برترین وب سایت شعر و دلنوشته | poem24.ir

یاعلی توکیستی؟

یاعلی توکیستی؟. سروده عبدالمجید فرائی در وصف امیرالمؤمنین به مناسبت میلاد حضرت علی علیه السلام. بخش ادبیات تبیان. یاعلی، تو کیستی؟ حق باتو نجوا می کند حق تعالی، کارهای تو، تماشا می کند بنده ای، از بندگان حضرت رب جلیل لیک، آن حضرت مقام تو، معما می کند با خلیل الله، درباطن، چه نجواکرده ای با تبر، در بتکده، مشق تو لا می کند جد والای تو، اسماعیل، با تو همصدا هرچه را گوئی، به عشق و ناز، معنامی کند در کلاس درس تو، اسحق و ابراهیم و نوح مرده رازنده، به عشق تو، مسیحا می کند حضرت موسی، به مکتب خانه ات، ره یافته دانش والای خود، آن جا شکوفا می کند یوسف صد

ادامه مطلب ...
یکشب با قمر (شهریار)

شعرهای زیبا و خواندنی. از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست. آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست. آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید. چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست. آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت. آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست. شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق. پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست. تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم. یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست. هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا. جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست. مهمان عزیزی که پی دیدن رویش. همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست. ساز خوش و آواز خوش و باده دلکش. آی بیخب

ادامه مطلب ...
یاعلی توکیستی؟

یاعلی توکیستی؟. سروده عبدالمجید فرائی در وصف امیرالمؤمنین به مناسبت میلاد حضرت علی علیه السلام. بخش ادبیات تبیان. یاعلی، تو کیستی؟ حق باتو نجوا می کند حق تعالی، کارهای تو، تماشا می کند بنده ای، از بندگان حضرت رب جلیل لیک، آن حضرت مقام تو، معما می کند با خلیل الله، درباطن، چه نجواکرده ای با تبر، در بتکده، مشق تو لا می کند جد والای تو، اسماعیل، با تو همصدا هرچه را گوئی، به عشق و ناز، معنامی کند در کلاس درس تو، اسحق و ابراهیم و نوح مرده رازنده، به عشق تو، مسیحا می کند حضرت موسی، به مکتب خانه ات، ره یافته دانش والای خود، آن جا شکوفا می کند یوسف صد

ادامه مطلب ...
اشعار شهادت امام علی النقی الهادی(ع) -2

شعر مدح امام علی النقی الهادی (ع). غربت شهر سامرا، غصۀ هر شب منه. عکس خرابی حرم، آتیش به جونم می زنه. گرد و غبار مرقدت، سرمۀ چشم نوکرات. خیلی غریبی آقاجون! بگو چی شد کبوترات؟. شب شهادت آقا، می خوام یه آرزو کنم. کاشکی می شد با مژه هام، مرقدتُ جارو کنم. آقا بذارکه جونمُ، با هروله فدات کنم. آقا بذار که رُوم بشه، تو قیامت صدات کنم. سینه زدن با عاشقات، نماز مستیِ منه. این سینۀ خسته باید، یه روز براتُ بشکنه. تو حلقۀ سینه زنی، وقتی برات شور می گیرم. پاک میشه زنگار دلم، آینه می شم- نور می گیرم. این گریه ها روز حساب، توشۀ کوله بارمه. این سینۀ کبود شده،

ادامه مطلب ...
انسان فردا (محمدحسن بارق شفیعی)

شعر زیبا و خواندنی محمدحسن بارق شفیعی. محمدحسن بارق شفیعی متولد سال ١٣١٠ خورشیدی در کابل ، شاعر و سیاستمدار افغانستان، یکی از بنیانگذاران شعر نو در افغانستان و وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ افغانستان است. کتابهای شعر او عبارتند از:. ستاک (نخستین مجموعه شعر نو فارسی دری در افغانستان، ١٣٤٢) ، شهر حماسه (١٣٥٨)، دوران‌ساز (١٣٥۹) ، شیپور انقلاب (١٣٦٦). من خداوندگار فردایم. رنگ و بوی بهار زیبایم. باش! تا چشم خلق بگشایم. شور مستیِّ خویش بنمایم. عشق، هنگامهٔ جهان من است. کار، پروردگار هستی من. آرزو، جلوه‌گاه جان من است. شعر، آیینه‌دار مستی من. صبح فردا ک

ادامه مطلب ...
انفجار لاشه ( اندیشه فولادوند )

کتاب شعر عطسه‌های نحس اثر اندیشه فولادوند. اندیشه فولادوند (متولد ۷ مهر ۱۳۶۲ در تهران) شاعر، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر و موسیقی دان ایران است. وی علاوه بر بازیگری، شاعری صاحب سبک می‌باشد. سال ۱۳۸۷ کتاب شعر عطسه‌های نحس (نشر ثالث) را چاپ کردکه بازتابهای گسترده‌ای در محافل ادبی داشت. سیزده قطعه از اشعار این کتاب، توسط شاعر در آلبومی به نام آخرین حرف معاصر با آهنگسازی فریبرز لاچینی اجرا و در بهمن ۱۳۹۰ رونمایی شد. خمیازه های کشدار سیگار پشت سیگار. شب گوشه ای به ناچار سیگار پشت سیگار. این روح خسته هر شب جان کندنش غریزی است. لعنت به این خود آ

ادامه مطلب ...
اسب سفيد وحشي اثر منوچهر آتشی

اشعار منوچهر آتشی. منوچهر آتشی (۲ مهر ۱۳۱۰، دهرود شهرستان دشتستان استان بوشهر - ۲۹ آبان ۱۳۸۴، تهران) شاعر و مترجم معاصر ایرانی بود. شعرهای آتشی در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ شعر کویر است و عناصر طبیعی این کویر حماسه و خشونت را با هم می‌آمیزد. گذشته از آن، عشق و امید و آرزو نیز خود را به این طبیعت جنوبی غرق می‌کند و احساس تنها در مثلث خشونت-حماسه-جنوب چهره نشان می‌دهد. اسب سفید وحشی. بر آخور ایستاده گران ‎سر. اندیشناک سینه مفلوک دشتهاست. اندوهناک قلعه خورشید سوخته ‌ست. با سر غرورش امّا دل با دریغ ریش. عطر قصیل تازه نمی گیردش به خویش. اسب سفید وحشی ـ

ادامه مطلب ...
نوبهار و عشق و مستی (سلمان ساوجی)

غزلیات سلمان ساوجی. خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام "جمشید و خورشید" و "فراقنامه" به جای مانده است. نوبهار و عشق و مستی، خاصه در عهد شباب. می‌کند، بنیاد مستوری مستوران، خراب. غنچه مستور صاحبدل، نمی‌بینی که چون. بشنود، بوی بهار، از پیش بردارد نقاب. بوی عشرت در بهار، از لاله می‌آید که اوست. در دلش، سودا

ادامه مطلب ...
خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست (ابن حسام خوسفی)

اشعار زیبا و خواندنی ابن حسام خوسفی. مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند. از آثار او می‌توان به دیوان اشعار، خاوران‌نامه، رساله نثراللآلی، دلایل النبوة و نسب‌نامه اشاره کرد. خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست. کوی تو کم ز روضه دار السلام نیست. گفتم که خاک راه تو ام ملتفت نشد. بیچاره من که اینقدرم احترام نیست. گفتم بیا که از غم لعل تو سوختم. گفت

ادامه مطلب ...
اشعار زیبا درباره زن

اشعار زیبا درباره زن. شعر زیبا برای زن ، شعر روز مادر. زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود. پیشه‌اش، جز تیره‌روزی و پریشانی نبود. زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می‌گذشت. زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود. کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد. کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود. در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت. در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود. دادخواهیهای زن می‌ماند عمری بی‌جواب. آشکارا بود این بیداد؛ پنهانی نبود. بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک. در نهاد جمله گرگی بود؛ چوپانی نبود. از برای زن به میدان فراخ زندگی. سرنوشت و قسمتی

ادامه مطلب ...
هیـچ جـز یـاد تـو (فـریـدون مـشیـری)

اشعار زییای فریدون مشیری. فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل مأموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در همدان متولد شد، و در روزهای جوانی به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گردید. هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست. !هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست. عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!. دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست. نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد ،. شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست. تـا به

ادامه مطلب ...
شعرهای زیبا درباره ی مــــــــــــــادر (5)

اشعار زیبا درباره مادر. شد صفحه روزگار تیره. تا دفتر من گشود مادر. از هستی من، نشانه ای نیست. خود بودن من چه بود، مادر. ناموخت مرا زمانه درسی. رندانه ام آزمود، مادر. من در یتیم و گردش چرخ. از دست توام ربود مادر. در دامن روزگارم افکند. از دامن خود چه زود مادر. حالیست مرا که گفتی نیست. گریم همه رود رود مادر. هر روز سپهر سفله داغی. بر داغ دلم فزود مادر. از اختر من شدست گویی. دریای فلک کبود مادر. این ابر منم کز آتش دل. بر چرخ شدم چو دود، مادر. با من همه بخت در ستیزاست. من خاستم، او غنود، مادر. ابریشم بخت من تهی گشت. یکباره ز تار و پود، مادر. این کو

ادامه مطلب ...
اين است عطر خاکستري (شاملو)

اشعار زیبا و خواندنی احمد شاملو. احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‌گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. این است عطر خاکستری هوای که از نزدیکی صبح سخن می گوید. زمین آبستن روزی دیگر است. این است زمزمه سپیده. این است آفتاب که بر می آید. تک تک ، ستاره ها آب می شوند. و شب. بریده بریده. به سایه های خرد تجزیه می شود. و در پس هر چیز. پناهی می جوید. و نسیم خنک بامدادی. چونان نوازشی ست. عشق ما دهکده ای که هرگز به

ادامه مطلب ...
تا شقایق هست زندگی باید کرد (سهراب سپهری)

اشعار زیبا و خواندنی از سهراب سپهری. سهراب سپهری (۱۵ مهر ۱۳۰۷ کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌اند. دشت هایی چه فراخ. کوه هایی چه بلند. در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟. من دراین آبادی پی چیزی می گشتم. پی خوابی شاید. پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی. پشت تبریزی ها. غفلت پاکی بود که صدایم می زد. پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم. چه کسی با من حرف می زد ؟. سوسماری لغزید. راه افتادم. یونجه زاری سر

ادامه مطلب ...
شعر زیبای آ بهار... ( امیرحسین مدرس )

شعر زیبای امیرحسن مدرس درباره بهار. امیرحسین‌ مدرس‌ متولد شهریور ماه‌ ۱۳۴۹ درتهران‌ است‌ و دارای‌ لیسانس‌ زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ می‌باشد. در وادی‌ هنر حرف‌ زیادی‌ برای‌ گفتن‌ دارد در زمینه‌های‌ بازیگری‌، اجرا، موسیقی‌ سنتی‌، خوانندگی‌، نویسندگی‌، شعر،روزنامه‌ نگاری‌ و… صاحب‌ نظر است‌. دس نیگردار آ بهار، خاک و گلم مونده هنو. دس پاچم نکن، نیگا: فرش دلم مونده هنو. هنو ایوون چشام گرت و خاکش پاک نشده. خیلی وقته این چشا ابری و نمناک نشده. آدما میگن تو داروی جوونی رو داری. روی زخم دل عاشقا، تو مرهم میذاری. هر کی عاشق می‌شه نور چشم تو پناهشه. اگرم کم

ادامه مطلب ...
خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله (هاتف اصفهانی)

دیوان اشعار زیبای هاتف اصفهانی. سید احمد حسینی متخلص به هاتف اصفهانی از شعرای نامی ایران در عهد افشاریه و زندیه است. وی اصالتاً از خانواده‌ای آذربایجانی بود ولی در اصفهان بدنیا آمد. هاتف اصفهانی شاعری توانا و مسلط به زبان و ادب فارسی بود. وی از سبک شعرای متقدم ایران به ویژه حافظ و سعدی پیروی می کرد و طبع خود را در سرایش تمامی قالبهای شعری اعم از غزل، قصیده و رباعی، ترجیع‌بند و ترکیب‌بند آزمود. خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله. ماه و تو به کف شیشه و در دست پیاله. در طرف چمن ساقی دوران می عشرت. در ساغر گل کرده و پیمانهٔ لاله. بر سرو و سمن لؤلؤ ت

ادامه مطلب ...
اشعار زیبای بهار و عید نوروز (3)

اشعار زیبا درباره عید نوروز. مبارکتر شب و خرمترین روز. به استقبالم آمد بخت پیروز. دهلزن گو دو نوبت زن بشارت. که دوشم قدر بود امروز نوروز. مهست این یا ملک یا آدمیزاد. پری یا آفتاب عالم افروز. ندانستی که ضدان در کمینند. نکو کردی علی رغم بدآموز. مرا با دوست ای دشمن وصالست. تو را گر دل نخواهد دیده بردوز. شبان دانم که از درد جدایی. نیاسودم ز فریاد جهان سوز. گر آن شب‌های باوحشت نمی‌بود. نمی‌دانست سعدی قدر این روز. سعدی. اشعار زیبای بهار و عید نوروز. سپیـــــده‌دم، نسیمی روح پــــــــــرور. وزیــــــد و کـــــــــرد گیتی را معنبـــــــر. تـــو پنـــــ

ادامه مطلب ...
اشعار شهادت حضرت زهرا (س) و دهه فاطمیه (2)

اشعار شهادت حضرت زهرا (س). از بــیـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه. گــوئـی شــده قـــیـامـت بـر پـا درون خــانــه. برپاست شور محـشر از عـتـرت پـیـمبـر(ص). خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه. اهریمنان نمودند خون قلب مـصـطفی(ص) را. در مـنـظـر خـلایـق بـی جــرم و بــی بـهــانـه. در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا. دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر یـگــانـه. زیـنـب(س) بـه نـاله گـویـد کـشـتـند مــادرم را. ایـن یک ز ضـرب سـیـلی آن یک ز تـازیانه. در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نیم بسمل. مـحـسـن(ع) فـتاده چـون گـل پر پر

ادامه مطلب ...
بیداد رفت لاله بر باد رفته را (شهریار)

غزلیات شهریار, دیوان اشعار شهریار. بیداد رفت لاله بر باد رفته را. یا رب خزان چه بود بهار شکفته را. هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید. نو کرد داغ ماتم یاران رفته را. جز در صفای اشک دلم وا نمی شود. باران به دامن است هوای گرفته را. وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود. آخر محاق نیست که ماه دو هفته را. برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب. آورده ام به دیده گهرهای سفته را. ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین. بیدار کردی آن گل در خاک خفته را. گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست. تب موم سازد آهن و پولاد تفته را. یارب چها به سینه این خاکدان در است. کس نیست واقف این

ادامه مطلب ...
دل به بوی وصل (سلمان ساوجی)

اشعار سلمان ساوجی, شعر و ترانه. خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را داشت و تربیت فرزندش سلطان اویس را به او واگذار کرد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام "جمشید و خورشید" و "فراقنامه" به جای مانده است. دل به بوی وصل آن گل آب و گل را ساخت جا. ورنه مقصود آن گلستی گل کجا و دل ک

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه