انواع ادبی

زاهد مرغان منم با رایِ پاک

زاهد مرغان منم با رایِ پاک منظق الطیر، بخش ششم. در بخش قبلی منطق الطیر داستان اینگونه پیش رفت که بعد از توضیحات هیجان انگیز عطار در مورد "سیمرغ" و سفر، هر یک از مرغان به میان جمع آمده و سوالات و مشکلات خود را از او می پرسند و هدهد هم سعی می کند تا آنجا که می تواند برای آنها کمک و آگاهی بخش باشد. مرغ بعدی که به میان جمع می آید "بط" است. حکایت بط و پرسش از هدهد: بط به صد پاکی برون آمد ز آب در میان جمع با خیر الثیاب. گفت در هر دو جهان ندهد خبر کس ز من یک پاکرو یک پاکتر. کرده ام هر لحظه غسلی بر صواب پس سجاده باز افکنده بر آب. همچو من بر آب چون است

ادامه مطلب ...
ضحاک ماردوش

ضحاک ماردوش (مروری بر شاهنامه). در آخرین مقاله از سری مقاله های "مروری بر شاهنامه"، در مورد "پادشاهی جمشید" ، صحبت شد. پس از اینکه جمشید فرار کرد، تخت و تاج به ضحاک رسید و پس از صد سال جمشید توسط او کشته شد. حال نوبت پادشاهی ضحاک است، در این نوشتار با یکدیگر پادشاهی ضحاک از زبان فردوسی را مرور می کنیم. چو ضحاک شد بر جهان شهریار برو سالیان انجمن شد هزار. سراسر زمانه بدو گشت باز برآمد بر این روزگار دراز. نهان گشت کردار فرزانگان پراگنده شد کام دیوانگان. هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند. شده بر بدی دست دیوان دراز به نیکی نرفتی سخن

ضحاک ماردوش

ادامه مطلب ...
حکایت «باز» در شعر عطار

حکایت «باز» در شعر عطار (منطق الطیر/ بخش هفتم). در بخش قبلی، همای آخرین مرغی بود که با هدهد به گفتگو می پردازد، اما گفتگوی عطار با مرغان همچنان ادامه دارد. باز هفتمین مرغی است که دلیل عدم لیاقت خود را برای رسیدن به بارگاه سیمرغ ابراز می کند. * حکایت باز و پرسش ��و از هدهد: باز پیش جمع آمد سرفراز کرد از سّر معالی پرده باز. سینه می کرد از سپه داری خویش لاف می زد از کله داری خویش. گفت من از شوق دست شهریار چشم بربستم ز خلق روزگار. چشم ازان بگرفته ام زیر کلاه تا رسد پایم به دست پادشاه. در ادب خود را بسی پرورده ام همچو مرتاضان ریاضت کرده ام. تا اگر

ادامه مطلب ...
قصه هدهد و سلیمان

قصه هدهد و سلیمان (رمزشناسی مولانا 6). با نگاهی به مثنوی معنوی، درمی یابیم که داستان در دل داستان آوردن از شگردهای مولانا و نشان دهنده ذهن باز و مهندسی ذهنی فوق العاده اوست. تمام داستانهای مثنوی به نوعی با یکدیگر در ارتباطند و هر گاه که مولانا در حال بیان داستانی است، ممکن است که موضوعی او را از داستان اصلی بیرون کشیده و باعث سرایش داستانهای فرعی و جانبی هم شود. قصه هدهد و حضرت سلیمان یکی از همان حکایت های کوتاهی است که در میان داستان "شیر و نخچیران" آمده است و ما در این نوشتار مروری بر ان خواهیم داشت. چون سلیمان را سراپرده زدند پیشِ او مرغان

قصه هدهد قصه های هدهد قصه سلیمان

ادامه مطلب ...
نه آرام بودش نه خواب و نه خورد

نه آرام بودش نه خواب و نه خورد (ضحاک/ بخش دوم). در بخش اول داستان، ضحاک توسط موبدان و منجمان باخبر می شود که مرگ او به دست جوانی ایرانی با نام "فریدون" است. ضحاک از آنها می پرسد که دلیل کینه این جوان نسبت به من چیست؟ موبدان پاسخ می دهند مه پدر این فرزند به دست تو کشته و مغز سرش خوراک ماران تو خواهد شد و گاوی را که با شیر او رشد میکند را هم از بین خواهی برد. چو بشنید ضحاک بگشاد گوش ز تخت انندر افتاد و زو رفت هوش. گرانمایه از پیش تخت بلند بتابید روی از نهیب گزند. چو آمد دل نامور باز جای به تخت کیان اندر آورد پای. نشان فریدون به گرد جهان همی باز

ادامه مطلب ...
معراج مردان سرِ دار است

معراج مردان سرِ دار است (منصور حلاج/ بخش 2). آنچه دست آویز حامد بن عباس و یارانش در توقیف و محاکمه او شد سه نکته بود: ارتباط با قرامطه، دعوی ربوبیت و قول به عین الجمع که در عبارت "اناالحق" خلاصه می شد. در بخش اول این مقاله، گفته شد که شوریدگی و شیدایی حسین بن منصور تا به آنجا پیش رفت که در کوی و بازار می گشت و از مردمان طلب کمک می کرد. گاهی بر در مسجد شهر ظاهر می شد و می گفت: ای مردم، وقتی حق بر قلبی چیره شود آن را از هر چه جز او- ست فانی می کند. چون بنده ای را دوست بدارد بندگان را به عداوت او بر می انگیزد تا آن بنده روی به وی آرد و بدو نزدیک

ادامه مطلب ...
قصه مرد بازرگان و طوطی

قصه مرد بازرگان و طوطی (رمزشناسی مولانا 7). یکی دیگر از حکایت های دفتر اول مثنوی معنوی مولانا که یکی از نقش های اصلی آن را دوباره یک طوطی ایفا می کند، داستان مرد بازرگانی است که قصد سفر به هند را دارد. یکی دیگر از حکایت های دفتر اول مثنوی معنوی مولانا که یکی از نقش های اصلی آن را دوباره یک طوطی ایفا می کند، داستان مرد بازرگانی است که قصد سفر به هند را دارد. در این مقاله این حکایت شیرین و پر نکته مثنوی را با یکدیگر مرور می کنیم. بود بازرگان و، او را طوطیی در قفس محبوس، زیبا طوطیی. چونکه بازرگان سفر را ساز کرد سوی هندستان شدن آغاز کرد. هر غلام

قصه بازرگان و طوطی

ادامه مطلب ...
از یاریِ تو بریدم از یار  

از یاریِ تو بریدم از یار (لیلی و مجنون، بخش هفتم). در بخش ششم داستان خواندیم که نوفل تحت تاثیر عشق مجنون به لیلی و در راستای وفای به قولی که به مجنون داده بود، وقتی دید که قبیله لیلی او را به همسری مجنون در نمی آورند، به آنها حمله کرد. پس از مدتی جنگ نوفل که دید سپاهش حریف قبیله لیلی نمی شود برای آنها پیغام صلح فرستاد. دو دسته جنگ را رها کردند و نوفل به میان سپاه خود بازگشت. مجنون دلشکسته از صلح نوفل با زخم زبان به جانش افتاد که:. احسنت، زهی امیدواری به زین نبود تمام کاری. این بود بلندی کلاهت؟ شمشیر کشیدن سپاهت؟. این بود حساب زورمندیت؟ وین ب

ادامه مطلب ...
گفت طوطی: کو به فعلم پند داد

گفت طوطی: کو به فعلم پند داد مرد بازرگان و طوطی (بخش دوم). در بخش اول داستان تا به آنجا پیش رفتیم که مرد بازرگان از سفر تجاری خود بازگشت و پیغام دوستان طوطی را به او رسانید. حال در این نوشتار به ادامه داستان می پردازیم. چون شنید آن مرغ، کان طوطی چه کرد پس بلرزید، اوفتاد و گشت سرد. خواجه چون دیدیش فتاده همچنین برجهید و زد کله را بر زمین. چون بدین رنگ و بدین حالش بدید خواجه در جست و گریبان را درید. همینکه طوطی قفس نشین پی برد که طوطی هندوستان چه عملی کرد، او هم لرزید و افتاد و بدنش سرد شد و خود را به مردن زد. بازرگان وقتی دید که طوطی به حال مرگ

گفت طوطی کو به فعلم پند داد

ادامه مطلب ...
آسیب شناسی شعر آیینی

آسیب شناسی شعر آیینی. به همت انجمن شعر رضوی وابسته به مۆسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی، نشست تخصصی «بررسی و آسیب شناسی شعر آیینی معاصر» برگزار شد. در این نشست دکتر هادی منوری، شاعر انقلاب و یکی از برگزارکنندگان و دبیران کنگره‌های شعر آیینی در خراسان به بررسی و نقاط ضعف و قوت این رویکرد شعری در ادبیات معاصرپرداخت. منوری ابتدا به تاریخچه مرثیه‌سرایی از آغاز پیدایش آن که از مرثیه حضرت آدم برای هابیل بوده، پرداخت. وی سپس اولین مرثیه در ادب پارسی را یادآور شد که با مرثیه رودکی آغاز می‌شود که در مرگ شهید بلخی سروده‌ است:. کاروان شهید رفت از پیش.

آسیب شناسی شعر آسیب شناسی شعر آیینی

ادامه مطلب ...
حمله به کاخ ضحاک

حمله به کاخ ضحاک (ضحاک/ بخش سوم). در بخش دوم داستان ضحاک، فریدون با ناراحتی از قصر ضحاک بیرون می آید و کسانی که گواهی ضحاک را امضاء کرده بودند ، لعن و نفرین می کند. چو کاوه برون شد ز درگاه شاه برو انجمن گشت بازارگاه. همی برخروشید و فریاد خواند جهان را سراسر سوی داد خواند. از آن چرم آهنگران پشت پای بپوشند هنگام زخم درای. همان کاوه آن بر سر نیزه کرد همان گه ز بازار برخاست گرد. خروشان همی رفت نیزه به دست که ای نامداران یزدان پرست. کسی کو هوای فریدون کند دل از بند ضحاک بیرون کند. بپویید کاین مهتر آهرمن است جهان آفرین را به دل دشمن است. کاوه از درگ

ادامه مطلب ...
مردانه عاشق شو!

مردانه عاشق شو! (منطق الطیر/ بخش هشتم). دربخش هفتم مروری بر منطق الطیر عطار، داستان تا به آنجا پیش میرود که صعوه آخرین مرغی است که پرسش و عذر و بهانه خود را می آورد و هدهد به او پاسخ می دهد. جمله مرغان چو بشنیدند حال سر به سر کردند از هدهد سوال. کای سبق برده ز ما در رهبری ختم کرده بهتری و مهتری. ما همه مشتی ضعیف و ناتوان بی پر و بی بال، نه تن نه توان. کی رسیم آخر به سیمرغ رفیع گر رسد از ما کسی، باشد بدیع. نسبت ما چیست با او، بازگوی زانکه نتوان شد، بعمیا، رازجوی. او سلیمان است و ما موری گدا درنگر کو از کجا ما از کجا. کرده موری را میان چاه بند ک

عاشق شو

ادامه مطلب ...
همه در هوای فریدون بُدند

همه در هوای فریدون بُدند (ضحاک/بخش چهارم). در بخش قبل،داستان تا به آنجا پیش رفت که فریدون به همراه دو برادر و سپاهیانش به نزدیکی اروند رود رسید و پس از اینکه نگهبان اروند رود به آنها کشتی برای عبورنداد خود به آب زد و به کاخ ضحاک رسید. طلسمی که ضحاک سازیده بود سرش به آسمان برفرازیده بود. فریدون ز بالا فرود آورید که آن جز به نام جهاندار دید. و آن جادوان کاندر ایوان بدند همه نامور نرَه دیوان بدند. سرانشان به گرز گران کرد پست نشست از بر گاه جادو پرست. فریدون به شهر وارد می شود، به قصر ضحاک می رود به وسیله فرَه ایزدی خود طلسم ضحاک را از بین می برد.

ادامه مطلب ...
لیلی و بجای مجنون ابن السلام!

لیلی و بجای مجنون ابن السلام! (لیلی و مجنون/بخش هشتم). در بخش گذشته داستان تا به آنجا پیش رفتیم که مجنون همه چیز خود را در ازای آزادی یک آهو و گوزن از بند صیادان از دست داد. مجنون سودا زده، دراثنای دربه دری، روزی در حوالی قبیله لیلی پیرزنی دید که مرد شکسته احوالی را ریسمان به گردن با خود می برد. علت را از پیرزن پرسید:. زن گفت سخن چو راست خواهی مردیست نه بندی و نه چاهی. من بیوه‌ام این رفیق درویش در هر دو ضرورتی ز حد بیش. از درویشی بدان رسیدم کین بند و رسن در او کشیدم. تا گردانم اسیروارش توزیع کنم به هر دیارش. گرد آورم از چنین بهانه مشتی علف از

ادامه مطلب ...
داستان پیر چنگی

داستان پیر چنگی (رمز شناسی مولانا 8). داستان "پیر چنگی"یکی دیگر از سلسله داستانهای دفتر اول مثنوی معنوی مولاناست که طی مجموعه مقالات "رمز شناسی مولانا" به بررسی آن می پردازیم. منبع اصلی این داستان را "اسرار التوحید" می دانند که مولانا آن را با زبان و بیانی شیوا و رسا به همراه آنچه که در ضمیر خویش داشته و طی سالها سیر و سلوک به دست آورده در هم آمیخته و عرصه ظهور رسانده است. آن شنیدستی که در عهد عمر بود چنگی مطربی با کر و فر. بلبل از آواز او بی‌خود شدی یک طرب ز آواز خوبش صد شدی. مجلس و مجمع دمش آراستی وز نوای او قیامت خاستی. همچو اسرافیل کآوازش

داستان پیر چنگی داستان چنگی پیر چنگی

ادامه مطلب ...
رفت عقل و رفت صبر و رفت یار

رفت عقل و رفت صبر و رفت یار (منطق الطیر/بخش دهم). در بخش نهم داستان سفر، مرغان دریافتند که تنها به وسیله عشق می توانند این مسیر سخت و طاقت فرسا را بپیمایند. هدهد پس از اینکه به آنها می گوید که تنها راه عشق است داستان شورانگیز و عاشقانه شیخ صنعان را برای مرغان تعریف می کند. شیخ صنعان پیر عهد خویش بود در کمال از هر چه گویم بیش بود. شیخ بود او در حرم پنجاه سال با مریدی چهارصد صاحب کمال. هر مریدی کان او بود ای عجب می نیاسود از ریاضت روز و شب. هم عمل هم علم با هم یار داشت هم عیان هم کشف هم اسرار داشت. قرب پنجه حج به جا آورده بود عمره عمری بود تا می

ادامه مطلب ...
گشت آزاد از تن و رنجِ جهان 

گشت آزاد از تن و رنجِ جهان (پیر چنگی/بخش دوم). در بخش اول داستان تا به آنجا پیش رفتیم که مردِ ساز زن با حالت و ناله و زاری به درگاه خدا پناه برد و در حال گریه خوابش برد. گشت آزاد از تن و رنجِ جهان در جهانِ ساده و صحرای جان. جان او آنجا سرایان ماجرا کاندرینجا گر بماندندی مرا. خوش بدی جانم درین باغ و بهار مست این صحرا و غیبی لاله زار. امر می‌آمد که نه طامع مشو چون ز پایت خار بیرون شد برو. مول مولی می‌زد آنجا جان او در فضای رحمت و احسان او. مرد نوازنده خوابش برد و از بند تن و جهان رها شد و به سوی جهانی ساده، شفاف و عاری از کدورت و تیرگی رهسپار شد

ادامه مطلب ...
جشن مهرگان

جشن مهرگان (پادشاهی فریدون/بخش اول). پس از داستان پر فراز و نشیب ضحاک که به دست فریدون به البرز کوه تبعید شد، فریدون به پادشاهی نشست. فریدون فرمانروای جهان می شود و در آغاز مهر ماه به رسم کیان تاج بر سر نهاد و جشن مهرگان را مرسوم ساخت و مردم را به سور و سرور دعوت کرد. پادشاهی فریدون پانصد سال طول کشید و در روزگار او مردم هیچگونه سختی ندیدند و بر هیچ کس ستم نشد. فریدون چو شد بر جهان کامگار ندانست جز خویشتن شهریار. به رسم کیان تاج و تخت مهی بیاراست با کاخ شاهنشهی. به روز خجسته سر مهرماه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه. زمانه بی‌اندوه گشت از بدی گرف

جشن مهرگان

ادامه مطلب ...
حماسه های ملی ایران

حماسه های ملی ایران (بخش اول). برآنیم که در کنار مجموعه مقالات "مروری بر شاهنامه" که به تحلیل و بررسی داستان های شاهنامه می پردازد، شما را با حماسه های ملی ایرانی نیز آشنا سازیم. حماسه چیزی نیست جز دلاوریها و پایمردی مردان و زنان بزرگی که در طول تاریخ در دفاع از ملت، هویت و فرهنگ خود جان داده اند. شعر حماسی، شعری است که این پهلوانی ها، مردانگی ها و افتخارات را روایت می کند. داستان های حماسی سراسر بیان رنج ها و مشکلات و سختی هایی است که یک فرد، قوم یا ملت در راه وطن، هویت و فرهنگ متحمل می شود و گاه ممکن است که پایان تراژیک داشته باشد. برآنیم

حماسه ملی ایران حماسه ملی حماسه ملی در ایران

ادامه مطلب ...
تو مکن در یک نفس طاعت رها

تو مکن در یک نفس طاعت رها (منطق الطیر/ بخش یازدهم). در بخش دهم داستان منطق الطیر به آنجا رسیدیم که مرغان پس از شنیدن داستان شورانگیز "شیخ صنعان" بی قرار دیدار سیمرغ می شوند، پس هدهد را به رهبری خود انتخاب کرده و به راه می افتند. راهی که خاموش، تاریک و فارغ از هرگونه خیر و شری است. از این قسمت داستان 21 مرغ بدون اینکه مشخص شود که چه مرغانی هستند 21 سوال بسیار جالب و در خور تامل از هدهد می پرسند و هدهد هم به آنها پاسخ قانع کننده ای می دهد و در غالب حکایات کوتاه و جالب سخنان خود را تایید می کند. پرسش 1:. سالکی گفتش که ره خالی چراست هدهدش گفت این

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه