می روم با کوله بار ِخالی از دلهره ،تا مقصدی بی انتها با نوک ِ پاها دگر راهی شدم تا نماند در دل ِ تو ردّ ِ پا

می روم با کوله بار ِخالی از
دلهره ،تا مقصدی بی انتها 
با نوک ِ پاها دگر راهی شدم 
تا نماند در دل ِ تو ردّ ِ پا

می روم بارِ گناهت را به دوش
می کشم تا گریه را پنهان کنم 
خسته ای از این همه پیچیدگی
می روم کار تو را آسان کنم 


پس خدا حافظ همه دنیای من 
می روم تا از غمم راحت شوی 
می روم ای آبی رویای عشق
تا خلاص از شرّ ِ یک عادت شوی 

گرچه از تکرار بیزارم ولی 
تک تک ِاین واژه ها تکرارینَد
تکّه های قلب ِمن دیگر زتو 
مبتلا بر رنج ِ یک بیماریند

عشق من دلواپسم هرگز نشو
داغ تو آخر که بر این دل نماند
تا که فهمیدم ز جسمم خسته ای 
پای من راهی شد و در گِل نماند


گرچه گیجت کرده ام ، اینبار هم 
باز کن پیچیدگی های مرا
دلخوشم با خاطرات ِمرده ات
می روم حتی نمی گویم چرا...

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه