من از یک درد بی درمون تو از اعجاز می گوئی من از کنج قفس اما تو از پرواز می گوئی

من از یک درد بی درمون تو از اعجاز می گوئی

من از کنج قفس اما تو از پرواز می گوئی 

من از یک چهار دیواری محدود و کسالت بار

تو اما ازیک فضای ساده و دلباز می گوئی

من از یک بغض مانده در گلوی خویش می گویم 

تو اما از طنین دلکش آواز می گوئی

من از یک موسیقی جانگاه شیون با تو می گویم

تو با من از صدای رو ح بخش ساز می گوئی

من از پایان یک عمر سراسر درد می نالم 

تو از زیبایی گلواژه ی آغاز می گوئی

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه