من دلگرم بنفشه ای هستم

من دلگرم بنفشه ای هستم


چند شعر کوتاه طنز از اکبر اکسیر

عید نوروز

اخطار:

از آجیل سفره عید

چند پسته لال مانده است

آنها که لب گشودند، خورده شدند

آنها که لال مانده اند، می شکنند

دندانساز راست می گفت:

پسته لال، سکوت دندان شکن است!

 

خانه تکانی:

عید که می آید

مورچه ها می آیند و شیرینی ها را می برند

بهار، از زیر طبقه همکف سرک می کشد

و درست کنار پنجره دستشویی گل می دهد

ملیحه خانه می تکاند

و اشیای قدیمی یک به یک

پشت وانت پرت می شوند

عید که می آید

این خاطرات من است که حراج شود!

 

تبریک:

اپرای کوراغلو

در مایه ی افشار

به سرپرستی ندیر قلی خان

تمدید شد

(*)

از شیراز، هنوز هم

بوی شنبلیله می آید

لطفا، لطفعلی خان را دراز کندی

کمی نمک، یک پیمانه روغن

سبزه ها را تفت دهید

چشم بلبل ها را در آورید

آقامحمدخان، هوس قرمه سبزی کرده است

(*)

راستی ببخشید: نوروزتان پیروز!

 

مشورت:

تعطیلات نوروز به کجا برویم؟

پدر از بی پولی گفت و قسط های عقب مانده

مادر از سختی های راه و از بی خوابی و ملافه و حمام

ماعت شد 12 نصفه شب

گفتم برویم سر اصل مطلب

یکی گفت برویم شیراز

دیگری گفت نخیر، مشهد!

ساعت شد 5 صبح

مادر گفت بالاخره کجا برویم؟

پدر گفت: برویم بخوابیم!

 

آبونمان:

مثل قوم و خویش دم عید

تمام فیش ها آمده اند

جز فیش مهربان حقوق بشر!

فیش آب، مصرفی نیما خان بابت خوابگه مورچگان

فیش برق، بابت لامپ اضافی کافه نادری

فیش گاز، بابت مصرف بهینه صادق هدایت

تلفن، وای نگو، نگو که سپانلو ناراحت می شود!

 

بهاریه:

برف بطور زنده پخش می شود

تمام شبکه ها برفکی است

من دلگرم بنفشه ای هستم

که کنار اجاق دستشویی  حیاط

با شعله بنفش می سوزد!

بخش ادبیات تبیان


منبع: جنگ تجربه

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه