انواع ادبی

تن مپوشانید از باد بهار

تن مپوشانید از باد بهار. یکی دیگر از حکایات کوتاه مثنوی که در دل یک حکایت بزرگ آمده، این گفته حضرت رسول است که از باد بهاری دوری نکنید. این معنی از حضرت علی (ع) اینگونه روایت شده است:. توقّوا البرد فی اوّله و تلقّوه فی آخره. فانّه یفعل فی الابدان کفعله فی الاشجار: اوّله یحرقُ و آخره یورق. " بپرهیزید از سرمای خزانی که در آغاز سال می رسد و بپردازید به سرمای بهاری که در آخر سال آغاز می شود. زیرا سرما در دو حالت با کالبدها آن می کند که با درختان می کند: در آغاز می سوزاند و در پایان می رویاند. صورت کامل حدیث فوق اینگونه است:. اغتنموا برد الربیع

تن مپوشانید از باد بهار

ادامه مطلب ...
تن مپوشانید از باد بهار

تن مپوشانید از باد بهار. یکی دیگر از حکایات کوتاه مثنوی که در دل یک حکایت بزرگ آمده، این گفته حضرت رسول است که از باد بهاری دوری نکنید. این معنی از حضرت علی (ع) اینگونه روایت شده است:. توقّوا البرد فی اوّله و تلقّوه فی آخره. فانّه یفعل فی الابدان کفعله فی الاشجار: اوّله یحرقُ و آخره یورق. " بپرهیزید از سرمای خزانی که در آغاز سال می رسد و بپردازید به سرمای بهاری که در آخر سال آغاز می شود. زیرا سرما در دو حالت با کالبدها آن می کند که با درختان می کند: در آغاز می سوزاند و در پایان می رویاند. صورت کامل حدیث فوق اینگونه است:. اغتنموا برد الربیع

تن مپوشانید از باد بهار

ادامه مطلب ...
سعدی و عشق

سعدی و عشق. یکی از بزرگترین شاعران این مرز و بوم و ��یراث فرهنگ و ادب پارسی شیخ بزرگ شیراز سعدی زیبا سخن است که به جرات می توان گفت که عاشقانه هایی که در وصف عشق و معشوق به زبان آورده است در ادبیات ایران و جهان بی همتاست. یکی از بزرگترین شاعران این مرز و بوم و میراث فرهنگ و ادب پارسی شیخ بزرگ شیراز سعدی زیبا سخن است که به جرات می توان گفت که عاشقانه هایی که در وصف عشق و معشوق به زبان آورده است در ادبیات ایران و جهان بی همتاست. مردی حکیم، جهان‌دیده، دانا، خردمند، زبان‌آور، طنزپرداز و شوخ، بی‌پروا و زیبایی‌پرست که زبانی به غایت فصیح و بلیغ دارد و

سعدی عشق سعدی و عشق

ادامه مطلب ...
حکمت خسروانی شیعی در نگاه دو شاعر

حکمت خسروانی شیعی در نگاه دو شاعر. حکیم ابوالقاسم فردوسی و شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی، دو شخصیت بزرگ شعر و حکمت شیعی اند که شدیداً هم سوی و هم رأیاند و به سعی و هنر این دو است که امروزه چیزی از حکمت خسروانی ایران باستان باقی مانده است. حکیم ابوالقاسم فردوسی و شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی، دو شخصیت بزرگ شعر و حکمت شیعی اند که شدیداً هم سوی و هم رأیاند و به سعی و هنر این دو است که امروزه چیزی از حکمت خسروانی ایران باستان باقی مانده است. حکمت خسروانی، حکمت و عرفان ایران باستان است. واژه خسروانی به معنی شاهانه و شهریارانه است. حکمای خسروانی، حکم

ادامه مطلب ...
به آغاز گنج است و فرجام رنج

به آغاز گنج است و فرجام رنج (پادشاهی فریدون/بخش سوم). در بخش دومداستان پادشاهی فریدون، فریدون جهان را به سه بخش تقسیم و به سه پسرخود بخشید. روم و خاور را به سلم، توران و چین و به تور و بهترین بخش پادشاهی خود یعنی ایران و دشت نیزه وران را به ایرج بخشید. حال به ادامه داستان می پردازیم. برآمد برین روزگار دراز زمانه به دل در همی داشت راز. فریدون فرزانه شد سالخورد به باغ بهار اندر آورد گرد. روزگاری سپری می گردد و فریدون به سن پیری می رسد و پسران هر کدام در سرزمین هایی که پدر به آنها بخشیده در حال فرمانداری هستند اما این خوشی و ارامش زیاد طول نمی

ادامه مطلب ...
شبنامه ها از کجا آمد؟

شبنامه ها از کجا آمد؟. واژه شبنامه در فرهنگ لغات، تعابیر و تفاسیر مختلف و متفاوتی دارد. گاهی به تمام انتشاراتی که مخفیانه و با ژلاتین چاپ می شد اطلاق شده است و در جایی دیگر آن را اعلامیه ای معنا کرده اند که در شب نشر می شود. ولی نکته ای که عمومیت دارد، حالت مخفیانه و محتوای اعتراض گونه آن است. در ایران سابقه شبنامه نویسی به دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار برمی گردد، آن دوره با نام پیام های پنهان نوشته معروف و وسیله ای بود برای این که علاوه بر تاثیرگذاری بر افکار عمومی، خشم و اعتراض خود را از سیاست های حکومت به گوش مقامات کشوری و عامه مردم بر

ادامه مطلب ...
باز کدام بهانه مانع است؟

باز کدام بهانه مانع است؟ (منطق الطیر/بخش سیزدهم). در بخش دوازدهم، مرغ هفتم غرور را مانع رسیدنش به سیمرغ می داند و هدهد او را راهنمایی می کند، مرغان دیگری هم پرسش دارند، به ادامه داستان می پردازیم و این پرسش ها را با یکدیگر مرور می کنیم:. پرسش 8: دیگری گفتش که من زر دوستم عشق زر، چون مغز شد در پوستم. تا مرا چون گل زری نبود به دست همچو گل خندان بنتوانم نشست. عشق دنیا و زر دنیا مرا کرد پر دعوی و بی معنی مرا. مرغ بعدی مشکل خود را اینطور بازگو میکند: من زر دوست هستم و نمی‌توانم از آن چشم بپوشم، و عشق دنیا و زر دنیا همه چیز من شده است. گفت ای از صور

باز است

ادامه مطلب ...
یادی از یک شعر فرهنگساز

یادی از یک شعر فرهنگساز. اگر شعر یک خاصیت زبانشناسیک مهم داشته باشد، همانا تصرف در کلمات، عبارات و بخشیدن معنی جدید به آنهاست. شاعر غیر از رسالت استتیک و زیبایی شناسانه، اگر شعرش شعر باشد، چیزی به زبان اضافه می کند، بلکه گاهی وقت ها در فرهنگ جامعه یادگاری از خود به جای می گذارد. اگر شعر یک خاصیت زبانشناسیک مهم داشته باشد، همانا تصرف در کلمات، عبارات و بخشیدن معنی جدید به آنهاست. شاعر غیر از رسالت استتیک و زیبایی شناسانه، اگر شعرش شعر باشد، چیزی به زبان اضافه می کند، بلکه گاهی وقت ها در فرهنگ جامعه یادگاری از خود به جای می گذارد. مثال می زنم.

ادامه مطلب ...
یادی از یک شعر فرهنگساز

یادی از یک شعر فرهنگساز. اگر شعر یک خاصیت زبانشناسیک مهم داشته باشد، همانا تصرف در کلمات، عبارات و بخشیدن معنی جدید به آنهاست. شاعر غیر از رسالت استتیک و زیبایی شناسانه، اگر شعرش شعر باشد، چیزی به زبان اضافه می کند، بلکه گاهی وقت ها در فرهنگ جامعه یادگاری از خود به جای می گذارد. اگر شعر یک خاصیت زبانشناسیک مهم داشته باشد، همانا تصرف در کلمات، عبارات و بخشیدن معنی جدید به آنهاست. شاعر غیر از رسالت استتیک و زیبایی شناسانه، اگر شعرش شعر باشد، چیزی به زبان اضافه می کند، بلکه گاهی وقت ها در فرهنگ جامعه یادگاری از خود به جای می گذارد. مثال می زنم.

ادامه مطلب ...
سی‌مرغ، مرغی مقدس

سی‌مرغ، مرغی مقدس. با جستجو در آثار ادب پارسی متوجه این نکته می شویم که پرنده و مرغان بسیاری به شکل های مختلف در داستان های ادبی آمده اند و در برخی از داستانها نیز نقش های اصلی به عهده همین مرغان است. یکی از این مرغان افسانه ای که جایگاه ویژه ای در بزرگترین داستان های ادبی دارد، سیمرغ است. در این مقاله شما را با این مرغ پر رمز و راز آشنا می سازیم. به طور کلی در ادبیات مرغ نماد و رمز جان یا نفس است، بدین معنی که نفس، خود را به صورت موجود بالداری می بیند که به سوی عالم افلاک که موطن اوست پرواز می کند و این رمزی بسیار کهن است. سیمرغ که نام عربی

ادامه مطلب ...
گفت و گو از دم روباه است

گفت و گو از دم روباه است. دوستش پرخاش کرد و گفت: «نه! نه! دمش به آب نرسید. من خوب نگاه می کردم و دیدم . »آن یکی پافشاری کرد که: «من با همین دو چشم خودم دیدم . به تو که گفتم . همین که از جویبار پرید دمش خم شد و به آب خورد!»به این گونه زمانی دراز با یک دیگر بگو مگو کردند تا کار بالا گرفت و به روی یک دیگر دست بلند کردند و هر دو به سختی زخمی شدند. روزی دو گاری چی در راه با هم روبه رو شدند و پس از خوش آمد گویی و پرسش از چگونگی تندرستی بر آن شدند تا کنار جویبار بنشینند و دمی بیاسایند. گاوها را از گاری ها باز کردند و سفره ی خوراکشان را گشودند.

ادامه مطلب ...
برآمد باد صبح و بوی نوروز

برآمد باد صبح و بوی نوروز. در ادبیات فارسی شاعران در وصف تمام فصل ها شعر سروده و با آنها در آمیخته اند، اما بهار از آنجا که یادآور رستاخیز و معاد، لحظه زایش و دگر دیسی و درک جمال الهی و زیباییهای جهان هستی و آفرینش است در نزد شاعران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هیچ چیز به اندازه تغییر و نو شدن سال نمی تواند نوید یک زندگی جدید و پر شور و امیدوارانه را بدهد. با تغییر سال و حرکت از زمستان به سمت بهار، همه چیز در حال تغییر و تحول است و این زیبایی در تمام ذرات هستی به خوبی مشاهده می شود. "نوروز" یا "روز نو" یکی از مهمترین آیین های باستانی ما ایر

برآمد باد صبح و بوی نوروز برآمد باد صبح و برآمد باد صبح بوی نوروز

ادامه مطلب ...
او ز یکرنگیّ عیسی بو نداشت

او ز یکرنگیّ عیسی بو نداشت رمز شناسی مولانا (3). در بخش دوم حکایت "پادشاه متعصب یهودی"، داستان تا به آنجا پیش رفت که وزیر فتنه گر و زیرک به پادشاه نامه ای نوشت و پیغام داد که به زودی مسیحیان را به دست خودشان نابود خواهم کرد. در این مقاله ادامه داستان را با یکدیگر مرور خواهیم کرد. قوم عیسی را بد اندر دار و گیر حاکمانشان ده امیر و دو امیر. هر فریقی مر امیری را تبع بنده گشته میر خود را از طمع. این ده و این دو امیر و قومشان گشته بنده، آن وزیرِ بدنشان. در آن دوران دین مسیحیت دوازده پیشوا و رهبر داشت و هر قبیله تابع یک پیشوا بود و تمام این دوازده ا

ادامه مطلب ...
ضحاک ماردوش

ضحاک ماردوش (مروری بر شاهنامه). در آخرین مقاله از سری مقاله های "مروری بر شاهنامه"، در مورد "پادشاهی جمشید" ، صحبت شد. پس از اینکه جمشید فرار کرد، تخت و تاج به ضحاک رسید و پس از صد سال جمشید توسط او کشته شد. حال نوبت پادشاهی ضحاک است، در این نوشتار با یکدیگر پادشاهی ضحاک از زبان فردوسی را مرور می کنیم. چو ضحاک شد بر جهان شهریار برو سالیان انجمن شد هزار. سراسر زمانه بدو گشت باز برآمد بر این روزگار دراز. نهان گشت کردار فرزانگان پراگنده شد کام دیوانگان. هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند. شده بر بدی دست دیوان دراز به نیکی نرفتی سخن

ضحاک ماردوش

ادامه مطلب ...
حال مجنون پس از ازدواج لیلی

حال مجنون پس از ازدواج لیلی (لیلی و مجنون/بخش دهم). در بخش نهم داستان به آنجا رسیدیم که مجنون از شوهر کردن لیلی آگاه می شود و شوریدگی و شیداییش چندین برابر می گردد. پس از این جریان پدر مجنون از شوریدگی و بی قراری فرزند آگاه می شود. دهقان فصیح پارسی زاد از حال عرب چنین کند یاد. کان پیر پسر به باد داده یعقوب ز یوسف اوفتاده. چون مجنون را رمیده دل دید ز آرامش او امید ببرید. آهی به شکنجه درج می‌کرد عمری به امید خرج می‌کرد. ناسود ز چاره باز جستن زنگی ختنی نشد بشستن. بسیار دوید و مال پرداخت اقبال بر او نظر نینداخت. زان درد رسیده گشت نومید کامید بهی

ادامه مطلب ...
نظمِ من خاصیتی دارد عجیب

نظمِ من خاصیتی دارد عجیب منطق الطیر / بخش دوم. در بخش اول مروری بر منطق الطیر و در مقاله " کمال این است و بس"، تا به آنجا پیش رفتیم که عطار در حال راز و نیاز با حق و بوسیله بیان حکایت "مرد عیار و مجرم" لطف و عنایت خداوند را خواستار است. در این بخش به ادامه داستان منطق الطیر می پردازیم. بخش مقدمه منطق الطیر با نعت حضرت رسول ادامه می یابد:. خواجه دنیا و دین گنج وفا صدر و بدر هر دو عالم مصطفی. آفتاب شرع و دریای یقین نور عالم رحمة للعالمین. جان پاکان خاکِ جانِ پاک او جان رها کن، آفرینش خاک او. خواجه کونین و سلطان همه آفتاب جان و ایمان همه. صاحب م

ادامه مطلب ...
سوال پرسیدن عایشه از حضرت رسول (ص)

سوال پرسیدن عایشه از حضرت رسول (ص) (رمزشناسی مولانا 9). هنگامی که پیامبر از گورستان بازگشت به نزد عایشه رفت و با او به گفتگو نشست. همینکه چشم عایشه به رسول خدا افتاد، به نزدیکی ایشان آمد و دستش را بر عمامه، لباس، روی و موی و بازوی ایشان می کشید. پیامبر فرمودند: با این عجله به دنبال چه هستی؟ عایشه پاسخ داد: امروز هوا ابری بود و باران بارید، به دنبال آن هستم که ببینم آیا باران شما را هم خیس کرده است؟ ولی تعجب می کنم که با وجود چنین بارانی لباسهای شما را خیس نمی بینم. مصطفی روزی به گورستان برفت با جنازه مردی از یاران برفت. خاک را در گور او آگند

ادامه مطلب ...
کودکی که «انا انزلنا» می‌خواند

کودکی که «انا انزلنا» می‌خواند داستانک‌هایی تقدیم به ساحت قائم آل محمد(ص). داستانک‌ها یکی از قالب‌های ادبی است که در چند سال اخیر تعداد زیادی از آنها به موضوعات مختلف آیینی به ویژه میلاد مبارک امام زمان(عج) و ظهور اختصاص دارند. ادبیات زمانی دین خود را ادا می‌کند که هم‌پای جامعه و با دغدغه‌های مردم هر جامعه به پیش رود. سه دهه اخیر، یعنی بعد از پیروزی انقلاب، ادبیات با عامه مردم هم‌پا و به فضایی برای نشان دادن خواسته‌ها و نیازهای آنها مبدل شد. اگر پیش از انقلاب پرداختن به قشر خاصی در ادبیات داستانی رواج داشت و دیگر طبقات جامعه کمتر مورد توجه ق

ادامه مطلب ...
او به ظاهر، واعظ احکام بود

او به ظاهر، واعظ احکام بود رمز شناسی مولانا (بخش دوم). در بخش اول حکایت پادشاه متعصب یهودی داستان تا به آنجا پیش رفت که وزیر به پادشاه پیشنهاد داد که او را از خود رانده و به شهر دیگری تبعید کند. در این بخش، داستان را ادامه می دهیم. پس بگویم من به سِرّ نصرانی ام ای خدای رازدان می دانی ام. شاه، واقف گشت از ایمان من وز تعصب کرد قصدِ جان من. خواستم تا دین ز شه پنهان کنم آنکه دین اوست، ظاهر آن کنم. شاه، بویی برد از اسرار من متهم شد پیش شه، گفتار من. وزیرمکار در بین مسیحیان اینگونه عنوان می کند که من هم در باطن مسیحی هستم و این موضوع را از شاه پنها

ادامه مطلب ...
پیروزی جاودان

پیروزی جاودان. رستم وقتی در حال کشتی با دیو سپید است حرف جالبی می‌زند: «به دل گفت رستم‌گر امروز جان/ بماند به من، زنده‌ام جاودان» البته رستم اشتباه می‌کرد و عمرش به این دنیا نبود اما این حرف او وجه مخالفی هم دارد. داستان هفت خوان رستم را اگر دقیق بلد نباشید حتما حدودا در جریانش هستید. کاووس به‌رغم توصیه‌های زال و دیگران لشکر به سمت مازندران می‌کشد و اسیر جادوی دیو سپید می‌شود. رستم از سیستان راه می‌افتد و از هفت خوان می‌گذرد و دیو سپید را می‌کشد و کاووس و دیگران را آزاد می‌کند. می‌جنگند و کار مازندران را یکسره می‌کنند و تمام. در این یادداش

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه