مادر ای روشنی دیده و ای نخل امید ای رخت شمع شبستان دل و فصل نوید

مادر ای روشنی دیده و ای نخل امید

ای رخت شمع شبستان دل و فصل نوید

گلشن مهر و صفا سایه ی لطف تو مرا

آورد رائحه ی باد صبا صبح امید

ای همایون به سرم بال محبت بگشای

که ز جان تو به جان بارقه ی روح دمید

همه سر فصل حیاتم ز حیات تو بود

که شب و روز نمایم ز خدایت تمجید

همه خشنودی حق عین رضای تو بود

که به زیر قدم توست بهشت جاوید

تا بود جان به تنم محو مباد از نظرم

خار هر درد و بلایم که به جان تو خلید

همه شب هست دعایم که خدایا مرسان

ساعتی را که ز سر سایه ی او رخت کشید

تهنیت گویم و تبریک من این روز شریف

باد ایام تو ای مادر دلسوز سعید

راحت خاطر تو هست رهائی ز سقر

ز من آزرده نگردی که شوم روی سپید

(اثرطبع استادحاج علی محمدرهائی شهرضائی
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه