دلنوشته

سکوت!!!

ساکت و بی تفاوت باید باشم زندگی به من آموخت:من و سکوت و تنهایی و غم. اما تا کی می شود خویشتن داری کرد و نگریست یادم باشد من و سکوت و تنهایی و غم. در این چند صباح گذشته در کوهی فریاد زدم: من و سکوت و تنهایی و غم. یادم بماند و یادم بماند ولی حال که فکر میکنم میبینم من و سکوت و تنهایی و غم 4 رفیقیم که از دوران صحبت با کوباندنمان به هم رسیدیمسکوت همیشه در هنگام خشم و انزجار با دست به من میخندد و من ساکت میشومتنهایی که همیشه در غم ها و گریختن ها آرام به حرفهایم گوش می دهدغم هم که در بهترین لحظات زندگیم با من است و می گوید این لحظه ها می گذردمی گذرد

ادامه مطلب ...
سکوت!!!

آرزو دارم شبی چون قطره ی باران بر خلوت شبانه ام بباری و سکوت سنگین دلم را با نوای دل انگیزت پر کنی. تو میتوانی چون رنگین کمان عشق بر سر سفره دل من بنشینی و گرمی آفتاب محبت را مهمان دلم کنی. میتوانی همچون کبوتر سبک بال پشت پنجره احساسم آشیانه کنی و مرا برای رسیدن به کهکشان خیالم به عالم رؤیا ببری. اقاقیا را دیده ام که به دنبال عطر پیراهنت بر بال نسیم پر کشیده اند، ماهی قرمز تنگ بلور برای شنیدن آوای بی قرار شده است. ببین که چگونه لحظه ها به انتظار ایستاده اند و بر امید پیوستن به نگاه عاشقت تو را زمزمه میکنند. من میدانم که تو می توانی تن سیاه

ادامه مطلب ...
یک نخ آرامش

یک نخ آرامش دود می کنم؛. به یاد ناآرامی هایی که از سر و کول دیروزم بالا رفته. اند!. یک نخ تنهایی، به یاد تمام دل مشغولیهایم. یک نخ سکوت، به یاد. حرفهایی که همیشه قورت داده ام،. یک نخ بغض ، به یاد تمام اشکهای نریخته. … کمی زمان لطفا!!!. … … … به اندازه یک نخ دیگر؛. به اندازه. قدمهای کوتاه عقربه. یک نخ بیشتر تا مرگ این پاکت نمانده….

ادامه مطلب ...
یک دقیقه سکوت

یک دقیقه سکوت به خاطر کودکی که سالهاست زنده است اما زندگی نمی کند. یک دقیقه سکوت به خاطر به دنیا آمدن کسانی که رفتن را به ماندن ترجیح می دهند. یک دقیقه سکوت به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه و ابلهانه باقی ماند. یک دقیقه سکوت به خاطر امیدهایی که به نا امیدی مبدل شد. یک دقیقه سکوت به خاطر ستاره ی کو��کی که همیشه در آسمان پر ستاره و بی انتها تنها ماند. یک دقیقه سکوت به خاطر به خاطر همه ی سال هایی که دروغ شنیدم. یک دقیقه سکوت به خاطر روزها و لحظه هایی که ادامه دادن ناممکن می نمود اما عبور ناگریز بود. یک دقیقه سکوت به خاطر همه ی کسانی که

ادامه مطلب ...
وای بر ِمن

وای بر ِمنکه هر شب بی اختیارچشم هایم خودشان را خیس می کنندآن وقت توبا خیال ِ تختهفت پادشاه را خواب می بینی. خواب به چشم هایم نمی آید. وقتی که دیگر گوسفندی برای شمردن نمانده باشد.

ادامه مطلب ...
و یک دقیقه

و یک دقیقه نه ثانیه ای سکوت برای جبرانِ مافاتِ دلم ثانیه ای سکوت برای شنیدن دردهای این زمین!! که پر است از غم و اندوه ما آدمها ثانیه ای سکوت و نگریستن به پروانه ای که پرواز میکند تا انتهای آفتاب انجا که جز عشق و دوستی چیزی نیست ثانیه ای سکوت به پاس دوستی هایمان و دوستهایی که دوستمان دارند ولی ما غافلیم از انها و از خویش.

ادامه مطلب ...
هیـچـــوقـــت

هیـچـــوقـــت از هیچ چیــز مطمئن نـبـــاش !!! مثـلاً اگــه کسی خندیــد فکـر نـکــن آدم شادیــــه !شایـــد از همــه چـیز بــریـده، شایـــد خـسـتـــه س !شایـــد خنده رو لباشـه، تا غم تو سینه ش دیده نـشــه !شایـــد دنــیا واســـش بی ارزشــه و داره بـه اون میخنده !شایـــد . . . رو اعصاب اینجور آدمــا نـــَـرید . . . ! گـــناه دارن.

ادامه مطلب ...
هـــمــیــشــه نــــه

ولــــی گـــاهـــیمــیــان بـــودن و خـــواســتـنفــاصـلــه مـــی افــتــدیه وقــتــهــایـــی هـــســت کـــهکــســی را بـــا تــمـــام وجــــود میخواهــــیولــــــی نــــبـــــــایــــد کــنـــارش بــــاشـــی.

ادامه مطلب ...
هميشه بايد کسي باشد

همیشه باید کسی باشدکه معنی سه نقطه های انتهای جمله هایت را بفهمدهمیشه باید کسی باشدتا بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمدباید کسی باشد. . . . که وقتی صدایت لرزید بفهمدکه اگر سکوت کردی بفهمدکسی باشدکه اگر بهانه گیر شدی بفهمدکسی باشدکه اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودنبفهمد به توجهش احتیاج داریبفهمد که درد داریکه زندگی درد داردکه دلگیریبفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده استبفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ بارانبرای بوسیدنشبرای یک آغوشِ گرم تنگ شده استهمیشه باید کسی باشدهمیشه.

ادامه مطلب ...
هر نفس

هر نفس . درد است که میکشم. !!. ای کاش یا بودی. یا اصلا نبودی. !!. این که هستی. و کنارم نیستی . دیوانه ام میکند. !!.

ادامه مطلب ...
نمیدونم ازکجا شروع کنم

نمیدونم ازکجا شروع کنم قصه ای تلخ سادگی مو!نمیدونم چرا قسمت میکنم روزهای خوب زندگی مو؟چرا توی اول قصه همه دوستم میدارن!!وسط قصه که میشه سربه سر من میزارن. تا میخواد قصه تمام شه همه تنهام میزارنمیتونم مثل همه دو رنگ باشم دل نبازم. میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم. که با یه نیش زبون بترک و خراب بشه. تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه. میتونم بازی کنم با عشقو احساس کسی. میتونم درست کنم ترس دلو دلواپسی. میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم. میتونم پشت دلها قائم بشم کمین کنم. ولی با این همه حرفها بازمن هم مثل ونهام. یه دروغ گومیشم همیشه ورده زبونها. ی

ادامه مطلب ...
نگـــــــران نباش. . . . .

!!نگـــــــران نباش. . . . . . " حــــال مـــن خـــــوب اســت!! ". بــزرگ شـــده ام . . . . . . !دیگر آنقــدر کــوچک نیستـم که در دلـــتنگی هـــایم گم شــوم! . . . آمـوختــه ام. . . . که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش . . . . . " زندگیست "آمــوختــه ام . . . . که دیگــر دلم برای " نبــودنـت " تنگ نشـــود . . . راســــــتی. . . . دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خــــــــوب یاد گـــرفتــه ام . . . !!" حــــال مـــن خـــــــوب اســت " . . . خــــــوبِ خــــوب!!!!.

ادامه مطلب ...
می دانی..؟

می دانی. ؟آدم های ِ ساده. ساده هم عاشق می شوند. ساده صبوری می کنند. ساده عشق می وَرزَند. ساده می مانند. اما سَخت دِل می کنند. آن وقت که دل ِ می کنند. جان می دَهند. آدم های ِ ساده.

ادامه مطلب ...
مهربانی تا کی؟

بگذار سخت باشم و سرد!!!. باران که بارید. چتر بگیرم و چکمه!. خورشید که تابید. پنجره ببندم و تاریک!. اشک که آمد. دستمالی بردارم و خشک!. او که رفت نیشـــــــــخندی بزنم و سوت . !!!!!.

ادامه مطلب ...
مـن هـمـون دیـوونـهــ ایـَم

مـن هـمـون دیـوونـهــ ایـَم کـه هـیـچـوقـتــ عـوض نـمـیـشـهـ. هـمـونـی کـه هـمـه بـاهـاش خـوشـحـالـنــ . امـا کـسـی بـاهـاش نـمـیـمـونـه. هـمـونـی کـه مـواظــبـه کـســـی نـاراحـتـ نـشـه امـا هـمـهـ نـاراحـتـشــ مـیـکـنـن. هـمـونــی کـه تـکـیه گـاهِ خـوبـیـه. امـا . واسـش تـکـیــهــ گـاهــــی نـیـسـت. هـمـون!!!.

ادامه مطلب ...
من گریزانم

من گریزانم. از این خسته ترین شکل حیات. و از این غربت تلخ. که به اجبار به پایم بستند. می گریزم از شب. می گریزم از عشق. و تو ای پاک ترین خاطره ها. همه جا در پی تو می گردم.

ادامه مطلب ...
من به تنگ آمده ام از همه چيز

من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم : آی . . . ! با شما هستم ! این درها را باز کنید . . . ! من به دنبال فضائی می گردم ، لب بامی ، سر کوهی ، دل صحرایی . . . که در آنجا نفسی تازه کنم . آه . . . !!! می خواهم فریاد بلندی بکشم ، که صدایم به شما هم برسد ! «« من به فریاد ، ـــ همانند کسی . که نیازی به تنفس دارد ، . مشت می کوبد بر در ، . پنجه می ساید بر پنجره ها ، ـــ محتاجم ! »» من هوارم را سر خواهم داد !. چاره ی درد مرا باید این داد کند ! از شما « خفته ی چند‌ » ، چه کسی می آید با من فریاد کند ؟.

ادامه مطلب ...
خواب نیست

گرچه میگویند این دنیا به غیر از خواب نیستای عجل مهمان نوازی کن که دیگر تاب نیستبین ماهی های اقیانوس و ماهی های تنگهیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جز اب نیستما رعیت ها کجا محصول باغستان کجا؟روستای سیب های سرخ بی ارباب نیستای پلنگ از کوه بالا رفتنت بی هوده استاز کمین بیرون مزن امشب شب مهتاب نیستدر نمازت شعر میخوانی میرقصی دریغ!جای این دیوانگی ها گوشه ی محراب نیستگردبادی مثل تو یک عمر سرگردان چیست؟گوهری مانند مرگ این قدرهم نایاب نیست.

ادامه مطلب ...
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!ببرم بخوابانمش!لحاف را بکشم رویش!دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!حتی برایش لالایی بخوانم،وسط گریه هایش بگویم:غصه نخور خودم جان!درست می شود!درست می شود!اگر هم نشد به جهنم. تمام می شود. بالاخره تمام می شود. !!!.

ادامه مطلب ...
کسی مرا نخواهد نوشت

کسی مرا نخواهد نوشت کسی به احساسم سر نمی زندکسی مرا به اتاق نگاهش نمی بردولی من پشت دیوارصدای پایی را می شنوم که بر قاب زمینتصویرش را ثبت می کند و هر لحظه بزرگتر می شود هیس !!.

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه