نه گريه ام نه خواب سبز يك پروانه از نفس هاي سرد انتهاي تقويم با تو طلوع كرده ام

نه گريه ام نه خواب سبز يك پروانه

از نفس هاي سرد انتهاي تقويم با تو طلوع كرده ام

بخوان و بپرس:" دوستم داري...؟"

گل
كاش مي شد بكشم دست به پيشاني گل

يا كه يك شب بروم باز به مهماني گل

بايد امشب به تن باغچه آبي بزنم

تا مگر دست دهد صحبت پنهاني گل

باد بر دوش تن زخمي گل را مي برد

آه از رنج من و بي سر و ساماني گل...

نگاه

نگاهت آسمانم بود و گم شد

دو چشمت سايبانم بود و گم شد

به زير آسمان در سايه تو

جهان در ديدگانم بود و گم شد...

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه