رابطه ازدواج مجدد و همراه اول

رابطه ازدواج مجدد و همراه اول


کاریکلماتور، دنیای جالبی دارد که خواندنش اگرچه خیلی طول نمی کشد اما تولید و نگارشش شاید ساعت ها زمان برده باشد.

رابطه ازدواج مجدد و همراه اول

کاریکلماتور، دنیای جالبی دارد که خواندنش اگرچه خیلی طول نمی کشد اما تولید و نگارشش شاید ساعت ها زمان برده باشد.

- حادثه، واحد تولید خبر است.

- زخم نا کار، کاری از آب در آمد.

- حباب آب، طاقت تلنگر هم ندارد.

- بیداری معتاد با چُرت پر می شود.

- ازدواج مجدد، انتخاب همراه دوم است.

- آلمانی ها مارک دار ترین آدم ها هستند.

- معلم ریاضی درگیر مسایل خانوادگی بود.

- درخت بهار حامله و پاییز پا به ماه می شود.

- تیر خلاص قبل از عزراییل به محل حادثه رسید.

- پیچ جاده به مهره ی هیچ ماشینی نمی خورد.

- با بخار ترین شیشه ها زمستان زاده می شوند.

- زمستان با شن و نمک حال خیابان را پرسید.

با بخار ترین شیشه ها زمستان زاده می شوند.

- ترافیک سحر خیزترین رهگذر خیابانی است.

- مرگ، پس انداز عمر است برای روز مبادا.

- افترا، پاس کاری جرم است.

- آدم پخته، بوی الرحمان می گیرد.

- متهم ردیف اول ردیف آخر نشسته بود.

- آینده، در دستور زبان بحران جایی ندارد.

- سیل تو سرزنان از شیب دره سرازیر شد.

- رکود، خیابان را لنگرگاه جوان بی کار کرد.

- لبنیاتی ینگه دنیا، آدم ها را «چیز» خور می کند.

- درخت ها بعد از قطع شدن به یکدیگر تنه می زنند.

- ای کاش دندان پزشک دندان طمع را هم می کشید.

- عجب معماری است آن که از کاه، کوه می سازد.

 - روی ماهت را گرفته بودی، نماز آیات خواندم.

- فاعل و مفعول فتنه های دستور زبان هستند.

- گرانی گفت سرم را بشکن نرخ ام را نشکن.

- زخم ��ستر، آخرین تن پوش بیمار شد.

- به ورم گرانی، تورم می گویند.

 

 

بخش ادبیات تبیان


منبع: خبرآنلاین -  حسین ناژفر
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه