من آواره ترين بي خانمان ام غم عشق و جنون شد آب و نانم برايم سفره اشكي مهياست

من آواره ترين بي خانمان ام

غم عشق و جنون شد آب و نانم
برايم سفره اشكي مهياست
كه آنرا زير باران مي تكانم...

* تب گندم
دلم مي خواست عمري گم بمانم
شبيه تك تك مردم بمانم
ولي شعر آمد و هواي من شد
نشد دور از تب گندم بمانم...

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه