ای ماه با تو شب چه زيباست

ای ماه با تو شب چه زيباست

با تو اين ديو چو پرياست

ماه عصمت شبهاست

در حضورش شب چه فريباست

ماه را رها بايد ز شب کرد

رها ز زندان و بند کرد

نشايد که سياوش درآتش بسوزد

ماه معصوم از چه محبوس باشد؟

نشايد که ماه تنها در ميدان شب بجنگد

نشايد که غفلت ، دولت شب را تثبيت کند

بايد که صاعقه ای زند بر ما

برقی سهمگين زند بر ما

بايد که در شيپورها بانگ بيداری افکند

اين در ناز خفتگان را تکانی دهند

خواهم زين شب رهايی.خواهم با روز آشنايی

حيرتم ماه به اين پاکی نصيب 

شبی شده به اين تاريکی
حيرتم که ماه بسوزد
 زخاکسترش خورشيد نمايان شود

خواهم ز خدايم  گشايد بند از دستان ماه

نصيب ماه کند روز وصال

نمايان کند دستان قائم را

پایان دهد شب ظالم را



                     
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه