آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!




آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!


اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست وخیار وهندوانه!


جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!

داداش مرگ من یواش
امان از دست گلگیر ساز و نقاش!

در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!
دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

دلبری دارم چو مار عینکی
خوشگل وزیبا ولی کم پولکی!

دنبالم نیا آواره میشی!

.دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

دودوتا هفتا کی به کیه!

حالا که خر تو خره ماهم پیرایدم(ژیان)

رخش بی قرار!

رفیق بی کلک مادر!

رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!

رود میرود اما ریگذارش میماند!

زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!

زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!
ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود
ز شهر و خانه ام آواره بنمود!

سر پایینی نوکرتم
سر بالایی شرمندتم

شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است
از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!


عشق میکروبی است که از راه چشم وارد میشود و قلب را عاشق میکند!

قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!

کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!

گاز دادن نشد مردی عشق آن است که بر گردی!

(گدایان بهر روزی طفل خود را کور میخواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور میخواهند!

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور میخواهند!)

گلگیرم ولی گل نمیگیرم!
 
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مش��هده سایت نشونه