اشعارطنز

ای که از پشت قشنگی

ای که از پشت قشنگی، مگو حرف زیادوز پی جاه و مقام کردی بادنظری هم به ما کن که مقامت نظراندازی استای پسر سخت مگیر این ها همه بازی استکردمت چند نصیحت در این دیر خرابای که جاریست ز زیرت همی جوی رواناول اینکه تا نداری به کاری اشرافزور بیهوده مزن وقت نکن هی اصرافزور بی اندازه خوب است همه میبینندتو نزن چون همه بینی های خود را گیرنددوم آنکه تا ندانی من کجا اینجا کجاپا مذار در هر سرای و هر مکانشاید آنجا را بباشد یک عدد اهریمنیآنچنان کارت بسازد تا بگیری عبرتیپس روی دولاّدولا نیک به سوی خانه اتآنچنان دردت گرفته گم کنی کاشانه اتچو بیاری یک دو جین اسم شه و

ادامه مطلب ...
ای که از پشت قشنگی

ای که از پشت قشنگی، مگو حرف زیادوز پی جاه و مقام کردی بادنظری هم به ما کن که مقامت نظراندازی استای پسر سخت مگیر این ها همه بازی استکردمت چند نصیحت در این دیر خرابای که جاریست ز زیرت همی جوی رواناول اینکه تا نداری به کاری اشرافزور بیهوده مزن وقت نکن هی اصرافزور بی اندازه خوب است همه میبینندتو نزن چون همه بینی های خود را گیرنددوم آنکه تا ندانی من کجا اینجا کجاپا مذار در هر سرای و هر مکانشاید آنجا را بباشد یک عدد اهریمنیآنچنان کارت بسازد تا بگیری عبرتیپس روی دولاّدولا نیک به سوی خانه اتآنچنان دردت گرفته گم کنی کاشانه اتچو بیاری یک دو جین اسم شه و

ادامه مطلب ...
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را. اگر آن دخت زیباروی بدست آرد دل مارا / به جون مادرم! بخشم سرو دستو ۲ پاها را. اگر آن بچه‌ی مجنون بدست آرد tellمارا / به جون مادرم! بخشم به یوسف ها زلیخارا!. اگر آن دختر مشعوف بداند دردودل ما را / به جون عبدلی کوبم! سر هر خالیبندها را!. اگر آن دختره اینک بدارد دوستی ما را / به جون مادرم گویم! تموم راست و دروغها را!. اگر آن دختره اینک شبی درخواب من آید / که عشق از پرده��ی عصمت برون آرد زلیخا را!. اگر آن دختره اینک بخواهد مال من باشد / که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما ر

ادامه مطلب ...
اشعار پشت کامیونی

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!اگر از عشقت نکنم گریه و زاریبه جهنم که مرا دوست نداری!اگر خواهی بمیری بی بهانهبخور ماست وخیار وهندوانه!جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانیچرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!داداش مرگ من یواشامان از دست گلگیر ساز و نقاش!در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ایسر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهیدل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!دلبری دارم چو مار عینکیخوشگل وزیبا ولی کم پولکی!دنبالم نیا آواره میشی!. دنیا همه هیچ و اهل

ادامه مطلب ...
آقا اجازه!

آقا اجازه! میشه ما تخته سیا شیم؟تا غرق گرد و خاک دستخط شما شیم؟. میشه بشیم گچ لای انگشتاتون آقا؟تخته سیا رو پر کنید تا ما فنا شیم!؟. میشه بشیم گرد و بشینیم رو کلاتون؟محکم بتد ما رو پخش هوا شیم. آقا اجازه! میشه ما مبصر شیم امروز؟هروقت دلمون خواس بگیم برپا و پاشیم. زنگای تفریحم میشه توی کلاس موند؟ما دلمون میخواد همه ش همینجا باشیم. آقا! کلاس اول و دوم نداره !عصرا چرا با اولّا اینجا نباشیم؟!. دکتر میگه قلبم مثه دیکته م ضعیفه!میشه ما شاگرد خصوصی شما شیم؟. آقا اجازه! اول تیره! چطوری. سه ماه تابستونو ازما جدا شیم؟. تا بستونا کجا کلاس میذارین آقا؟استخ

ادامه مطلب ...
اشك بي كلك

یه لقمه نون بی نمک. اشکهای پاک و بی کلک. یه لقمه بارون چشات. دستای پاک وبوسه هات. یه لقمه عشق بی ریا. نگاه به دستای بابا. یه لقمه خنده های خیس. دروغ به چشمای خسیس. یه لقمه آواز شکم. اشکهای آروم دلم. یه دنیا چشم منتظر. مُنتَظِر یه مُنتَظَر. یه آسمون ابرای پیر. ابرای لایق کویر. یه پنجه مردای دلیر. مردای شیر شیر شیر.

ادامه مطلب ...
اصـل هر جور و جفا دامــــاد

اصـل هر جور و جفا دامــــادمظـهر قهـــــــــر خدا دامــــادچون عقوبت یا عذابی سخت آتش یـــــــوم الجــــــزا دامادمار بوآ پیش او هیـــــچ است بدتر از هر اژدهـــــــــا دامادحرف هایـش تند و زهر آگیننیش هایش ناقــــــــــلا دامادابتدا چـــــون گربـــه ای آرام گرگ امـــا بعد ها دامــــــــادپرتوقع ،از خــــودش راضیخواست هایـش نابجا دامـــادقدر نشناس ،اِنــــــد پرروییخلقتش بس ناروا دامـــــــادباعث هر سکـــــــته هر غده حصبه ، تب، مالاریا دامـــاددرد بی درمان ، بــــــلا، آفتبدتر از سل یا وبــــــــا داماددشمن دیـــــــــــرین مادر زنبا پدر زن بی

ادامه مطلب ...
آقاهه ميره سربازي

آقاهه میره سربازی،. دور کلاش قرمزی،. آچین و واچین. با صدای چی؟. با صدای مرغ. یه مرغ دارم روزی 2 تا تخم میکنه،. چرا 2 تا؟. چون دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده. شاید پشت کوه انداختی؟. نه خیر ،. زنجیر منو بافتی،. بله. بابا اومده،. با کی اومده؟. اون کیه باهاش؟. چی چی آورده؟. نخود و کیشمیش،. با صدای چی؟. با صدای گاو،. گاو همسایه غازه!!!؟بَعله!. همیشه گاو همسایه غازه!!!.

ادامه مطلب ...
اسکناس

یک خاطره از شرح حال اسکناسی کهافتاده در جیب جوان آس و پاسی کهیک روز خیلی اتفاقّی شد. خوشش آمداز دختر سرمایه دار با کلاسی که. از بس جوان دنبال کار پر درآمد بودافتاد توی دام باند ناشناسی که. مشغول چاپ پول جعلی شد به دستوریک آدم گردن کلفت کلّه تاسی کهحالا به جرم پول شویی تحت تعقیب استبا اعترافات صریح اسکناسی کهزیر شکنجه خم شد از درد و چروک و گفت:مجبور بودم سر کنم با اختلاسی که. هی توی جیب این و آن بودم،نفهمیدم. از این مهم تر،مشکل جرم سیاسی که:ایشان اخیرا طی یک مجموعه برنامهاقدام کرده ضد قانون اساسی که. اما شبانه یک نفر او را فراری داداز دست مامور

ادامه مطلب ...
از این پس

هرگز ندیده بود و نشنیده ام. ژولیت ، ایزوت ، لیلی. و دلبرانی از این قبیله. به چهل سالگی برسند. اما تو از حدود گذشتی و دلبر ماندی. از آن عجیب تر که از این پس باید. تندیس مرمرینی را بپرستی. از پادشاه نقره گیسویی.

ادامه مطلب ...
شعرآدمک

آدمک آخر دنیاست بخند. آدمک مرگ همین جاست بخند. دست خطی که تو را عاشق کرد. شوخی کاغذی ماست بخند. آدمک خر نشوی گریه کنی. کل دنیا سراب است بخند. آن خدایی که بزرگش خواندی. بخدا مثل تو تنهاست بخند . !.

ادامه مطلب ...
آدمت نیستم

آدمت نیستم آنگونه که حوا باشیعاشقت هم نشدم، هرچه که زیبا باشیچقدر حرف تو را شب همه شب گوش کنم؟ بچه ات نیستم آنقدر که بابا باشیلیلیا! وقتی مجنون به تو عاشق شده بودفکر می کرد که اینقدر هیولا باشی؟فکر میکرد که با آنهمه آوازه حسنصاحب این همه پهنا و درازا باشی؟اینهمه شهد و شکر کز سخنت می ریزدحدس باید بزند بچه بالا باشیمرغ باغ ملکوتی، برو و حرف نزنحی�� باشد که چنین بسته دنیا باشیحیف باشد که در این تیمچه سود و زیانتابع قاعده عرضه-تقاضا باشیمن به همراه تو می آیم تا قله قافچه بسا آنطرفش هم، تو اگر پا باشیعذر می خواهم اگر سوژه طنزت کردمبخدا فکر نمی کردم ا

ادامه مطلب ...
در باره ي شعر نو

"ابراهیم صهبا"در باره ی شعر نو ابیات زیر را سروده است:مد شده در عهد ما,مکتب نو ساختنشهرتی اندوختن, گردنی افراختنگاه ز جیغ بنفش گاه ز هذیان سبزپرت و پلائی خنک وصل به هم ساختننیست چو در شعرشان, وزنی و اندیشه ایوزن به هم ریختن, قافیه را باختنگر بود این شعر نو وای به حال هنرسوختن این شعر را ,به بود از ساختن.

ادامه مطلب ...
طنز ازدواج

آخر این هفته جشن ازدواج ما به پاستبا حضور گرم خود ، صفا جاری کنیدازدواج و عقد ، امری جدی استپس از آوردن اطفال، خودداری کنید! بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگمعده را از هر غذا و میوه ای عاری کنیدتا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوهبا غذا و میوه آن جشن افطاری کنیدالبته خیلی نباید هول و پرخور بود ها! پیش فامیل مقابل آبروداری کنید! میوه، شیرینی، شب پا تختی ام هم لازم استپس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید! گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشیدل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید! موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتانپس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید! ه

ادامه مطلب ...
آتش بس!

تحمل کن اگه حتی تحمل کردنش سختهآدم وقتی که مهمونی داره بدبختِ بدبختهتصور کن جهانی رو که توش مهمونی افسانهَ‌ستموم جشنای دنیا شدن مشغول آتش بس!نه موز خوشه‌ای داره نه شیرینی نه هندونهدیگه هیچ آدمی گازش روی سیب جانمی‌مونهتمام ماهیا شادن همه بی دردِ بی دردَنتو روزنامه نمی‌خونی نهنگا پُرخوری کردنتصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمهکه برپا شه یه مهمونی فقط با سبزیِ قرمه!تصور کن تو مهمونی کباب بره ارزش نیستهجوم خوردن جوجه شبیه زنگ ورزش نیستمی‌شه با سفره‌ای ساده یه مهمونی بشه برپا«تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا».

ادامه مطلب ...
شعر طنزامتحانات

از چی بگــــم برات ؟ شاید قصه دوس داری / قصهء امتحان تو دانشــگاهِ روستاییاگه قصه تلخه ، مثه چایی تو استکانِ / بد ترین جای دنیا ، سالنِ امتحانِکه نشستند مثه بُــز و هی میگن کاشکی / یه مراقبِ خوب جای این لجن داشتیمرضا برگـشــت ، از بغلی جوابِ گرفت / یهو مراقب پرید روش تقلبو گرفتاون مراقـبِ بد ، با داد و فریاد گفــت / زود برو بیرون ، ولـی دَرَم قفل بود …بدبخــــت شدم ، تقلبُ گرفت ازم ایـــــزد / ای کاش جای گرفتنش، یکم منو میزداون دانشجو مُـــرد ، در راه کلاسـی که / مراقبـش دل نداره ، مثـه پلاسـتیکهاصَـن سیـنگل میخواد، دفتـرو کتابُ ببـنده / دیگه د

ادامه مطلب ...
شعر طنز شب یلدا

شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانهخیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانهگـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانهشب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانهبه گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانهپس از صرف طعام و چــــای و میوه تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانهکه از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانهچه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم

ادامه مطلب ...
شعر طنز به نام قلب شوهر

داد زن شوهر خود را پیغام * که چرا عرضه نداری الدنگ؟. جاری‌ام رفته نشسته در قصر * بنده محبوس در این خانه تنگ. تو برایم نخریدی خودرو * پایم از پیاده رفتن شد لنگ. مردم از خانه‌نشینی ای مرد * تو بیا تا برویم سوی فرنگ. کاش می‌شد که تنم می‌کردم * پالتوی پوستی از جنس پلنگ. رنگ مویم دگر افتاد از مد * موی خود را بکنم باید رنگ. گر تو خواهی که طلاقت ندهم! * "باید این لحظه بی‌خوف و درنگ". روی و پول فراوان آری * تا حرامت نکنم چند فشنگ. با نگاه غضب‌آلود و خشن * بر دل شوی خودش هی زد چنگ. شوهر ذلیل مادرمرده * نه بل‌آن جمله مردان را ننگ. هیبت شوهری از یاد ببرد

ادامه مطلب ...
ابیات کنکوری

ز بس هی درس رابلغور کردم. دوچشم تیز خود را کور کردم. تمام لحظه های خوب خود را. فدای زالوی کنکور کردم. چه سدّ محکمی گردیده احداث. بتن آرمه بدون درک و احساس. خدایا بشکنه این سد کنکور. ویا یک جورَکی آن را کنم پاس. کنکوری ام و غمی گران بردل من. ماتم کده ای حزین شده منزل من. جانم به لب آمده از این غول بزرگ. ترسم که شود عاقبت او قاتل من. برای پز به پیش قوم و خویشان. پدر کرده مرا زار وپریشان. سه سالی می زنم هی تست کنکور. «می گم» نر هست می گوید بدوشان.

ادامه مطلب ...
یادگاری

نوشتم یادگاری روی دیوار. بیا تا ما بگردیم یار و غمخوار. بیا تا دور یکدیگر بچرخیم. تو نقطه باش و من مانند پرگار!. نوشتم یادگاری روی جامیز. به روز هیجدهم از فصل پاییز. بیا تا دست یکدیگر بگیریم. که صابون رفاقت ها شده لیز!. نوشتم یادگاری روی وایت برد. چرا شیشه ی چشمم را کنی خرد. بیا تا دوست یکدیگر بمانیم. برای مهربانی می شود مُرد!. نوشتم یادگاری در کتابت. بِکَن آن را بزن توی اتاقت. بیا تا دستمال تو بگردم. مرتب پاک کن با من دماغت!. نوشتم یادگاری توی دفتر. تلسکوپت منم، تویی چو اختر. بیا ای کشک ساییده ی اعلا. اگر من بد کنم مکن تو بدتر!.

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه