خدا حافظ براي او چه آسان بود ولي قلب من از اين واژه لرزان بود)) و چنين بود كه در وقت بهار، فصل پاییز دلم زود رسید،

خدا حافظ براي او چه آسان بود ولي قلب من از اين واژه لرزان بود))

و چنين بود كه در وقت بهار، فصل پاییز دلم زود رسید،

و بهارم طی شد.

در سراشیبی مرگ،

برگها افتادند.

خش خشی بی پایان

زوزه ای از سرما، 

و صدایی از درد،

باغ را ویران کرد.

سبزی روی مرا می دیدی

همگی گم شد و رفت،

حرف مردم شد و رفت.

گفتنی را گفتم،

آنچه می دانستم.

همه را باخته ام و جوانی را هم.

جبر و تقدیر چنان کرد که باور کردم،

آنچه بر ما آمد.

***

تو كه در ��ازاري،

راستي قيمت يك شاخه مريم چند است؟

مريمم پرپر شد.

باز بازنده شدم

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه