صدائی می شنوید - آن سوتر از آب در این سکوت مبهم - گریه و خواب شهری می بینید در توهم!

صدائی  می شنوید -
 آن سوتر از آب
در این سکوت مبهم -
گریه و خواب
شهری می بینید در توهم!
پر از ستاره و سراب
دهکده ای -
پر از دوستی ناب
اما:
 فنا کردند
 مرا با یک
خداحافظی ساده
 همان موج خروشانم
که روزی خراب می کرد
گریه هایتان را
 همان نسیم خنده سابقم
که می دادم لبخند را به همه
کنون با من چه کردید؟
من رفتنی در پیش رو دارم
درد درونم را نمی بینید
من همان پرستوی مهاجر از خویشم
صدایم را بشنوید
من همان صدای آن سوی آبم
 همان ترانه
زیبای گریه و خواب
 در سکوت مبهمم
 همان ابر بارانم
من همان ...................

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه