من امشب، باز امشب، گرمی دستاتو کم دارم من از عاشق شدن با دلهره با ترس بیزارم

من امشب، باز امشب، گرمی دستاتو کم دارم

من از عاشق شدن با دلهره با ترس بیزارم

دلم میگیره وقتی تو می گی لایق نبودم من

می گی دنیای من تنها شده تنها سفر کردن

همیشه فاصله تلخه ولی امید باقی هست

نگو آسون خداحافظ، تحمل کن، یه راهی هستسفرکردن


یه راهی که تو اون شاید پناه تازه ای باشه

فقط باور کن امشب می شه بی خورشید فردا شه

من امشب، باز امشب ،با تو از عاشق شدن می گم

من از آغاز تا پایان جنگ تن به تن می گم

تو هم فردا به احساس غم دلتنگی عادت کن

اگه سخته نمی تونی ، بگو ، راحت شکایت کن...

           
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه