واژه ها حقیر شده اند، من سکوت نکرده ام ...

واژه ها حقیر شده اند، من سکوت نکرده ام ...

وقتی پلک هایم روی هم می روند 

دو نصفه می شود خواب هایم 

یکی ... 

حضور تو و آن چشم های درشت آسمانی 

و دیگری نبودنت 

کابوسی دوباره ... 

آخر ، مسیح بی گناه من 

کدامین صلیب تو را از من گرفت ؟ ! 

هنگامی که انجیل تو 

هنوز ، سرنوشت دست های من است ... 

بگو : فریاد تو 

کدامین بغض در گلو مانده است ؟! 

که سکوت سهم من است و بس ...
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه