نثر  کهن فارسی

نثر  کهن فارسی


مقاله حاضر، پس از نگاهی گذرا به تاریخچه زبان و ادبیات فارسی از روزگاران کهن تا عصر حاضر، ادبیات حماسی و اقسام حماسه، ادبیات غنایی و ساختار آن و ادبیات تعلیمی و جایگاه این نوعِ ادبی را در زبان فارسی بررسی و سپس خوانندگان گرامی را با نثر فارسی و سیر تحول آن آشنا می کند. در پایان نیز چند متن برای نمونه، از هر کدام از این انواع ادبی ارائه شده است.

گذری بر تاریخچه ادبیات کهن فارسی

نثر کهن فارسی

نثر

نثرنویسی، بخش دیگری از ادبیات فارسی است که همواره تحت الشعاع شعر فارسی قرار گرفته است. پیش از آغاز بحث باید گفت که تمام متن های منثور فارسی را نمی توان در حوزه ادبیات بررسی کرد؛ زیرا برخی از آنها جنبه هنری و خیال انگیزی ندارند و فاقد بار عاطفی هستند و در آنها بیشتر به جنبه ابزاری زبان توجه شده است. پیشینه نثر فارسی هم مانند شعر، به دوره پیش از اسلام برمی گردد.

بیشتر متن های منثور به زبان فارسی میانه که باقی مانده اند، به ویژه سرگذشت نامه ها و پندنامه های دوره ساسانی، جنبه ادبی دارند. پس از اسلام نثر رسمی فارسی، در پی وقفه ای، از شکل ابتدایی خود بیرون آمد و در دوره سامانی به شکل فارسی دری جلوه گر شد.

نخستین متن منثور بر جای مانده، برگ هایی از مقدمه شاهنامه ابومنصوری است که گروهی از دانشوران خراسان و ماوراءالنهر به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، در سال 346 هـ .ق، در موضوع تاریخ و تاریخ داستانی ایران پیش از اسلام نگاشته اند.

این کتاب سرآغاز نثرهای تاریخی به زبان فارسی است که در همان دوره سامانی با تاریخ بلعمی و کمی بعدتر با مجمل التواریخ و القصص که مۆلف آن ناشناخته است، ادامه یافت.

بعد از تاریخ بلعمی، فن تاریخ نویسی غیرداستانی مبتنی بر واقعیت های موجود، در زبان فارسی مطرح شد. اندکی بعد در دوره غزنوی، یکی از مهم ترین کتاب های تاریخی فارسی با جنبه ادبی بسیار قوی، به قلم ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، در مدتی نزدیک به نیم قرن گردآوری و در سی جلد تنظیم شد که بخش اعظم آن با گذشت زمان نابود شد. بخش موجود کتاب که به تاریخ بیهقی موسوم است، کمتر از یک ششم کل کتاب و دربرگیرنده تاریخ عصر مسعود غزنوی است و به همین دلیل، تاریخ مسعودی هم نامیده شده است.

از همین دوره غزنویان، تاریخ دیگری به نام زین الاخبار به قلم ابوسعید عبدالحی بن ضحاک گردیزی نیز باقی مانده است که از نظر ادبی ارزش چندانی ندارد.

فن تاریخ نویسی در دوره های بعد هم اهمیت و اعتبار داشته است و کتاب هایی همچون راحةالصدور اثر محمد بن علی بن سلیمان راوندی در تاریخ سلجوقیان، تاریخ جهانگشا اثر عطاملک جوینی، جامع التواریخ به قلم رشیدالدین فضل الله همدانی، تاریخ گزیده از حمدالله مستوفی قزوینی، ظفرنامه اثر شرف الدین علی یزدی، مطلع سعدین نوشته کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی، روضة الصفا به قلم میرخواند، حبیب السّیر به قلم خواندمیر، عالم آرای عباسی اثر اسکندربیگ منشی و درّهُ نادری و جهانگشای نادری اثر میرزا مهدی خان استرآبادی، عرصه تاریخ نویسی را پربار و پهنه ادب فارسی را رنگارنگ کرده است.

شاخه ای از تاریخ نویسی فارسی، به تاریخ های محلی اختصاص یافته است که در این زمینه، از گذشته های دور کتاب هایی مانند تاریخ سیستان از نویسنده ای ناشناخته، تاریخ بخارا به قلم نرشخی و ترجمه قبادی و تلخیص محمد بن زُفَرِ بن عُمَر، و تاریخ بیهق اثر ابن فندق باقی مانده است.

فن تاریخ نویسی در دوره های بعد هم اهمیت و اعتبار داشته است و کتاب هایی همچون راحةالصدور اثر محمد بن علی بن سلیمان راوندی در تاریخ سلجوقیان، تاریخ جهانگشا اثر عطاملک جوینی، جامع التواریخ به قلم رشیدالدین فضل الله همدانی، تاریخ گزیده از حمدالله مستوفی قزوینی، ظفرنامه اثر شرف الدین علی یزدی، مطلع سعدین نوشته کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی، روضة الصفا به قلم میرخواند، حبیب السّیر به قلم خواندمیر، عالم آرای عباسی اثر اسکندربیگ منشی و درّهُ نادری و جهانگشای نادری اثر میرزا مهدی خان استرآبادی، عرصه تاریخ نویسی را پربار و پهنه ادب فارسی را رنگارنگ کرده است.

تاریخ نویسی، از قرن های هشتم و نهم به بعد، در شبه قاره هند هم رونق داشته که از میان کتاب های تاریخی این دوره، تاریخ فرشته و تاریخ الفی معروف تر است. دومین کتاب نثر فارسی که خوشبختانه متن کامل آن از دوره سامانی بر جای مانده است، ترجمه تفسیر طبری است. این کتاب که در سال 351 هـ .ق گروهی از دانشمندان ماوراءالنهر آن را به فرمان سامانیان تنظیم و ترجمه کردند، سرمشق و سرآغاز ترجمه ها و تفسیرهای فارسی قرآن و کتاب های دینی به شمار می آید و در واقع ترجمه و تلخیص هایی کاملاً آزاد از تفسیر سی جلدی محمد بن جریر طبری است که در اوایل قرن چهارم به زبان عربی تألیف شده است. بعد از ترجمه تفسیر طبری، هم تفسیر و ترجمه قرآن به پارسی ادامه یافت و هم چند کتاب دینی و کلامی در حوزه معارف اسلامی به زبان فارسی نوشته شد که ادبیات دینی ایران را پربارتر ساخت.

از تفسیرهای معروف دوره های بعد، می توان از تفسیر سورآبادی، تفسیر تاج التراجم از شهفور اسفراینی، روض الجنان و روح الجنان از ابوالفتوح رازی و کشف الاسرار از میبدی نام برد.

در کنار کتاب های تاریخی محض، از تذکره ها که کتاب های تاریخ ادبیات دوران گذشته به شمار می آمدند نیز باید یاد کرد. تذکره نویسی با محمد عوفی و تألیف کتاب لباب الالباب آغاز شد. بعدها دولتشاه سمرقندی با تألیف تذکرة الشعراء کار او را دنبال کرد. در دوره صفوی هم در ایران تذکره های متعدد و مشهوری چون تحفة سامی، هفت اقلیم، عرفات العاشقین و تذکره نصرآبادی تدوین شده است. این کار تا دوره قاجار و در واقع تا پیش از تألیف تاریخ ادبیات به شیوه جدید ادامه یافت. از میان واپسین تذکره های مهم فارسی که سنت تذکره نویسی فارسی را تا نزدیک دوران معاصر تداوم بخشید، از مجمع الفصحاء اثر رضاقلی خان هدایت می توان نام برد.

در سنت نثرنویسی فارسی، غیر از کتاب های رسمی، منشآت و آثار دیوانی مانند عَتَبةُ الکَتَبَه اثر منتجب الدین بدیع، التوسل الی الترسّل اثر بهاء الدین محمد بن مۆید بغدادی و در دوره های اخیر منشآت قائم مقام فراهانی و سفرنامه ناصرخسرو، شهرت و اعتبار ادبی یافته است. سفرنامه ناصرخسرو که نخستین کتاب در نوع خود به زبان فارسی است، سیمای شهرها و مردمان آن و وضع زندگی و اجتماع آن روزگاران را برای خواننده امروز به تصویر می کشد و با کشش داستانی خود، وی را در غم و شادی و مسائل مردمان آن روز شریک می سازد.

دسته ای دیگر از کتاب های منثور فارسی که بیشتر برای شاهان و شاهزادگان و به منظور آموزش شیوه های حکومت و مملکت داری به آنها، تدوین شده، به «آینه میران» یا «نصیحه الملوک» شهرت یافته است و در زبان فارسی اهمیتی ویژه دارد. از میان این نوع آثار می توان قابوس نامه به قلم امیر عنصرالمعالی، سیاست نامه اثر خواجه نظام الملک و نصیحه الملوک اثر محمد غزالی را یاد کرد.

قابوس نامه دربرگیرنده حکایت های دل پذیر و هدف دار، با نثر نیکو و استادانه فارسی است. این کتاب بازگوکننده روش خردمندانه زندگی ایرانیان پیش از دوره مغول است.

در ترتیب اهمیت آثار، اندرزنامه ها و کتاب هایی با درون مایه حکمت عملی قرار می گیرند که از آن میان می توان به کتاب هایی چون بحرالفوائد از نویسنده ای ناشناخته، کیمیای سعادت اثر غزالی، اخلاق ناصری اثر خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق محسنی اثر کاشفی سبزواری و اخلاق جلالی اثر جلال الدین دوانی اشاره کرد.

بخش ادبیات تبیان


منبع:حوزه

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه