شعر تصویر زن ( ایرج میرزا )

شعر تصویر زن ( ایرج میرزا )

اخبار،سرگرمی,آشپزی,مد,روانشناسی,اینترنت

 شعر و ترانه, شعر ایرج میرزا, اشعار عاشقانه

در سردر کاروانسرایی
تصویر زنی به گچ کشیدند

 

ارباب عمایم این خبر را
از مخبر صادقی شنیدند

 

گفتند که وا شریعتا خلق
روی زن بی نقاب دیدند

 

آسیمه سر از درون مسجد
تا سردر آن سرا دویدند

 

ایمان و امان به سرعت برق
می رفت که مؤمنین رسیدند

 

این آب آورد آن یکی خاک
یک پیچه ز گِل بر او بریدند

 

ناموس به باد رفته ای را
با یک دو سه مشت گِل خریدند

 

چون شرع نبی ازین خطر جَست
رفتند و به خانه آرمیدند

 

غفلت شده بود و خلق وحشی
چون شیر درنده می جهیدند

 

بی پیچه زن گشاده رو را
پاچین عفاف می دریدند

 

لبهای قشنگ خوشگلش را
مانند نبات می مکیدند

 

بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپیدند

 

درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنمیدند

 

می گشت قیامت آشکارا
یکباره به صور می دمیدند

 

طیر از وکرات و وحش از حجر
انجم ز سپهر می رمیدند

 

این است که پیش خالق و خلق
طلاب علوم روسفیدند

 

با این علما هنوز مردم
از رونق ملک ناامیدند

 

منبع:irajmirza-sher.blogfa.com

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه