لحظۀ خداحافظی به سینه ام فشردمت اشک چشمام جاری شد... دست خدا سپردمت...

لحظۀ خداحافظی به سینه ام فشردمت

اشک چشمام جاری شد...

دست خدا سپردمت...

دل من راضی نبود به این جدایی نازنین

عزیزم منو ببخش،اگه یه وقت آزردمت

گفتی به من غصه نخور،می رم و برمی گردم

همسفر پرستوها می شم و بر می گردم

گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی

گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمی گردم

عزیز رفته سفر کی برمی گردی

چشمونم مونده به در کی برمی گردی

رفتی و رفت از چشام نور دو دیده 

ای ز حالم بی خبر کی برمی گردی...!!؟؟؟

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه