اشعارطنز

شاعر زن ومرد

شاعر زن میگه :. به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال من آفرید. خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفریدتورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفریدولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفریدخدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن! آفریدبرای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری ، نسترن آفریدبرای من اما فقط یک نفر

ادامه مطلب ...
عهد ما

مد شده در عهد ما,مکتب نو ساختنشهرتی اندوختن, گردنی افراختنگاه ز جیغ بنفش گاه ز هذیان سبزپرت و پلائی خنک وصل به هم ساختننیست چو در شعرشان, وزنی و اندیشه ایوزن به هم ریختن, قافیه را باختنگر بود این شعر نو وای به حال هنرسوختن این شعر را ,به بود از ساختن. ابراهیم صهبا.

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه