از این دنیا تو را دارم که بسیاری که بیداری


از این دنیا تو را دارم 

که بسیاری

که بیداری

که با شمع غزلسوزت

تو از پروانه سرشاری

تو از جنس گل و شبنم

تو از باران

تو از مریم

برای زخم شبهایم 

تو مثل مرهمی مرهم

ببار ای ابر هم بغضم

که دیوانی پر از سوزی

که نقاشی

پر از روزی

و من با تو نفهمیدم

که باران

از تو می بارد

نه آنکه

بر تو می بارد
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه