اشعارطنز

سال، نو می شود(طنز)

اشعار طنزی از اکبر اکسیر به مناسبت سال نو. اشعار طنزی از اکبر اکسیر به مناسبت سال نو:. مبارک نزدیک عید بود و خانه تکانی. پدربزرگ عصبانی و محکم. از قاب پوسیده می نگریست. پچ پچی در گرفت. مادر گفت: این عکس را عوض کنید. پدر گفت: نه قاب عکس را عوض کنید. مادربزرگ دندانهایش را جابجا کرد و گفت:. اشلا کطوره پدربزرگ را عوض کنید!. تحویل سرطان را از مادر. سکته را از پدر. سنگ کلیه را از عمو. سیاه سرفه را از عمه. سل را از خانه. سینوزیت را از دایی. و سرماخوردگی را از بقال سرکوچه. قرض گرفت و آورد نشست. وسط سفره هفت سین. خواند: یا محول الحول و الاحوال. حول حالن

ادامه مطلب ...
کار هست! (طنز)

اشعار طنزی از مجید رحمانی، عباس احمدی و مهدی تمیزی. در نکوهش بدی !. (مجید رحمانی صانع از برگزیدگان هفتمین جشنواره طنز مکتوب). صدبار بدی کردی و دیدی ثمرش را. نیکی چه بدی داشت . ! که دیدی ثمرش را !. هر کس به تو بد کرد، نیاور تو به رویش. در فرصت مطلوب درآور پدرش را. آنگاه اگر کینه تو کم نشد از او. بعد از پدرش‌، گیر سراغِ پسرش را. خوب است که آدم به کسی بد ننماید. خوب است بپاید همه ‌دور برش را. یا اینکه اگر کار بدی کرد، بداند. باید به طریقی بکند پاک اثرش را. آنکس که خرش می‌رود آنجا که نباید. حتماً نگرفته جلوی کار خرش را. آن یار که ارقامِ حسابش شده م

کار هست؟ کار طنز

ادامه مطلب ...
اشعار طنز

اشعار طنزی از شاعران معاصر کشورمان. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. اسماعیل امینی: محتسب در کوچه‌ای گفتا به دزد / خوب گیر افتادی ای آفتابه دزد. دزدی آفتابه در گام نخست / خود نشان ذوق و استعداد توست. در وجودت ای فلان بن فلان / هست استعداد دزدی کلان. ای بسا دزد کلان شد، جیب‌بر / آفتابه دزد، شد دزد شتر. روز روشن پیش چشم پاسبان / آفتابه می‌بری از مردمان. در شب تاریک و دور از چشم ما / خود چه دزدی‌ها کنی ای بی‌حیا. محتسب چون دیده بیدار خلق / آفتابه محرم اسرار خلق. آفتابه بوده انسان را از قدیم / در اتاق فکر انسان را ندیم. در اتاق فکر از روز الس

اشعار طنز

ادامه مطلب ...
معانی طنزآمیز واژگان

روزگاری بازار شوخی با کلمات در نشریات داغ بود. طنزپردازان خوش قریحه از پوسته ظاهری واژه ها عبور می کردند و معنی دیگر آن را می شکافتند. مثلا به نوکر می گفتند «کر نوین» و به دستکاری می گفتند:«دستی که کاری باشد». برنامه سازان رادیو هم از این مطایبه ها فراوان داشتند. چند نمونه از شوخی نصرت کریمی با معانی کلمات را در ادامه می خوانید: بخش ادبیات تبیان. نوکر = کسی‌ که‌ به‌ تازگی‌ کر شده‌ باشد. یا کر نوین‌. دست‌ در کار = هنگامی‌ که‌ پا در کار نباشد. دستکاری‌ = دستی‌ که‌ کاری‌ باشد. کار دستی‌ = کاری‌ که‌ با پا نتوان‌ انجام‌ داد. دستور = دستی‌ که‌ به‌

معانی واژگان

ادامه مطلب ...
برق، گیراترین اختراع بشر(طنز)

بهار فصل چراست و آغاز سال نو برای کودک فقیر آغاز چراهاست. چند کاریکلماتور از مژگان مطهری - قبض موبایلش را که دید عاشقی از سرش پرید. - تلفن های اعتباری ،اعتبار مخابرات را زیر سئوال بردند. - سایه انسان در روز های آفتابی ،همراه اولش محسوب می شود. - چشمانت را پشت ویترین عینک ، قیمتی تر دیدم. - آنقدر رنجور بود که کفن ، لباس عافیتش شد. - در دستگاه شور به یاد شیرین می نواخت. - در مایه دشتی دلبری می کرد. - قانون را خوب می نواخت و سخت اجرا می کرد. - گاهی اوقات دندان عقل انسان را دیوانه می کند. - دو مادر ورزشهاست و این فوتبال دایه مهربان تر از مادر!. - آ

ادامه مطلب ...
اتوبیوگرافی به سبکِ نسلِ پنجم

این گزارش از نوع زندگی بعضی از ادیبانی است که سه ماه است نویسندگی را شروع کرده‌اند و در این فاصله دو تا کتاب شعر و یک رمان و سه مجموعه داستان چاپ کرده‌اند!. و چهار کتاب هم در دست انتشار دارند ـ اعم از نوبت مجوز، حروفچینی، ویراستاری و طراحی جلد‌ ـ و در ضمن در هشت روزنامه و هفته‌نامه و فصلنامه کار می‌کنند و پنج تا وبلاگ و سایت را هم «به‌روز» می‌کنند و عکاس مجله هم هستند و شنیده‌ام تازگی‌ها دنبال کار هم می‌گردند!! الگوبرداری شده:. از آنجا که این مطلب به هیچ احدالناسی در هیچ گوشه‌ی این دهکده اشاره ندارد؛ دنبال نمونه‌ی زنده نگردید. اما اگر احیاناً

ادامه مطلب ...
طنزهای بودار و اون‌جوری

طنزهای بودار و اون‌جوری گزارشی از کتاب «فیض‌بوک» نوشته ناصر فیض. «فیض‌بوک» بخش بسیار مهمی با عنوان عارفانه‌های مشاغل و همینجوری دارد که از زبان افراد شاغل در شغل‌های مختلف دو بیتی ‌هایی دارد. این شعرها درباره شغل‌هایی چون کارگردان سینما، شهردار، نماینده مجلس، «دا» فروش و رئیس جمهور است. ناصر فیض متولد دوم خرداد سال 1338 است و اخیرا کتابی را منتشر کرده که رایگان نیست و هرگز رایگان نخواهد بود! فیض در «فیض بوک» به خواننده کمک می‌کند تا با دوستان و بستگان خود بخندد. حالا این خنده چگونه باشد و به چه چیزهایی، موضوع‌هایی است با تاملی بر فیض بوک قسمت

طنزهای اونجوری

ادامه مطلب ...
مردای سرشکسته‌ی زن ذلیل!

مردای سرشکسته‌ی زن ذلیل! گذری بر احوالات زرویی نصرآباد به بهانه ترخیص از بیمارستان. ابوالفضل زرویی نصرآباد شاعر و طنز پرداز کشورمان که برای دومین بار دچار سکته قلبی شده بود، روز شنبه (‌18 خرداد) از بیمارستان کسری مرخص و تمام هزینه‌های بیمارستان این شاعر به دستور وزیر ارشاد تسویه شد. ابوالفضل زرویی نصرآباد متولد 15 اردیبهشت 1348 است. این شاعر، پژوهشگر و طنزپرداز در سال 1348 در شهر تهران به دنیا آمد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی است و از سال 1368 فعالیت مطبوعاتی و فرهنگی خود را آغاز کرد. زرویی در نشریاتی چون؛ گل آقا، ه

مردای زن ذلیل

ادامه مطلب ...
تو خوبی ولی بی نفس بهتری!

اشعار طنزی از شهرام شکیبا، سعیده موسوی و محمد سلمانی. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. شهرام شکیبا: تو خوبی ولی بی نفس بهتری / عزیز دلم در قفس بهتری. تو هر روز تب داری امروز نه / نداری تب امروز پس بهتری. از آن دورها خوب دل می‌بری / گمانم که در دسترس بهتری. اگرچه قیافه گرفتی ولی / کمی بعد شوخ و سپس بهتری. برای صدا کردنت واژه نیست / تو از جون و عمر و نفس بهتری. الهی بیفتی تو برگردنم / علی‌القاعده از جرس بهتری. علی ایحالن پس از مدتی / گمان می‌کنم در قفس بهتری. ***. سعیده موسوی: آدم عاقل که حتمن صرفه‌جویی می‌کند / ما بگوید در تو و من صرفه‌جوی

ادامه مطلب ...
من از یار بدم می‌آید! (طنز)

اشعار طنزی از شاعران معاصر. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. علیرضا لبش:. قلیان می گوید قل قل قل. ناصرالدین شاه ساکت است. ما شعر می خوانیم. پسرک می گوید فال حافظ. و دستمال کاغذی. شاعران چه گندی زده اند. که باید با دستمال کاغذی پاک کرد. ناصرالدین شاه می گوید قل قل قل. نادرشاه افشار به زباله دان تاریخ پیوست. آقا محمد خان قاجار به زباله دان تاریخ پیوست. مظفرالدین شاه بیمار به تاریخ پیوست. احمدشاه بیکار به تاریخ پیوست. ما ملتی هستیم تاریخی و در یک زباله دان بزرگ. منتظر بازیافت نشسته ایم. **. سعدی یک خیابان کوچک است. حافظ یک پل است. فردوسی یک

ادامه مطلب ...
ارتش، چرا ندارد! (طنز)

شعر طنزی از علی‌اصغر شیری:. خدمت شبیه یک درد اصلاً دوا ندارد. باید معاف باشی، چون او که پا ندارد. وقتی که قورمه‌سبزی بوی چمن گرفته. سرباز یا مریض است یا اشتها ندارد. وقتی غذا ندارد طعمی به‌غیرِ کافور. یک لحظه خواب شیرین گردان ما ندارد. از بس‌که توی پوتین پاها مچاله گشته. سرباز احتیاجی به سنگ‌پا ندارد. آنکادر کل گردان بد نیست، افتضاح است. فرمان ایست، از نو. اصلاً صدا ندارد. از بس به دور پرچم سربازها دویدند. حمام و دستشویی امروز جا ندارد. در دستشوییِ هنگ سرهنگ مار دیده‌ست. گفتم: که می‌می‌ترسم، گفتا: بیا، ندارد. گفتم: جناب سروان، آخر چرا؟ چگونه؟.

ارتش چرا ندارد

ادامه مطلب ...
بي آر تي هم ...!(طنز+عکس)

بی آر تی هم . !(طنز+عکس)بی آر تی هم . !(طنز+عکس). کاری از رضا احسان پور. تهیه و تنظیم: مهسا رضایی- ادبیات تبیان.

آر تی

ادامه مطلب ...
چگونه هنرمند شوید؟(طنز)

-هنرمند آن است که مویی و میانی دارد. مو و ریش خود را بلند کنید. در صورت امکان موهای خود را ببافید و ریش هایتان را با انواع ابزارهای موجود تزیین کنید. آشفتگی در مو و لباس شما ، نشانه شخصیت هنرمند شماست. استفاده از کلاه های عجیب و غریب نیز برای نزدیک شدن ظاهر شما به یک هنرمند شدیداً توصیه می شود. -دخانیات عامل اصلی سرطان و هنرمندی است. سیگار و پیپ را هیچگاه از خودتان دور نکنید. نیمی از پول هایتان را صرف خرید سیگار و نیمی دیگر را صرف خرید توتون پیپ کنید. راه و بیراه پیپ خود را چاق کنید و با آن ژست های مختلف هنری بگیرید. -رفتار عجیب و غریب ا

ادامه مطلب ...
جناب "الاغ"

می گویند مردی روستایی با چند الاغش وارد شهر شد. هنگامی که کارش تمام شد و خواست به روستا بازگردد، الاغ ها را سرشماری کرد. دست بر قضا سه رأس از الاغ ها را نیافت. سراسیمه به سراغ اهالی رفت و سراغ الاغ های گمشده را گرفت. از قرار معلوم کسی الاغ ها را ندیده بود. نزدیک ظهر، در حالی که مرد روستایی خسته و ناامید شده بود، رهگذری به او پیشنهاد کرد، وقت نماز سری به مسجد جامع شهر بزند و از امام جماعت بخواهد تا بالای منبر از جمعیت نمازخوان کسب اطلاع کند. مرد روستایی همین کار را کرد. امام جماعت از باب خیر و مهمان دوستی، نماز اول را که خواند بالای منبر ر

ادامه مطلب ...
انواع و اقسام گداها / عکس / طنز

انواع و اقسام گداها / عکس / طنز انواع و اقسام گداها / عکس / طنز. بخش ادبیات تبیان. منبع: اینترنت.

انواع و اقسام عکس انواع عکس طنز

ادامه مطلب ...
رنگ آسمان

‏‏یکی بود، یکی نبود. اگر هم بود، کسی نبود. یک نفر بود که چندین و چند سال پیش به دنیا آمده ‏بود و مامان و باباش اسمش را گذاشته بودند میرزا. کوچک که بود توی خانه صدایش می‌کردند رامین. مدرسه که رفت، پدرش دید که این نورچشمی عزیز خیلی تنبل است؟ اسمش را گذاشت شازده‏. درسش که تمام شد، نه سواد یاد گرفته بود، نه کاری بلد بود. ناچار اسمش را گذاشت مهندس. شناسنامه که باب شد، مأمور ثبت احوال از پدرش پرسید: اسم نورچشمی را در سجل چی بنویسم؟ پدرش گفت: شازده ‏رامین میرزای مهندس. ‏الغرض، شازده ‏رامین میرزای مهندس بزرگ شد و زن گرفت و به اتفاق زنش دارای دو

رنگ آسمان به رنگ آسمان

ادامه مطلب ...
پیتزا بهتره یا کتاب؟!(طنز)

*به نظر شما علت اینکه 97 درصد از جامعه ی ما عضو کتابخانه نیستند چیست؟!. الف. مایه دار هستند و به جای امانت کتاب، کتاب هایی که لازم دارند را می خرند!. ب. به اندازه ی کافی اطلاعات دارند و دیگر به کتاب و کتاب خوانی نیازی ندارند!. ج. چون هیچ کتابخونه ای نزدیک خونه شون نیست. د. به جای این سئوال مسخره برو از اون 3درصد بپرس چرا عضو کتابخونه شدند؟!. *به نظر شما کدام گزینه ی زیر برای پرکردن اوقات فراغت مناسب تر است؟!. الف. دیدن پخش مستقیم فوتبال دسته N ام باشگاه های بورکینافاسو!. ب. به سینما برویم و کمی در آنجا چرت بزنیم!. ج. گوشی تلفن همراه را ب

ادامه مطلب ...
مثنوی دانشجویی/ طنز

عباس احمدی شاعر خلاق و طنّازی است و در کنار این طنازی روحیه خطر‌پذیری دارد. شاید بتوان بخشی از موفقیت او را نیز در همین امر جستجو کرد. عباس احمدی با گستاخی حاضر به تجربه کردن عرصه‌های جدید در شعر خود است و از حاصل کار او پیداست، بی‌نتیجه ماندن این خطر کردن‌ها پرده خاطرش را مکدر نمی‌کند. احمدی قالب‌های بسیاری را در شعر آزموده است و از قالب‌های نو و سپید تا رباعی و مثنوی و غزل و حتی قصیده به زیر زین کلام این شاعر جسور درآمده است. همچنین بخشی از شعرهای او را اشعار طنز وی تشکیل می‌دهد. طنز در شعر احمدی جایگاه مهمی دارد و اثرات آن را گاه‌گاه می

مثنوی دانشجویی مثنوی طنز مثنوی های طنز

ادامه مطلب ...
حافيظ!

تازگی ها ناصر فیض، شوخی شوخی با غزلیات حافظ هم شوخی کرده. امضایی ابداع کرده با عنوان «حافیظ» و تک بیت‌هایی ساخته که برخی محشرند . طنز شبیه واکسن است؛ ویروس رقیق شده یک بیماری هولناک که شما را مادام‌العمر از ابتلا به آن مصون می‌کند. البته باید جنبه داشته باشید و نیش اولیه سوزن آن را تحمل کنید. ناصر فیض* یکی از اعجوبه‌های این وادی است. چند باری همین جا ذکر خیرش شده. تازگی شوخی شوخی با غزلیات حافظ هم شوخی کرده. امضایی ابداع کرده با عنوان «حافیظ» و تک بیت‌هایی ساخته که برخی محشرند. شاید برخی را در پیامک‌ها و بلوتوث‌هایی که دست به دست می‌چرخند

فالی حافیظ

ادامه مطلب ...
از آغاز تا آواز! /  طنز

از آغاز تا آواز! / طنز. عبدالله مقدمی ، از برگزیدگان نخست جشنواره ی "طنز مکتوب" حوزه ی هنری در رشته ی نثر است و فعالیت در مطبوعات گوناگون از جمله "گل آقا" را در کارنامه ی خود دارد. درباره طنز و طنز پردازیی می گوید: سیاست به فرهنگ هم نفوذ پیدا کرده است و این سیاست زدگی به هنر آسیب رسانده است. بخش فرهنگ با ورود اهالی سیاست به بیراهه رفته است و این بخش را دچار مشکل کرده است. دولت باید به جای سختگیری از فعالیت های شعرای طنز، برای پرورش آن ها هزینه کند و از استعدادهای آن ها کمک بگیرد. باید کاری کنیم که روزنامه های سراسر کشور این جرأت را پیدا کنند

آواز طنز

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه