استاد فوری درشاعری

استاد فوری درشاعری


در این نوشته چند راه ساده برای رسیدن به مرتبه استادی در سریع ترین زمان پیشنهاد می شود.

استاد فوری درشاعری

شاعری که تازه کار است ، دلش می خواهد که شعرش را برای دیگران بخواند تا آنها درباره اش نظر بدهند. دلش می خواهد که از تجربه شاعران دیگر استفاده کند.

شاعردوست دارد  کتاب های مرجع و مجموعه های ارزشمند شعر را مطالعه کند و با نشریات معتبر ادبی آشنا شود و در یک کلام  مشتاق آموختن  و تجربه اندوختن است.

اما پس از مدتی که نامش بر سر زبان ها افتاد و پشت تریبون ها ، شعر خواند و در نشریات شعرش منتشر شد دیگر شاعر تازه کار نیست و شاید دلش بخواهد که استاد بشود. از مزایای مهم استاد شدن در شاعری این است که سروده های استاد نیازی به نقد و ارزیابی ندارد ، دیگر این که در جشنواره ها و محافل بدون ارسال اثر دعوت می شود و از همه مهم تر این که دیگر نیازی به مطالعه ندارد و شاعران تازه کار برای کسب تجربه و دانش اندوزی به او نیازمند می شوند.

در این نوشته چند راه ساده برای رسیدن به مرتبه استادی در سریع ترین زمان پیشنهاد می شود.

1- انتشار چند مجموعه شعر، تعداد عنوان های کتاب مهم است. محتوای کتاب ، تعداد صفحات آن و حتی ارزش ادبی شعرها ،اهمیتی ندارد فقط تولید شعر و افزودن بر عنوان کتاب ها مهم است.

2- اداره جلسه ادبی ، این روش برای استاد شدن بسیار رایج است. یک جلسه ادبی در هر جا که ممکن است حتی در منزل خودتان راه بیندازید و آن را اداره کنید تا استاد شوید.

3- بنیان گذاری یک مکتب ادبی تازه، با این شیوه شما به صدر اخبار و تحلیل های نشریات ومحافل ادبی را می یابید و مصاحبه می کنید و استاد می شوید.

4- شرکت در برنامه های تلویزیونی ، اگر به برنامه های تلویزیونی راه پیدا کردید، بی هیچ دردسری استاد می شوید، چون مجریان تلویزیون تمام مهمانان برنامه را ، استاد می نامند.

5- دستگیر شدن، این راه البته کمی خطرناک است اما روشی تضمینی برای استاد شدن در سطح جهانی است. مخالفت کنید و شعرهای آتشین بگویید تا دستگیرتان کنند تا بلافاصله در سطح رسانه های جهانی به رتبه استادی نائل شوید. از مزایای این شیوه آن است که در محافل داخلی و حتی در دستگاه های دولتی هم رتبه ادبی و علمی و البته نرخ کارتان افزایش می یابد.

وقتی به مرتبه استادی رسیدید ، دیگر نه شعر بگویید و نه مطالعه کنید و نه درجایی شعر بخوانید، استاد فی الواقع، جهانی است بنشسته در گوشه ای، حتی چندان میلی به سخن گفتن ندارد؛ شاگردان و مریدان شعر می خوانند و استاد تفقدی می فرمایند وگاه از روی عنایت سری تکان می دهند.

6- به بزرگان شعر حمله کنید و اگر زمینه فراهم بود فحش بدهید، بگویید شاهنامه شعر نیست، سعدی ناظم است و شاعر نیست ، و همین طور بگیر و بیا تا روزگار خودمان به نیما و بهار و شهریار و اخوان وبه هر کس که با فحش دادن به او می توان مشهور شد.

بسیاری از نام آوران محافل ادبی با همین روش استاد شده اند.

7- مقدمه نویسی بر کتاب دیگران، با این کار شما بلافاصله به رتبه استادی می رسید ،  مقدمه نوشتن بر کتاب دیگران  فواید فراوان دارد از جمله آن که صاحب کتاب تا آخر عمر زیر سایه حضرت استادی  خواهد بود و هرگز نمی تواند مدعی شما بشود.

8- مرید پروری، هر استادی باید حلقه های متعددی از مریدان را در اطراف خویش فراهم آورد. از میان مریدان یکی را نورچشمی کنید و در تمام مجامع از شایستگی های او سخن بگویید و در تمام داوری ها، آثار او را به هر طریق برگزیده کنید.

مرید داشتن و نور چشمی داشتن از علایم اصلی استادی و پیش کسوتی در شعر است.

9- در فضاهای رسانه ای برای خودتان ، گروه های طرفداران و سینه چاکان بسازید، و میان آنها و مخالفان آتش بحث و جدل برافروزید. با این شیوه همواره در عناوین خبرها مطرح خواهید شد.

10- وقتی به مرتبه استادی رسیدید ، دیگر نه شعر بگویید و نه مطالعه کنید و نه درجایی شعر بخوانید، استاد فی الواقع، جهانی است بنشسته در گوشه ای، حتی چندان میلی به سخن گفتن ندارد؛ شاگردان و مریدان شعر می خوانند و استاد تفقدی می فرمایند وگاه از روی عنایت سری تکان می دهند. البته که شأن استاد اجل است از آن که از ایشان توقع برود مطالعه کنند و شعر بخوانند وشعر بسرایند و حرف حسابی بزنندو مطلبی معقول و قابل خواندن و فهمیدن بنویسند!

بخش ادبیات تبیان


منبع: وبلاگ ترنم- اسماعیل امینی

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه