انواع ادبی

ضربه نگاه‌های جناحی به ادبیات 

ضربه نگاه‌های جناحی به ادبیات گفت و گو با «رضا رئیسی» نویسنده و مستندساز. خیلی وقت است که از نویسنده رمان «قطار 57» خبری نیست، نویسنده‌ای فعال در حوزه ادبیات جنگ و انقلاب که آثار زیادی از وی در این زمینه منتشر شده است. رضا رئیسی روزگاری بسیار فعال بود، قبل از آنکه نویسنده باشد، یک روزنامه‌نگار و مستندساز است اما در حال حاضر بنا به شرایطی از جمله وضعیت جسمی‌اش، ترجیح داده که در یکی از روستاهای شمال زندگی کند، به قول خودش «صبح‌ها قلم می‌زند، ظهرها بیل می‌زند و عصرها قدم می‌زند». با اینکه دیگر در مطبوعات نام او دیده نمی‌شود و با اینکه دیگر در جو

ادامه مطلب ...
او ز یکرنگیّ عیسی بو نداشت

او ز یکرنگیّ عیسی بو نداشت رمز شناسی مولانا (3). در بخش دوم حکایت "پادشاه متعصب یهودی"، داستان تا به آنجا پیش رفت که وزیر فتنه گر و زیرک به پادشاه نامه ای نوشت و پیغام داد که به زودی مسیحیان را به دست خودشان نابود خواهم کرد. در این مقاله ادامه داستان را با یکدیگر مرور خواهیم کرد. قوم عیسی را بد اندر دار و گیر حاکمانشان ده امیر و دو امیر. هر فریقی مر امیری را تبع بنده گشته میر خود را از طمع. این ده و این دو امیر و قومشان گشته بنده، آن وزیرِ بدنشان. در آن دوران دین مسیحیت دوازده پیشوا و رهبر داشت و هر قبیله تابع یک پیشوا بود و تمام این دوازده ا

ادامه مطلب ...
وجه کمدی سیاوش

وجه کمدی سیاوش. داستان سیاوش یکی از چهار داستان تراژیک اصلی شاهنامه است. منظورم داستان رستم و سهراب، داستان سیاوش، داستان فرود پسر سیاوش و داستان رستم و اسفندیار است. چرا می‌گویم اصلی؟ چون داستان‌هایی مثل مرگ رست��، حمله‌ بهمن به سیستان و انتقام کشیدنش از خاندان رستم، داستان 12 رخ، داستان مرگ ایرج و مشابهانش هم وجه تراژیک دارند، اما این چهار داستان پرداخت بیشتری دارند و محبوب‌تر هم هستند. سیاوش تفاوت بنیادینی با سهراب و اسفندیار دارد، او دنبال جنگ نیست، دنبال اثبات خودش از راه پیروزی نیست، دنبال زندگی آرام و راستگویانه است، ولی او هم مثل سهراب

ادامه مطلب ...
چهارمین مرغ عطار

چهارمین مرغ عطار منطق الطیر / بخش سوم. «کبک» چهارمین مرغی است که توسط عطار در کتاب جاودانه اش یعنی منطق الطیر روایت می شود. خه خه ای کبک خرامان در خرام خوش خوشی از کوه عرفان درخرام. قهقهه در شیوه این راه زن حلقه بر سندان دارالله زن. کوه خود در هم گداز از فاقه ای تا برون آید ز کوهت ناقه ای. چون مسلّم ناقه ای یابی جوان جوی شیر و انگبین بینی روان. ناقه می ران گر مصالح آیدت خود به استقبال صالح آیدت. عطار کبک را معرفی کرده و خطاب به او می گوید: از کوه عرفان بالا برو و خواستت را بر درگاه خداوند ببر. با گرسنگی و ریاضت کوه نفس خود را از بین ببر، چرا

ادامه مطلب ...
جهان از بدیها بشویم به رای

جهان از بدیها بشویم به رای گذری بر شاهنامه / بخش چهارم (پادشاهی طهمورث). پس از هوشنگ، پسر او با نام "طهمورث" به پادشاهی می رسد. او وارث به حق پدر بود، پسری هوشمند که تصمیم گرفت جهان را از بدیها پاک کرده و آرامش و آسایش را در همه جا فراگیر کند. پسر بُد مر او را یکی هوشمند گرانمایه طهمورث دیوبند. بیامد به تخت پدر بر نشست به شاهی کمر بر میان بر ببست. همه موبدان را ز لشکر بخواند به خوبی چه مایه سخنها براند. چنین گفت کامروز تخت و کلاه مرا زیبد این تاج و گنج و سپاه. جهان از بدیها بشویم به رای پس آنگه کنم درگهی گرد پای. ز هر جای کوته کنم دست دیو که

ادامه مطلب ...
مادر بت‌ها، بتِ نفسِ شماست

مادر بت‌ها، بتِ نفسِ شماست رمز شناسی مولانا /بخش اول. چهارمین حکایت از دفتر اول مثنوی معنوی، داستان پادشاه یهودی دیگری است که سعی در از بین بردن دین عیسی را داشت. در این نوشتار بر این داستان زیبا و جالب مروری خواهیم داشت. آن جهودِ سگ ببین چه رای کرد پهلوی آتش بتی برپای کرد. کانکه این بت را سجود آرد برست ورنه آرد، در دلِ آتش نشست. پادشاهی یهودی و به گفته مولانا سگ سیرت، آتشی را آماده کرده و در کنار آن بتی را قرار می دهد و می گوید: هر کس که به این بت سجده کند از آتش رهایی می یابد اما هر کس که آن را سجده نکند در آتش افکنده می شود. چون سزای این ب

ادامه مطلب ...
چون بخواهد، عین غم، شادی شود

چون بخواهد، عین غم، شادی شود رمز شناسی مولانا (پادشاه یهود و آتش/ بخش دوم). در بخش اول این داستان گفته شد که پادشاه یهودی به دلیل نفرت از عیسویان بت و آتشی را آماده کرد و هر کس که به بت سجده نمی کرد را در آتش می انداخت. تا نوبت به مادر و فرزندی رسید و فرزند را در آتش انداخت اما آتش بر خلاف طبع و طبیعتش او را نسوزاند و همین باعث شد که سایرین هم خود را در آتش انداخته تا جایی که مامورین پادشاه مانع آنها می شدند. در این نوشتار به ادامه داستان می پردازیم. رو به آتش کرد شه، کای تندخو آن جهانسوز طبیعی خوت کو؟. چون نمی سوزی؟ چه شد خاصیّتت؟ یا ز بخت م

ادامه مطلب ...
شوالیه‌های غربی و پهلوانان شاهنامه

شوالیه‌های غربی و پهلوانان شاهنامه. کاملیا کُرد درباره «مقایسه شاهنامه با کتاب‌های حماسی مغرب زمین» سخن گفت. این سخنرانی در قالب نشست «شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی» که از سوی انجمن صنفی راهنمایان استان تهران در خانه سلامت عباس‌آباد برگزار شده بود، انجام شد. کاملیا کُرد در آغاز سخنرانی گفت: اسطوره الگوی رفتارهای انسانی است و آن‌چه انسان آرمانی می‌داند در اسطوره‌ها متبلور شده‌اند. به‌همین منظور به بررسی شباهت و تفاوت‌های حماسه‌های مشترک اسکاندیناوی، فرانسه و آلمانی با شاهنامه پرداختم که از آن میان پنج حماسه برتر اروپا از زبان فرانسه را مورد م

ادامه مطلب ...
«فاخته» ،«باز» و  «هدهد» در شعر عطار

«فاخته» ،«باز» و «هدهد» در شعر عطار منطق الطیر/ بخش چهارم. در بخش سوم گذرمان بر منطق الطیر عطار نیشابوری، مرغانی معرفی شدند. در این نوشتار به ادامه معرفی مرغان و داستان می پردازیم. «فاخته» یازدهمین مرغی است که عطار معرفی می کند:. مرحبا ای فاخته بگشای لحن تا گهر بر تو فشاند هفت صحن. چون بود طوق وفا در گردنت زشت باشد بی وفایی کردنت. از وجودت تا بود مویی به جای بی وفایت خوانم از سر تا به پای. گر درآیی و برون آیی ز خود سوی معنی راه یابی از خرد. چون خرد سوی معانیت آورد خضر آب زندگانیت آورد. فاخته مورد خطاب قرار می گیرد و عطار به او می گوید: ای فاخ

ادامه مطلب ...
پادشاهی جمشید

پادشاهی جمشید. "جمشید" یکی از خاص ترین شاهان شاهنامه است که نه تنها در شاهنامه، بلکه در تمام ادبیات فارسی جایگاه ویژه ای دارد و به عنوان یکی از بزرگترین پادشاهان نام برده می شود. نام جمشید در اوستا و متون پهلوی هم دیده می شود. جمشید اگرچه کارهای بسیاری برای بشریت انجام داد اما به دلیل غروری که او را گرفت دچار سقوط و نابودی شد و در ادبیات ما به عنوان رمزی از غرور و منیّت شناخته شده است. پس از مرگ "کیومرث" نوبت به پادشاهی فرزندش جمشید می رسد و او بر تخت سلطنت می نشیند. گرانمایه جمشید فرزند او کمر بست یکدل پر از پند او. برآمد بر آن تخت فرخ پدر ب

پادشاهی جمشید

ادامه مطلب ...
پادشاهی جمشید

پادشاهی جمشید (بخش دوم). در بخش اول مطلب"پادشاهی جمشید"، داستان تا به آنجا پیش رفت که مردم به چهار گروه تقسیم شدند. در این نوشتار به ادامه داستان می پردازیم. چو خورشید تابان میان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا. جهان انجمن شد بر آن تخت او شگفتی فرو مانده از بخت او. به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند. سر سال نو هرمز فروردین برآسوده از رنج روی زمین. بزرگان به شادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند. چنین جشن فرّخ از آن روزگار به ما ماند از آن خسروان یادگار. مردمان بر او گوهر افشانی کردند و چون سرِ سال نو و روز آغاز فروردین رس

پادشاهی جمشید

ادامه مطلب ...
سوی تخت جمشید بنهاد روی

سوی تخت جمشید بنهاد روی پادشاهی جمشید (بخش سوم). در بخش دوم "پادشاهی جمشید" ضحاک توسط ابلیس به پادشاهی اعراب رسید؛ اما این انتهای ماجرای ابلیس و ضحاک نبود چرا که ابلیس همچنان برای او برنامه داشت. در این بخش به ادامه داستان پادشاهی جمشید و ضحاک ماردوش می پردازیم. چو ابلیس پیوسته دید آن سخن یکی بند بد را نو افکند بن. بدو گفت گر سوی من تافتی ز گیتی همه کام دل یافتی. اگر همچنین نیز پیمان کنی نپیچی ز گفتار و فرمان کنی. جهان سر به سر پادشاهی تراست دد و مردم و مرغ و ماهی تراست. این بار هم شیطان به سراغ ضحاک می رود و به او می گوید اگر هر آنچه که من م

به سوی تخت جمشید

ادامه مطلب ...
در اسطوره دروغ معنایی ندارد

در اسطوره دروغ معنایی ندارد. وقتی صحبت از منابع کهن زبان و ادب فارسی و همچنین تاریخ ایران به میان می‌آید ناخودآگاه بسیاری از مردم به شاهنامه فردوسی و داستان‌های حکیم نظامی و گلستان و بوستان سعدی و دیگر آثار برجسته ادبی، تعلیمی، عرفانی و حماسی خود می‌بالند. اما هنوز بسیاری از مردم درباره ریشه های این متون و ویژگی های شخصیت هایی که در آنها مطرح می شود و اصلا این که تفاوت میان اسطوره و افسانه در چیست، اطلاعات خاصی ندارند. البته این که گاهی انسان از جهان پیرامون خود گریزی به عالم مابعدالطبیعه بزند و در این میان خواسته یا ناخواسته اثری را خلق کند ک

ادامه مطلب ...
عزم ره کردند و در پیش آمدند

عزم ره کردند و در پیش آمدند منطق الطیر/ بخش پنجم. در "بخش چهارم" مروری بر منطق الطیر، هدهد که نسبت به سایر پرندگان برتری هایی داشت، "سیمرغ" پادشاه مرغان را به آنها معرفی کرد و جایگه او را نشان داد. با تعریف هدهد شور و اشتیاق مرغان برای رسیدن به سیمرغ چندین برابر می شود. جمله مرغان شدند آن جایگاه بی قرار از عزتِ این پادشاه. شوق او در جانِ ایشان کار کرد هر یکی بی صبری بسیار کرد. پس از معرفی سیمرغ توسط هدهد، قسمت دیگر داستان که شامل معرفی و حکایت ده مرغ دیگر است، آغاز می‌شود . در این قسمت ده مرغ معرفی می شوند و هر کدام با هدهد دیالوگی دارند، پر

ادامه مطلب ...
حکایت بط و پرسش از هدهد

حکایت بط و پرسش از هدهد منطق الطیر/ بخش ششم. داستان پرسش و پاسخ مرغان با هدهد در "بخش پنجم" منطق الطیر تا آنجا پیش رفت که طاووس هم از هدهد سوال هایی پرسید و عذری آورد و هدهد به او پاسخ داد. مرغ بعدی که پس از طاووس برای هدهد عذر و بهانه می آورد، بط است. حکایت بط و پرسش او از هدهد:. بط به صد پاکی برون آمد ز آب در میان جمع با خیر الثّیاب. گفت در هر دو جهان ندهد خبر کس ز من یک پاکرو یک پاک تر. کرده ام هر لحظه غسلی بر صواب پس سجاده باز افکنده بر آب. همچو من بر آب چون استد یکی نیست باقی در کراماتم شکی. زاهد مرغان منم با رای پاک دایمم هم جامه و هم ج

ادامه مطلب ...
حکایت شیر و نخچیران

حکایت شیر و نخچیران رمزشناسی مولانا. "شیر و نخچیران" یکی از داستانهای زیبا و در خور تامل مثنوی مولاناست که بحث جبر و اختیار را مورد بررسی قرار می دهد. در این نوشتار بر این داستان مروری خواهیم داشت. طایفه نخچیر در وادیّ خَوش بوده اند از شیر اندر کَش مکَش. بس که آن شیر از کمین در می ربود آن چَرا بر جمله ناخوش گشته بود. حیله کردند، آمدند ایشان به شیر کز وظیفه ما تو را داریم سیر. چون وظیفه در پی صیدی میا تا نگردد تلخ بر ما این گیا. در چراگاهی سبز و دلکش دسته ای حیواناتی که برای شکار مناسب بودند زندگی می کردند و تنها غم آنها وجود شیری بود در آن حو

حکایت شیر حکایت نخچیران

ادامه مطلب ...
با کاروان حله برفتم ز سیستان

با کاروان حله برفتم ز سیستان. «با کاروان حوله» عنوان طنز نوشته‌ای است از امید مهدی‌نژاد که به سفارش دفتر طنز حوزه هنری به چاپ رسیده است. نویسنده این مجموعه را در پنج بخش گردآوری نموده است که نخستین بخش آن با عنوان پرده اول/ محفل انس نام گرفته است. در این بخش نویسنده پنج شعر نامشخص را شرح و تفسیر (به طنز) کرده است و خود در مقدمه می‌گوید: «عالم شعر و ادبیات برای خودش عالمی است؛ سرشار از وزن و قافیه و واژه و تصویر و نقد و نظر و سکه و سفر وجشنواره و داور و خیلی چیزهای دیگر، حالا اینکه ما چه کار به این کارها داریم، خودش یک ماجرای دیگر است. شما هم

با کاروان حله برفتم ز سیستان

ادامه مطلب ...
حماسه در ادبیات

حماسه در ادبیات بخش دوم. با نگاه به تاریخ ملل مختلف درخواهیم یافت که هیچ ملتی بوجود نیامده مگر اینکه خطرهای بسیاری را از سر گذرانده و به اعمال پهلوانی دست زده و بزرگان و پهلوانانی دلیر پرورش داده باشد. این اتفاق ها و این پهلوانی ها سینه به سینه نقل شد تا در قالب داستان و حماسه به ما رسید. در مقاله گذشته درباره حماسه و انواع آن صحبت و برخی از مختصات حماسه نیز توضیح داده شد. در این مقاله به ادامه مختصات حماسه می پردازیم. 6. نیروهای غیبی و متافیزیکی در حماسه نقش به سزایی دارند. قهرمان حماسه با خدایان در ارتباط است و با آنها سخن می گوید. در د

حماسه ادبیات حماسه در ادبیات

ادامه مطلب ...
لفظ‌ها و نام‌ها چون دام‌هاست

لفظ‌ها و نام‌ها چون دام‌هاست "شیر و نخچیران 2". در بخش اولِ حکایت "شیر و نخچیران"، داستان تا به آنجا پیش رفت که خرگوش به سایر نخچیران پیشنهاد می دهد تا از شّر ظلم شیر رهایشان کند. نخچیران که مانند انسان های ظاهر بین تنها به ظاهر و جثه ریز خرگوش توجه دارند، او را مورد تمسخر قرار داده و این کار را بعید می دانند. خرگوش طی گفتگویی که با آنها انجام می دهد، آنها را نسبت به این موضوع کنجکاو می کند. در این نوشتار به ادامه این داستان می پردازیم. بعد از آن گفتند کای خرگوش چُست در میان آر آنچه در ادراک توست. ای که با شیری تو در پیچیده یی بازگو رایی که

ادامه مطلب ...
 دام مکر او، کمند شیر بود

دام مکر او، کمند شیر بود "شیرو نخچیران 3". در بخشِ دومِ حکایت «شیر و نخچیران»، داستان تا به آنجا پیش رفت که خرگوش، شیر را تحریک کرد و به او گفت که شیری به جنگل آمده و مانع از این می شود که خوراک روزانه به شما برسد. شیر با حالتی عصبانی از خرگوش خواست که او را به نزد شیر مدعی ببرد. اندر آمد چون قلاووزی به پیش تا برد او را به سوی دام خویش. سوی چاهی کو نشانش کرده بود چاه مغ را دامِ جانش کرده بود. می شدند این هر دو تا نزدیک چاه اینت خرگوشی چو آبی زیرِ کاه. دامِ مکرِ او کمند شیر بود طرفه خرگوشی که شیری می ربود. موسیی، فرعون را با رودِ نیل می کشد با

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه