هرگز راز عشقت را با معشوق مگوي آن عشق مي پايد که ناگفته مي ماند

هرگز راز عشقت را با معشوق مگوي 

آن عشق مي پايد که ناگفته مي ماند 

زيرا اين نسيم لطيف و مهربان 

خوشتر که خاموش و نامرئي بگذرد 

من از عشق خويش با معشوق سخن گفتم 

و راز دل آشکار کردم 

اما او سرد و لرزان 

و هراسناک و پريشان 

مرا رها کرد و برفت 

ديري نپاييد 

که رونده اي از راه رسيد 

خاموش و نامرئي و همچون نسيم 

و او را با يک آه در ربود و ببرد 

ويليام بليک

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه