پشت پنجره نشسته ام

پشت پنجره نشسته ام
زانوی غم بغل کرده ام
آسمان بارانی شده
باران نيست اشک دل من است
آسمان به نيابت از من می ريزد اشک
من ناپاک و نالايق بودم به اشک
اشک پاک و من پست و خوار
من لياقت اشک ندارم
پيش آسمان گفتم درد دلم را

به آسمان گفتم كه من لايق اين حسرت نيستم

من لايق انتظار نيستم

لايق نيستم كه هر چه گويم عبث است

التماسم بر باد است

آسمان تو لايق اين انتظاري

من صبوري نكردم در انتظار

شايد كه لايق باشد اشك هاي آسمان

لايق التماس باشد لايق ديدار تو باشد

نصيب ما نشد ديدار دوست

كاش نصيب آسمان شود ديدار دوست

او بيند و مژده آورد بر ما

زين غم برهاند ما را

زين غم و حسرت

زين فراق و ظلم برهاند ما را

آسمان ببار چه زيباست صداي گريه هايت

هواي بارانيت زيباست

گويي الماس ز چشمانت مي ريزد

شايد خدا بشنود صداي گريه تو را

گريه هاي ما دروغين بود

آسمان گريه كن كه صداقت ز چشمان تو مي بارد

كه عشق با اشكهاي تو احسان مي شود بر ما

گريه كن شايد خدا به خاطر اشك هاي تو

 ببخشد گناه ما را

ببخشد اين گناه را كه صبوري نكرديم در انتظار

خدايا اين آسمان است كه التماس مي كند

من لايق التماس نيستم

تو مي داني پاك است اشكهاي آسمان

گريه كن آسمان گريه كن

شايد كه روزي دستي زند بر شانه ي تو

كه آمدم آمدم گريه بس است آمدم

آمدم گوهر محبت آورده ام

گريه غم بس است

آمدم نوبت گريه ي وصال است

آمدم نوبت عشق و خوشي است

ظلم را مي كشم

آمدم گريه بس است   

آسمان گريه كن گريه كن

شايد كه روزي دستي زند

بر شانه ي تو كه آمدم

آسمان گريه كن شايد به احترام اشك تو بيايد

                                                                        
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه