هــرکی فـهـمـید کـه بـریدی مـیخواد از تنت ببره واسـه شـیـره خـسـته ،مـوشـم، یلی میشه و میغره تــابـدونـن شـدی خـسـتـه هـمه مـیـپـرن به جونت تـیـکه تـیـکـت و مـیـدزدن حـتـی قـلب مهربونت

 

هــرکی فـهـمـید کـه بـریدی مـیخواد از تنت ببره واسـه شـیـره خـسـته ،مـوشـم، یلی میشه و میغره

تــابـدونـن شـدی خـسـتـه هـمه مـیـپـرن به جونت تـیـکه تـیـکـت و مـیـدزدن حـتـی قـلب مهربونت

دیـگـه تـسـلیـم مـیـشـی وقـتی تـوی گـله ی شـغالا آشــنــارو بـبـیـنـی کــه غـــریــبــن دیــگــه حــالا

حــتـی اونـایی کـه روزی هـمه یاور بودن وکس وقـتی افـتـادی مـیبـینـی که میشن به شکل کرکس

وقــتــی قــیمــتـه شـهـامـت کـمـتـراز قـیـمته نونه وقــتـی نـقــل نــقـدوسکست هرشغـالـی مهـربونه

نـون تو خون زدن یه عادت،هرحـماقـتی رشادت قـربـونـت بـرم خدایـا تورو میخوان واسه حاجت

دیــگــه انــگــار وقــت اونـه از خـداهم باخبر شد زیربارون رفت وباعشق بودومـوندوخیس تر شد 

باید ازین منه خودخواه مـردوعـاشـقـونـه دل کـند وقـت اونـه مـا نـذ اریـم کـه یـه دلال بـگه دل چند

دل بـیقـراره پـاک چـند عاشـقای سـیـنه چاک چند مـهـربـونی هـمـزبونی حــتی دلـهـای حـلال چند

خنده ی از ته دل چند تن و جون و آب و گل چند حـــتــی روزای جــوونـی آدمـــای ســاده دل چـند

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه