اگرچه از غم دوری شکسته ام، سردم و مثل بغض خزان، در درون خود زردم

اگرچه از غم دوری شکسته ام، سردم

و مثل بغض خزان، در درون خود زردم

مباد خسته ببینم نگاه خوبت را

مباد درد تو آید به روی صد دردم

تو نور قبله پروانه های جان سوزی

که من به دور وجودت همیشه می گردم

بخوان که بشکفد احساس این غزل امشب

ببین! برای گلویت ترانه آوردم

اگرچه غم زده هستم و می روم از دست

نبود، گر غم عشقت بگو، چه می کردم

تمام گریه من، نذر اینکه بازآیی

وبشکفد غزل از قلب زار شب گردم
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه