از ظلمت رمیده خبر می دهد سحر

 ز ظلمت رمیده خبر می دهد سحر
 شب رفت و با سپیده خبر می دهد سحر


 در چاه بیم، امید به ماه ندیده داشت 
و اینک ز مهر دیده خبر می دهد سحر
 از اختر شبان، رمه شب رمید و رفت 
وز رفته و رمیده خبر میدهد سحر
 زنگار خورد جوشن شب را به نوشخند 
از تیغ آبدیده خبر می دهد سحر
 باز از حریق بیشه خاکسرین فلق
 آتش به جان خریده خبر میدهد سحر
 از غمز و ناز انجم و از رمز و راز شب
 بس دیده و شنیده خبر می دهد سحر 
نطغ شَبَق مرصع و خنجر زُمُرّداب 
با حنجر بریده خبر می دهد سحر 
بس شد شهید پردهٔ شبها، شهابها
 و آن پرده های دریده خبر میدهد سحر
 آه، آن پریده رنگ که بود و چه شد، کز او 
رنگش ز رخ پریده خبر می دهد سحر؟ 
چاووش خوان ِ قافلهٔ روشنان، امید!
 از ظلمت رمیده خبر می دهد سحر 

اخوان ثالث

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه