر لحظه به یک اشاره برمی گردی. بیچاره دلم خیال می کرد که تو. با خواهش من دوباره بر می گردی.

ادامه مطلب ...
زندگي

برگرد که عشق تشنه کام من و توست. پر شور ترین قصه به نام من و توست. از تلخی ایام چرا شکوه کنیم. شیرینی زندگی به کام من و توست.

ادامه مطلب ...
درخت بید

درخت بید بیدم کنج بیشه. تراشیدن مرا باضرب تیشه. تراشیدن مرا قلیون بسازن. که آتش بر سرم باشه همیشه.

ادامه مطلب ...
* نگاه

من ماندم و شعر تازه ات را خواندم. صد پنجره اشک برغمت افشاندم. وقتی که همه به سوی شب می رفتند. در خط مقدم نگاهت ماندم.

ادامه مطلب ...
قناري

دلت از غصه لبریز قناری. بهارت رنگ پاییز قناری. نخون اینجا، اگر اینجا بخونی. پر و بال تو میریزه قناری.

ادامه مطلب ...
با رفتن تو

با رفتن تو عمر زمین کمتر شد. از فرط غمت چشم خدا هم تر شد. در خاطره بهار بی بودن تو. صد باغ گل محمدی پرپر شد.

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه