برترین وب سایت شعر و دلنوشته | poem24.ir

اشعار رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی (ع)-4

شعر در مورد رحلت پیامبر (ص). حرف از وصیت های آخر میزنی بابا. از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا. این لحظه ها یاد گذشته کرده ای انگار. حرف از وصیت های مادر میزنی بابا. دل شوره داری ، از نگاهت خوب می فهمم. داری گریزی به غمِ در میزنی بابا. زهرای تو پشت و پناه حیدر تنهاست. هرچند حرف از زخم بستر میزنی بابا. یک روز می بینی مرا بین در و دیوار. یک روز می آیی به من سر میزنی بابا. گفتی که خیلی زود می آیم کنار تو. پس لحظه ها را می شمارد یادگار تو. شهادت امام حسن (ع) و رحلت پیامبر (ص). به ذکر حسن جان شد ایندم/ز دیده روان اشک پاکی. دوباره دل بی قراران/شده زائر

ادامه مطلب ...
بی تو جای خالی ات انکار می خواهد فقط (علی صفری)

شعر زیبا و عاشقانه علی صفری. علی صفری متولد ۱۳۶۰ در تهران است تحصیلات او ادبیات و آی تی و کارمند بانکداری الکترونیک است . فعالیت شعری ایشان ۳سال و نظر ایشان راجع به شعر تنها ارج نهادن به تغزل و سرودن غزل هایی است با ترکیباتی بدیع و ناب است. بی تو جای خالی ات انکار می خواهد فقط. زندگی لبخند معنا دار می خواهد فقط. چشمها به اتفاق تازه عادت می کنند. سر اگر عاشق شود ، دیوار می خواهد فقط. با غضب افتاده ام از چشم های قهوه ایت. حال و روزم قهوه قاجار می خواهد فقط. حق من بودی ولی حالا به ناحق نیستی. حرف حق هر جور باشد دار می خواهد فقط. نیستی حتی برای لح

ادامه مطلب ...
اشعار اربعین حسینی (4)

شعر اربعین حسینی. اربعین غمت مرا انداخت. بی تو بودن مرا ز پا انداخت. بعد یک اربعین هوای غمت. راه ما را به کربلا انداخت. اُف بر این روزگار کین که مرا. اربعینی ز تو جدا انداخت. این چهل روز بی تو هر چه نداشت. خواهرت را که از صدا انداخت. یاد دارم که ظهر روز دهم. شعله بر جان خیمه ها انداخت. یا نوک نیزه ظالمانه تو را. از روی اسب بی هوا انداخت. از کجای سفر بگویم که. به دلم آتش بلا انداخت. نیزه دار تو از لج زینب. از روی عمد نیزه را انداخت. جان به لبهای ماتم آوردم. دیگر ای تشنه لب کم آوردم. شعله بر جان تشنگان افتاد. و به دل زخم بی امان افتاد. از همان رو

ادامه مطلب ...
گر به چشم دل جانا جلوه های ما بینی (رهی معیری)

شعرهای رهی معیری. شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در بیست و چهارم آبان سال ۱۳۴۷ شمسی پس از رنجی طولانی از بیماری سرطان معده بدرود زندگانی گفت و در مقبرهٔ ظهیرالدولهٔ شمیران به خاک سپرده شد. گر به چشم دل جاناجلوه های ما بینی. در حریم اهل دل جلوه خدا بینی. راز آسمانها را در نگاه ما خوانی. نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی. در مصاف مسکینان چرخ را زبون یابی. با شکوه درویشان شاه را گدا بینی. گر طلب کنی از جان عشق و در

ادامه مطلب ...
دلم شکست...(علیرضا بدیع)

اشعار زیبا و خواندنی علیرضا بدیع. علیرضا بدیع متولد 11/1/1364 در نیشابور، شاعر، ترانه سرا و گوینده. دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات پارسی. دلم شکست. کجایی که نوشخند زنی؟. به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی؟. دوباره وصله ای از بوسه های دلچسب ات. برین سفال ترک خورده ام به چند زنی؟. اگر به دست تو باشد چه فرق این یا آن؟. دمی ضماد گذاری. دمی گزند زنی. مباد دود دل من به چشم غیر رود. مخواه بیشتر آتش درین سپند زنی. منم که پیش تو از بید سر به زیرترم. تویی که طعنه به هر سرو سربلند زنی. دوباره همهمه افتاده است در کلمات. که در حوالی این شعر دیده اند ز

ادامه مطلب ...
آتش به جانم افکند (شیخ بهایی)

اشعار زییا و خواندنی شیخ بهایی. بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةالحساب، تشریح الافلاک و دو مثنوی معروف " نان و حلوا" و "شیر و شکر" اشاره کرد. وی در سال ۱۰۳۰ هجری قمری در اصفهان دار فانی را وداع گفت. جنازهٔ او را به مشهد انتقال دادند و در مسجد گوهرشاد دفن کردند. آتش به جانم افکند، شوق لقای دلدار. از دست رفت صبرم، ای ناقه! پای بردار. ای سا

ادامه مطلب ...
اشعار شهادت امام حسن مجتبی (ع)

شعر شهادت امام حسن مجتبی (ع). اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد. طشتی از خون دل خویش برابر دارد. چشمهایش به در و منتظر آمدنیست. زیر لب زمزمه مادر مادر دارد. جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیست. داغ ارثی ست که در سینه مکرر دارد. زهر تنها کس و کار دل او گشت اگر. یادگاریست که از کینه همسر درد. پیش چشمش که توانسته بروی منبر…. …. رود و دست به سبّ پدرش بردارد؟. لحظه های سفرش در بغلش می گیرد. چادری را که بوی یاس معطر دارد. آرزو داشت نمی دید در آن کوچه تنگ. مادرش روی زمین لاله پرپر دارد. گفت با گریه حسین جان. تو دگر گریه مکن. که حسن میرود و سایه خواهر

ادامه مطلب ...
اشعار ولادت امام موسی کاظم علیه السلام (2)

شعر ولادت امام موسی کاظم (ع). شیعه شادی بنما هفت صفر آمده است. شجر پاک ولا باز به بر آمده است. ششمین ماه ولا حضرت صادق(ع) شاد است. شکر حق گوید ودیدار پسر آمده است. بعد دیدار پسر گفت به یاران حضرت. شاد باشید که اشرف به بشر آمده است. خانه ی حضرت صادق شلوغست سه روز. چون زاطعام در آن خانه خبر آمده است. آمده حضرت موسای به کاظم معروف. بهر شیرین شدن غیض شکر آمده است. اهل حاجات بده مژده که غم زائل شد. شادمان جمله ی حاجات که در آمده است. نهمین گوهر عصمت و امام هفتم. صالحان را بنگر نیک که سر آمده است. آمده آنکه شود حبس یه زندان بلا. در ره حق به پذیرفت خط

ادامه مطلب ...
مي بيني ام وقتي به مويم برف غم باشد (مهدی فرجی)

می بینی ام وقتی به مویم برف غم باشد (مهدی فرجی). اشعار زیبا و خواندنی مهدی فرجی. مهدی فرجی (زاده ۹ بهمن ۱۳۵۸ در کاشان) شاعر ایرانی است. او را می‌توان از جمله شاعران جوانی دانست که شعرش در پایان دهه هفتاد شکل گرفت و در آغاز دهه هشتاد به سرعت پیشرفت کرد. از ویژگیهای شعر فرجی عاشقانگی، برخورداری شاعر و شعرش از گنجینه‌های ادبی عظیم قرون پیش و قدما - که ویژگی مهمی است و در بین شعرای جوان معاصر کم‌تر دیده می‌شود - تجربی و عینی بودن فضاها و توصیف‌های شاعر و تلفیق آن با فضاها و زبان روز است. می بینی ام وقتی به مویم برف غم باشد. روزی که پشتم مثل پشت کو

ادامه مطلب ...
اشعار ولادت امام محمد باقر علیه السلام (3)

شعر ولادت امام محمد باقر علیه السلام. خورشید ایمان سر زده،امامِ باقر آمده. فصلِ ماتم سرآمده، امامِ باقر آمده. یا باقرِ آلِ عبا. از دامنِ فضل و شرف،نور خدا شده عیان. حضرت زهرا می دهد،عیدی به کلّ عاشقان. یا باقرِ آلِ عبا. این مهلقا این مهجبین،از همه ی خوبان سر است. ماهِ رجب متبرّک،به نور این گل پسر است. یا باقرِ آلِ عبا. باید گرفت از این پسر،رزق تقوی نور ایمان. باشد به دست لطف او،برات اعتکافیان. یا باقرِ آلِ عبا. بده به ما ای عشق تو،بر عاشقان بود و نبود. یک براتِ مدینه با،نابودی ِ آل سعود. یا باقرِ آلِ عبا. حرمت را می سازیم در،مدینه با لطف خدا. ا

ادامه مطلب ...
اشعار ماه صفر

شعر ماه صفر. بگذار، خون چشم تو، به اشک خود بشویم. که مگر شود میسر، نگهی کنی به سویم. بگذار، تا توقف بکنند نیزه داران. که دمی بیاد طاها، گل روی تو ببویم. بگذار، تا ببوسم ز رخت بجای زهرا. که درین سفر، برادر، همه جا بیاد اویم. بگذار، تا گلویت، ز سرشک خود کنم تر. که فشار غصه دیگر، شده عقده در گلویم. بخدا قسم که زینب، نکند هنوز باور. که تنت به کربلا و، سر توست روبرویم. لحظات وصل، ترسم، ز کفم رود حسینم. ز گزارشات هجران، تو بگوی و، من بگویم. خبر از تنور خولی، دهد این غبار رویت. تو بریز اشک و منهم، تو بشوی و من بشویم. چه کنم درین بیابان، اثر از رقیه ام

ادامه مطلب ...
اشعار سیمین بهبهانی

عکس سیمین بهبهانی. بیوگرافی سیمین بهبهانی + اشعار سیمین بهبهانی. سیمین بهبهانی به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن های بی سابقه به "نیمای غزل" معروف است. سیمین بهبهانی شاعری را از آغاز جوانی با سرودن غزلها و چهارپاره هایی کلاسیک و رمانتیک اغاز کرد. سیمین خلیلی معروف به "سیمین بهبهانی" فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. سیمین بهبهانی از چهره های ماندگار و شاعر ارزنده و صاحب سبک درعرصه غزل فارسی و همچنین از زنان پیشرو و سنت ستیز معاصر است که در زمینه حقوق بشر و حقوق زنان نیز فعالیت می کند. سیمین بهبهانی به خاطر سرودن غزل فا

ادامه مطلب ...
ای کنده سیل فتنه ز بنیادت (پروین اعتصامی)

شعرهای خواندنی پروین اعتصامی. ای کنده سیل فتنه ز بنیادت. وی داده باد حادثه بر بادت. در دام روزگار چرا چونان. شد پایبند، خاطر آزادت. تنها نه خفتن است و تن آسانی. مقصود ز آفرینش و ایجادت. نفس تو گمره است و همی ترسم. گمره شوی، چو او کند ارشادت. دل خسرو تن است، چو ویران شد. ویرانه‌ای چسان کند آبادت. غافل بزیر گنبد فیروزه. بگذشت سال عمر ز هفتادت. بس روزگار رفت به پیروزی. با تیرماه و بهمن و خردادت. هر هفته و مهی که به پیش آمد. بر پیشباز مرگ فرستادت. داری سفر به پیش و همی بینم. بی رهنما و راحله و زادت. کرد آرزو پرستی و خود بینی. بیگانه از خدای، چو شدا

ادامه مطلب ...
شطرنج (صادق حسینی)

اشعار زیبای صادق حسینی. روزی هزار مرتبه بازنده میشوم. از بازی ظریف تو شرمنده میشوم. اینبار فرق میکند اما به شوق برد. آماده جدال درآینده میشوم. موعود می رسد تو سفیدی ومن سیاه. بر شاه بی شکست تو تازنده میشوم. یک لحظه میخروشم و زورم نمی رسد. با این خیال خام که کوبنده میشوم. باران کیش های تو آغاز می شود. چون مرغ پرشکسته ی سرکنده میشوم. یکجا تمام قدرتم از دست می رود. تا کیش آن وزیر برازنده میشوم. می تازد اسب سرکش عشقت به هر طرف. وقتی که محو آن رخ تابنده میشوم. بی هیچ قلعه های مرا فتح می کنی. در خانه ی سیاه پناهنده میشوم. حالا میان صفحه ی تاریک زندگی

ادامه مطلب ...
کوچه‌ی بن‌بست (ایرج جنتی عطایی)

اشعار عاشقانه ایرج جنتی عطایی. ایرج جنتی عطایی (زاده ۱۹ دی ۱۳۲۵ مشهد)، شاعر، ترانه‌سرا و نمایشنامه‌نویس ایرانی است. در شهر مشهد زاده شد. همکاری وی با بابک بیات آهنگساز و داریوش اقبالی، منجر به خلق ترانه‌هایی مهم با درون‌مایه‌های سیاسی، اجتماعی، و عاشقانه شد. او هم اکنون در کشور بریتانیا و شهر واتفورد اقامت دارد. میون این همه کوچه که بهم پیوسته. کوچه‌ی قدیمی ما کوچه‌ی بن‌بسته. دیوار کاه‌گلی یه باغ خشک، که پر از شعرای یادگاریه. مونده بین ما و اون رود بزرگ، که همیشه مثل موندن جاریه. صدای رود بزرگ، همیشه تو گوش ماست. این صدا لالاییِ خواب خوب بچه‌

ادامه مطلب ...
پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون (پروین اعتصامی)

اشعار زیبا و خواندنی پروین اتصامی. پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون. زشتروئی چه کند آینهٔ گردون. نام را ننگ بکشت و تو شدی بدنام. وام را نفس گرفت و تو شدی مدیون. تو درین نیلپری طشت، چو بندیشی. چو یکی جامهٔ شوخی و قضا صابون. گهری کاز صدف آز و هوی بردی. شبهی بود که کردی چو گهر مخزون. چند ای نور، قرینی تو بدین ظلمت. چند ای گنج بخاک سیهی مدفون. کرد ای طائر وحشی که چنین رامت. چون بکنج قفس افکند قضایت، چون. بدر آی از تن خاکی و ببین آنگه. که چه تابنده گهر بود در آن مکنون. مچر آزاده که گرگست درین مکمن. مخور آسوده که زهرست درین معجون. چه شدی دوست برین دشمن

ادامه مطلب ...
اگر خورشید و مه نبود (سیف فرغانی)

اشعار زیبای سیف فرغانی. اگر خورشید و مه نبود سعادت با درویش را. وگر مشک سیه نبود همان حکم است مویش را. ز شرق همت عشاق همچون صبح روشن دل. چه مطلعهای روحانیست مر خورشید رویش را. سزد از عبهر قدسی و از ریحان فردوسی. اگر رضوان کند جاروب بهر خاک کویش را. مقیم خاک کوی او بیک جو برنمی گیرد. بهشت هشت شادروان و نقد چار جویش را. کسی کو کم نکرد (دنیا) نیابد در رهش پیشی. کسی کو گم نگشت از خود نشاید جست و جویش را. گروهی کز غمش چون عود می سوزند جان خود. ز هر رنگی که می بینند می جویند بویش را. چو حلاج از شراب عشق او شد مست لایعقل. نمی کردند هشیاران تحمل های (و

ادامه مطلب ...
اشعار عاشورای حسینی (2)

اشعار عاشورای حسینی. تا خیمه‌ی تقرّب تو پر کشیده ایم. تو نور محض و ما ز تبار سپیده ایم. آقا اگر «مَصارِعُ عُشّاق» کربلاست. در عاشقی به منزل آخر رسیده ایم. با عطر سیب پیرهنت مست می شویم. شیدائی قبیله‌ی عشق و عقیده ایم. دل بر شکوه جنت الاعلی نبسته ایم. وقتی بهشت را به نگاه تو دیده ایم. در بذل جان به راه تو مشتاق تر ز هم. عشق تو را به قیمت جان ها خریده ایم. لب تشنه ایم و در صف پیکار می‌رویم. وقتی که چشمه چشمه حقیقت چشیده ایم. کی دست می‌کشیم از این طوف عاشقی؟. با آنکه صد جراحت شمشیر دیده ایم. جان می‌دهیم و یک سر مویت نمی‌دهیم. در کربلا حماسه‌ی عشق

ادامه مطلب ...
اشعار تاسوعای حسینی (3)

اشعار تاسوعای حسینی. دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت. لبی به وسعت مهریه های زهرا داشت. کنار علقمه در سجده گاه چشمانش. نداشت هیچ کسی را فقط خدا را داشت. اگر چه قطرۀ آبی میان مشک نبود. ولی کرانۀ چشمش هزار دریا داشت. هدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری. همین که در وسط گیر و دار گیر افتاد. عمودی آمد و فرقش شکست تا جا داشت. امیر علقمه، از بس که قدّ و بالا داشت. درست وقت نزولش؛ همه نگاه شدند. رشید بود، زمین خوردنش تماشا داشت. حسین بود و علی اصغر شهید شده. کنار علقمه اما هنوز سقا، داشت. اشعار شب تاسوعا. این آبها که ریخت ، فدای سرت که ریخت. اصلا فدای امّ بنی

ادامه مطلب ...
هر جا حکایت از صنمی دلربا رود (قاآنی)

اشعار زیبای قاآنی شیرازی. میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. دیوان اشعار وی بالغ بر بیست هزار بیت است. او کتابی به نام پریشان به سبک گلستان در نثر نگاشت. قاآنی در سال ۱۲۷۰ هجری قمری در تهران وفات یافت و درحرم حضرت عبدالعظیم مدفون شد. هر جا حکایت از صنمی دلربا رود. از هر زبان بر او همه مدح و ثنا رود. در مسجدی که ساده‌رخی می‌کند نماز. صد دست بر فلک ز برای دعا رود. سر پیش‌ چشم من به حقیقت عزیز نیست. الا دمی

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه